کد خبر:۲۰۹۸۹۸
نگاهي به غزوههاي پيامبر (ص) - 1
آیا تعدد غزوههای پیامبر نشانه خشونت طلبی در اسلام است؟ / دلايل اشراف براي امتناع از پذيرش دعوت پيامبر (ص)
مطالعه تاریخ اسلام در زمینه تعدد جنگهای پیامبر این سوال را به ذهن متبادر میکند که آیا این تعداد غزوات نشاندهنده ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، زينب صارم؛ مسلمانان نسبت به جایگاه پیامبر ختمی مرتبت رویکردی تعریف شده و خاص دارند. در وهله اول معتقدند که پیامبر اسلام آخرین فرد منتخب از سوی خداوند برای منصب نبوت است و به دیگر لفظ خاتم الانبیاء است. در راستای همین اعتقاد، باور به این مسئله که دین اسلام، کاملترین و مناسبترین دین برای هدایت و تعالی بشر است امری بدیهی ميباشد.
مطالعه زندگانی پیامبر به عنوان آخرین پیامبر خدا و فردی که معصوم و درستکار است و در رفتار و تفکرات وی هیچ گونه اشتباهی و خطایی وجود ندارد منبع مناسبی برای کسب معرفت از جنبه تفکری و رفتاری است؛ چرا که پیامبر غیر از مقام نبوت و معصومیت به داشتن مکارم اخلاق در والاترین درجه خود موصوف هستند.
اما در راستای مطالعه زندگانی پیامبر اسلام در جنبههای اجتماعی و سیاسی گاه با سوالاتی مواجه خواهیم شد که بررسی و مطالعه اين سوالات سبب فهم بیشتر رفتار و کردار پیامبر ميگردد. یکی از جنبههای مورد مطالعه که بسیاری از موضوعات کتب و برگههای کتاب تاریخ را به خود اختصاص داده «غزوات و سریههای پیامبر» است.
تعداد غزوههاي پيامبر (ص)
پیامبر اسلام بعد از هجرت به مدینه 26 و یا 27 غزوه را انجام دادند «1» که در 9 غزوه شخصا به قتال پرداختهاند«2». شرایط هر جنگ اعم از استراتژیهای خاص پیامبر، امدادهای غیبی، جانشینان پیامبر در شهر، رشادتها یا بزدلیهای صحابه، نقش زنان مسلمانان در جبههها، نحوه اعمال قانون پیامبر در رابطه با اسرا، زنان و کودکان، غنایم، موارد صلح و پیمان نامهها همگی مواردی است که به کرات در تاریخ درباره آن سخن گفته شده است.
اما برخی با نگاه به تعداد غزوات و سریههای پیامبر که در مجموع از سی و پنج تا چهل مورد در تاریخ شمرده شده است «3» سوال میکنند علت این همه جنگ و خونریزی چیست؟ اگر هدف پیامبر اسلام(ص) خلق و ایجاد دوستی و مودت بین انسانها بوده علت حداقل 62 غزوه و سریه در طول مدت حکومت رسول الله چیست؟ آیا این تعداد غزوات نشاندهنده خشونت و ضد منطق بودن دین اسلام نميباشد؟
نگاهی فرا دینی به مسائل تاریخی
برای پاسخ به این سوال در ابتدا لازم است نگاهی فرا دینی به مسائل تاریخی، اجتماعی داشته باشیم. بدین معنا که با مطالعه تاریخ ميبينيم از زمانی که حتی دولتها و حکومتها شکل پیدا نکرده بودند و زندگی انسانها جنبه قومی و قبیلهای داشت این فرآیند جنگ و خونریزی در میان انسانها دیده میشد. در نتیجه، جنگ و نزاع از همان ابتداي خلق بشر در میان هابیل و قابیل شکل گرفت و ادامه پیدا کرد.
برای واضحتر شدن موضوع، فارغ از نگاه دینی _ اسلامی و از جنبه اجتماعی به وضعیت شبه جزیره عرب نگاهی میافکنیم. برای شناخت دوران قبل از اسلام و یا به اصطلاح جاهلیت چند مورد از عادات و رسوم آنان را مطالعه و بررسی میکنیم.
در سرزمینی که کهانت و پیشگویی در آن رواج داشته و مردم برای حل مشکلات خود به اين ابزار پناه میبردند عقاید باطل و خرافی تا آن جا در میان آنان رواج داشت که امام علی دوران جاهلیت را این گونه توصیف میکنند: «شيطان بر آنها چيره گشته و تاريكى دوران جاهليت آنها را فرا گرفته و شير خوردن و از شير گرفتنشان بر جهالت و گمراهى بود» (پايه تمام كارهاشان از آغاز تا انجام بر نادانى و گمراهى ريخته شده بود.)
عرب جاهلي؛ از زنده به گور کردن دختران تا خودفروشی زنان
از وضعیت اجتماعی زن در دوران جاهلیت همین بس که دختران را زنده به گور میکردند و وجود آنان را خفت و مذلت میشمردند و روسپیگری در میان زنان امری عادی و به عنوان یک شغل قلمداد میشد. خوراک آنان به سوسمارهای صحرا معروف است که هرگاه صحبت از عرب جاهلی و قبل از اسلام میشود به عنوان عرب سوسمار خوار از آنان یاد میشود.
امام علی (ع) در توصیف دوران قبل از اسلام میفرمایند: «شما اى عربها! در آن روز، بدترين دينها را داشتيد و در بدترين خانهها مىزيستيد. بر سنگهاى خشن و صخرههاى سخت يا بر روى خارهاى گزنده كه در بلاد پراكنده بود مىنشستيد و مىخوابيديد. آبهاى بدبو و ناگوار مىنوشيديد و طعامهاى درشت و ناهموار مىخورديد. خون يكديگر را مىريختيد و فرزندانتان را مىكشتيد و رشته پيوند خويشاوندى بريده بوديد و اموالتان را با يكديگر تلف مىكرديد و به باطل مىخورديد و راههايتان پرهراس بود، بتانتان در ميان شما برپا بود و خود غرق در گناهان بوديد.»
مردمی که از جهت فکری و رفاهی در مهجوریت بودند و عدهای قلیل به علت کسب منافع خویش، نه تنها بتپرستیها و خرافات را در میان آنان رواج میدادند بلکه آن را تقویت میکردند تا بتوانند راحتتر و بهتر زندگی کنند.
اگر بين پيامبر (ص) و اشراف جنگ نميشد جاي تعجب داشت!
در چنین شرایط اجتماعی که خداوند، محمد امین(ص) را به سوی عرب جاهلی مبعوث میکند رخ دادن درگیری و جنگ از دو سو امری بسیار عادی و معمول است و به دیگر بیان اگر اتفاقی به غیر از جنگ و کشمکش بین پیروان پیامبر و اشراف قریش روی میداد جاي تعجب داشت.
دلايل اشراف براي امتناع از پذيرش دعوت پيامبر (ص)
اول آنکه طبقه اشراف از دو جنبه از قبول کردن رسالت پیامبر به شدت امتناع داشتند. آنها از سويي با قبول رسالت پيامبر قدرت خود را از دست میدادند و از سوي ديگر دست برداشتن از اعمال قبیحی همچون زنا و دزدی برای آنان عملی دشوار بود.
همچنين اعرابی که متعلق به طبقه متوسط جامعه بودند تحت تاثیر اشراف و بزرگان مکه قرار داشتند و تغییر دین و آیین برای آنان امری سخت و دشوار بود. از طرف دیگر، فرهنگ مردمان عرب نيز زمینهای بسیار جدی و قوی در امر گرایش به قبیلهگری و قومیتگرایی داشت.
در چنین شرایطی است که پیامبر اسلام مبعوث میشود و پس از سه سال دعوت پنهان و چندین سال دعوت آشکار و محاصره در شعب ابی طالب به مدت سه سال و مورد ترور و آزار و اذیتهای مختلف قرار گرفتن به دعوت مردم میپردازد.
حمايت از طبقه ضعيف و متوسط
نکته قابل تامل اين است که پیامبر زمانی که در مکه بودند موفق شدند بدون هیج جنگ و خونریزی و در سختترین شرایط مانند هجرت به حبشه، طبقه متوسط جامعه را به دین اسلام هدایت و حتی برخی از سران و بزرگان قریش را که عناد نداشتند به دین اسلام مشرف نمايند، اما حال برای حمایت از طبقه ضعیف و متوسط جامعه که از تاریکی جهالت رها شده بودند مجبور به دفاع از این جریان شکل گرفته بودند.
مفاد پیماننامه پیامبر با مردم مدینه در عقبه اول و دوم نيز بیانگر این موضوع است که ابتدا رسول خدا انسانها را از خصایل و صفات حیوانی نجات بخشیدند.
روايت علي (ع) از روزگار عرب جاهلي
امام علی (ع) میفرمایند: «پیامبر، ما را به پيوند با خويشاوندان و خوددارى از خون ريختن و به صلح و صفا فرمان داد و فرمان داد كه امانتها را به صاحبانشان بازگردانيد و به عهد خود وفا كنيد و سوگندهاى خود را پس از مؤكّد ساختن آنها مشكنيد و گفت كه با يكديگر مهربان باشيد و در حق هم نيكى كنيد و بخشش نماييد و بر يكديگر رحمت آوريد و شما را از غارت اموال يكديگر و ظلم به يكديگر و حسد بر يكديگر و دشنام دادن به يكديگر و تعدى و تجاوز به حق يكديگر منع فرمود و از شرابخوارى و كمفروشى در كيل و ترازو نهى نمود و بر حسب آن آيات كه نازل شده بود از شما خواست كه زنا نكنيد و ربا نخوريد و اموال يتيمان را به ستم تباه نكنيد و امانتها را به صاحبانشان بازگردانيد و در زمين از فساد كردن بپرهيزيد و تجاوز نكنيد كه خدا تجاوز كنندگان را دوست ندارد و شما را به خيرى كه به بهشت نزديكتان مىكند و از آتش دوزخ دور مىدارد فرمان داد و از هر بدى كه شما را از بهشت دور مىكند و به آتش نزديك مىنمايد، نهى فرمود.»
در چنین شرایطی که پیامبر اسلام موفق به تربیت و جریان سازی شده و توانسته مردم را از تاریکی ظلم نجات دهد به شدت مورد تهاجم اشراف و بزرگان قبایل عرب قرار میگیرد که منافع و قدرت خود را در خطری بزرگ احساس میکردند.
با توجه به توضیحات داده شده نسبت به جریان فکری و اخلاقی که پیامبر در دوران اقامت خود در مکه ایجاد کرده بودند اعلام مخالفت و صورت گرفتن جنگ بین کفار قریش و پیامبر نه تنها امری عادی و قابل پیشبینی بوده است.
جنگهاي پيامبر (ص) در راستاي دفاع از كرامت انساني بود
در میان غزوههای صورت گرفته میتوان به بدر، احزاب، خندق و صلح حدبیه اشاره کرد. در حقیقت، هویت دستهای از جنگهای پیامبر را میتوان در دفاع از کرامت انسانی و اخلاق يا در نگاهی سطحی و عامیانه خونریزی و قتل دانست.
در حقیقت، پیامبر در جنگ با کفار قریش به سان معلم بودی بود که از تمام اخلاق و ایمان بشریت دفاع میکرد و بسیار ساده لوحانه است که تمام وجهه این جنگها را صرفا به عنوان تشکیل حکومت نگاه کنیم.
پينوشتها:
1. علت اختلاف در عدد غزوهها از آن جهت است که برخی غزوه خیبر را با غزوه وادی القری که به دنبال هم رخ داده دو غزوه و برخی یک غزوه شمردهاند.
2. بدر، احد، مريسيع، خندق، قريظه، خيبر، فتح، حنين و طائف.
3. ابن اسحاق مىگويد: بعثها و سريّههاى رسول خدا سى و هشت بعث يا سريّه بود. مسعودى از جمعى سى و پنج بعث و سريّه و از طبرى چهل و هشت سريّه و از بعضى شصت و شش سريّه و بعث نقل مىكند و طبرسى در إعلام الورى سى و شش سريّه مىنويسد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰