کد خبر:۲۰۸۱۰۳
وبلاگ «کارگری در روزنامه»
پشت پرده چه خبر است؟
حدود یک سوم از سینماهای تهران که اتفاقا از پرمشتریترین مراکز فرهنگی کشور هم محسوب میشوند، وابسته به حوزه هنری هستند و این یعنی محروم شدن این فیلمها از بخش قابل ملاحظهای از تماشاگران بالقوه سینما.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «کارگری در روزنامه» چنین آمده است:
سینمای ایران طی ماههای اخیر با وجود متن نحیف و ضعیفش اما حواشی بسیار متراکم و پررونقی داشته است. تقریبا آنچه این روزها موجب جلب توجه و گرم شدن فضای سینمای ما میشود حاشیههای آن است. تازهترین حاشیهای که این روزها گریبان این عرصه را گرفته، مواجهه طیفی از فیلمسازان با حوزه هنری است. مدیریت حوزه هنری سینماهای تحت نظر خود را از تعدادی از فیلمهایی که مضامینی در تعارض با ارزشها دارند دریغ کرده و این مسئله موجب شاکی شدن سازندگان این فیلمها شده است. چون حدود یک سوم از سینماهای تهران که اتفاقا از پرمشتریترین مراکز فرهنگی کشور هم محسوب میشوند، وابسته به حوزه هنری هستند و این یعنی محروم شدن این فیلمها از بخش قابل ملاحظهای از تماشاگران بالقوه سینما. به همین دلیل هم تهیه کنندهها و کارگردانهای این فیلمها هم طی بیانیهها و هم در نشستی رسانهای به تصمیم حوزه هنری اعتراض کردند.
مستقل از اینکه آیا تصمیم حوزه هنری قانونی بوده یا نه، چند نکته پیرامون این تحریم و آن اعتراضها قابل تأمل است:
بر هیچ کس پوشیده نیست که امروز مهمترین محور جنگ نرم علیه کشورمان از سوی نظام سلطه بین الملل، تخریب اخلاق و نهاد خانواده است. آنها میدانند که ارزشهای دینی و ملی مهمترین مانع برای غارت و تحمیل سلطه خود بر کشورمان است و دریافتهاند که کم هزینهترین روش برای اشغال کشورمان نیز از بین بردن همین ارزش هاست. این موضوعی است که در گفتارهای بسیاری از سیاستمداران و نظریه پردازهای غربی نیز تصریح شده است. ازجمله نتانیاهو (نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس) که گفت باید با پخش فیلمهای هرزه از شبکههای تلویزیونی، حکومت ایران را سرنگون کرد. (به نقل از یونایتدپرس، ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۲) و یا فرانسیس فوکویاما که تغییر ذائقه مردم را از راههای شکست دادن ایران دانسته بود. تز مشهور میشل هویلیک، تئوریسین فرانسوی نیز موید همین رویکرد است که گفته بود: «جنگ بر ضد اسلام با کشتن مسلمانها فایدهای ندارد. فقط با فاسد کردن آنها میتوان به پیروزی دست یافت.» به همین دلیل نیز در اغلب برنامههای شبکههای ماهوارهای فارسی زبان، مسائلی چون بیبند و باری و خیانت و روابط نامشروع ترویج میشود.
حالا جای سؤال است که چرا درست همزمان با اجرای این طرحها، گروهی از فیلمسازها نیز به تکاپو افتاده و فیلمهایی با همین مضامین میسازند؟ نکته عجیب و مشکوک، نه تنها همزمانی که همداستانی این فیلم هاست. به طوری که موضوع اغلب این آثار، روابط نامشروع زنها و مردهای جوان متأهل است! مشکل اصلی این است که در این فیلمها تصویری شوم و منحط از خیانت دیده نمیشود، بلکه آنچه دستمایه این آثار قرار گرفته، الگوسازی از این نوع روابط و نمایش چهرهای زیبا و شاعرانه از چنین مسائلی است.
در نشست رسانهای سازندگان این فیلمها در اعتراض به محدودیت اکرانشان، یکی از کارگردانهای محترم گفت که روشنفکری در ایران بسیار قویتر از این حرف هاست و با این گونه کارها نمیتوان به روشنفکری ضربه زد! سخنی که گرچه به ظاهر مضحک میآید، اما واقعیتهای بسیاری در این حرف دیده میشود. نکته این است که فیلم این کارگردان نیز ضمن ترویج دراماتیک روابط نامتعارف، دارای مضمونی به شدت ضدمردمی است و تصویری مخوف و سیاه از قشر مستضعف نمایش داده است. به این ترتیب کارگردان این فیلم بطور ناخواسته باطن جریان به ظاهر روشنفکری را که در تضاد با مردم هستند را رو کرده است.
ضمن اینکه فیلمهای همین کارگردانها بهترین نشانه برای وضعیت اسفبار جریان شبه روشنفکری است. این دوستان مدعی روشنفکری که نظراتشان دیگر نزد مردم خریدار ندارد و خود بهتر از هرکسی دریافتهاند که به طور مستقیم و با طرح مباحث سیاسی و اجتماعی نمیتوانند به مقاصد خود برسند برای پیشبرد اهدافشان به سوی گسترش ابتذال در جامعه آمدهاند. البته این موضوع تازگی ندارد و سال هاست که این جریان برای جبران ناتوانیهای خود، به جای فعالیت سیاسی و تبلیغ ایدئولوژیک، رو به تحمیل انحطاط اخلاقی آورده است. به ویژه اینکه بازنمودهای اجتماعی آن را هم به عینه دیدهاند. مشاهدات عینی نشان میدهد که بافتهای اجتماعی آلوده به مناسبات غیراخلاقی، تمایل بیشتری به غرب دارند و متقابلا دلبستگیشان کمتری به نظام کمتر است.
در این میان وزارت ارشاد و به ویژه شوراهای نظارتی سازمان سینمایی مسئولیت بیشتری در قبال ایستادگی در برابر این جریان دارند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰