کد خبر:۲۱۰۶۲۰
نامه جمعی از دانشجویان دانشگاه هنر خطاب به شجریان:
آقای شجریان! به دامن پاکیزه مردمتان دهن کجی کردید
جمعی از دانشجویان دانشگاه هنر خطاب به پیشکسوت موسیقی کشورمان تاکید کردند: ما وجود شما را از مفاسد اخلاقي مبرا ميدانيم اما هر جا که بايد و نبايد، نشستيد و به دامن پاکيزه مردمتان دهنکجي کرديد.
به گزارش خبرنگار سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، متن نامه دانشجویان دانشگاه هنر به محمدرضا شجریان به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت جناب آقای محمدرضا شجریان، پيشکسوت موسيقي ايران
با سلام و صلوات به روح ملکوتي حضرت روحا... و درود تحيت به روان پاک شهداي انقلاب اسلامي، فرزندان جاويد سراي اميدمان ايران. و سلام و احترام به رهروان حقيقي و ثابت قدم اين طريق منور به نور شهيدان، انشاءا... در صحت و سلامت باشيد و رسيدنتان به خير!
خدمت جناب آقای محمدرضا شجریان، پيشکسوت موسيقي ايران
با سلام و صلوات به روح ملکوتي حضرت روحا... و درود تحيت به روان پاک شهداي انقلاب اسلامي، فرزندان جاويد سراي اميدمان ايران. و سلام و احترام به رهروان حقيقي و ثابت قدم اين طريق منور به نور شهيدان، انشاءا... در صحت و سلامت باشيد و رسيدنتان به خير!
بعد از چند صباح دوري از وطن، در سايهي اغماض و مماشات نظام جمهوري اسلامي به وطن بازگشتهايد تا در دامان باکرامت مام ميهن گرد غريب غربت را از تن بگيريد و بار ديگر لذت انس با مأواي خويش را تجربه کنيد.
اما اکنون اين ملت مهربان که آغوش خود را براي مرغ سحر گشوده، از آن که در آن ايام سفر از سر ناشکيبايي، چنگ بر صورتش کشيده و دلش را به درد آورده، زخمي و دلچرکين است.
جناب استاد!
صحنههاي تلخ سال 88 البته دل هر انساني – خاصه دل نازک اهل هنر – را به درد ميآورد و او را به ابراز انزجار و برائت بر ميانگيزد.
اين فتنهي پيچيده و سخت چه بسيار کارکشتههاي نان و نمکخوردهي انقلاب را که آشفته نکرد و چه بسيار از آنها که از قطار انقلاب پياده نشدند، و در اين وانفسا از شما که تبحري در عالم سياست نداريد و همه چيز را از دريچهي موسيقي ميبينيد، چه انتظار؟ اما آيا دست دادن با دشمنان تابلودار ميهن تنها راه گشودن عقدهي دل بود؟
شما در اين چند صباح دوري از وطن، با ژست هنرمندان گريزان از سياست، بهترين حربههاي سياسي را براي بدخواهان ملتتان تهيه کرديد و در هرجا با بيگانهپرستاني - که تنها نشان مانده از ايراني بودنشان سخن گفتن به زبان فارسي است – نشست و برخاست کرديد؛ از شما فيلمهاي مستند و گزارشهاي مختلف ساختند و به اين وسيله بياختيار به پتکي براي کوبيده شدن بر فرق اين امت مظلوم مبدل گشتيد.
ما وجود شما را از مفاسد اخلاقي مبرا ميدانيم و هيچگاه شما را در شمار عملههاي فرهنگي آن رژيم منحوس نپنداشتيم، اما هر جا که بايد و نبايد، نشستيد و دست رفاقت بر گردن پتيارههاي بيآبرو و فاسد انداختيد و به دامن پاکيزه و روح پرهيزگار مردمتان دهنکجي کرديد.
با رضايت در کنار مزدوران فرهنگي شاه ملعون ايستاديد و عکس يادگاري گرفتيد. با کساني همکاسه شديد که با تمام سابقهي فسق و فسادشان در دوران تلخ و سياه پهلوي، تا سالها در سايهي اغماض و نجابت نظام جمهوري اسلامي بيدغدغه زندگي کردند، اما همين که فرصت خروج از کشور دست داد، بر تمامي انقلاب ما خروج کردند و با تأسيس شبکههاي تلويزيوني و توليد آثار مبتذل و فسادانگيز بار ديگر به شغل اصليشان، فعلهگي دشمنان ملت بازگشتند.
لعنت خدا بر دل سياه و چشم سفيدشان!
و خدا مي داند که احترام شما در نزد آنها نه به خاطر هنرتان، که به دليل ضديت با ايران است و اگر فردا از شما کلامي در تمجيد از جمهوري اسلامي بيرون بيايد، همانها در سنگسار شما و لجنپراکني عليه شما لحظهاي ترديد نخواهند کرد. اين حقيقتي است که بارها به تجربه آزموده شده.
جناب آقاي شجريان!
موسيقي هنر شريف و ارجمندي است و در فرهنگ گذشتهي ما جايگاه اعتبار داشته است، اما آيا ميتواند معيار سنجش حق و باطل قرار گيرد؟
آيا رواست که خوبي و بدي اين حکومت را با نوع برخورد آن با حرفهي جناب عالي بسنجيم؟... در آن سوي آب اظهار داشتهايد: «...اینها هرگز با هنر کنار نمیآیند، هرگز و هرگز!!! همچنان که در طول 1400 سال با هنر کنار نیامدند، باز هم نخواهند آمد».
آيا در نظر شما تنها موسيقي است که هنر محسوب ميشود؟! پس معماري و نقاشي و خوشنويسي و بسياري هنرهاي ديگر که طلائيترين دورهي خود را در عصر حاکميت فرهنگ اسلامي گذرانده و در سايهي انديشهي ديني به کمال رسيدهاند چه هستند؟
شما حتي در باب شخصيت نوراني و الهي امام خميني - که به حق روح امت ايران بود - از دريچهي تنگ حرفهي خود برخورد نموده و ايشان را با نوع نظراتش دربارهي موسيقي اندازه گرفتهايد! چه خواهد شد اگر همه موسيقي را معيار سنجش عدالت قرار دهند؟!!
آيا اين رفتار کودکانه مصداق تعصب و جمود فکري نيست؟
گيريم مديران دولتي نظام اسلامي به دلايل متعددي که خود ميدانيد، در اين سي و چند سال با سياست يک بام و دو هوا دربارهي موسيقي عمل کردهاند، آيا اين نتيجه ميدهد که چشمتان را بر روي هدايت مدبرانه، آثار سازنده و پيشرفتهاي ديگر اين نظام ببنديد و عَلَم دشمني با آن را برافرازيد؟
البته شما نزد مردم محبوبيت داشتهايد، و مردم به موسيقي علاقه دارند و هنردوستند، اما مسلماً موسيقيپرست نيستند. اين مردم خداجو و عدالتخواهند، از اين رو چه شما و چه نظام جمهوري اسلامي را بر اين اساس اندازه ميگيرند و البته گفتن ندارد که اقبال ايشان به کدام سو بوده است.
جناب آقاي شجريان!
اکنون بيش از هفتاد سال از عمر شريف شما ميگذرد و در اين سن و سال ما انتظار بازگشت به دامن انقلاب – آنچنان که در روزهاي آغازين آن بودهايد – را نداريم.
اما شما را نصيحت ميکنيم که اگر نميتوانيد با اعتقادات اين مردم و آنچه مورد خواست آنان است همراه شويد، لااقل احترام نگه داريد و به جرم مشکلات و نقايصي در گوشه و کنار کشور ديده ميشود، حرمت آرمانهاي مقدس ما را نشکنيد و در حق مردمتان بيداد نکنيد.
ما هنوز مشکلات و مسائل عديدهاي در عرصههاي فرهنگي و اقتصادي و... داريم، لکن طليعهي وعدههاي خميني بزرگ و آرزوهاي امت مسلمان از افق پيشرفتهاي علمي و توفيقات جهاني ما - بسيار زودتر از آنچه گمان ميکرديم - ظاهر شده است؛ آيا نميبينيد؟ آيا در چشم شما مملکت زماني گلستان ميشود که مشکلات موسيقي حل شود؟!
و در آخر به ياد داشته باشيد که شهرت و محبوبيت و حتي همين احترامي که در اين نامه نسبت به شما وجود دارد، اعتباري است و همان قدر که ديرپاست، ناپايدار و فاني هم هست. مردم قدرناشناس نيستند، اين شماييد که بايد قدر و قيمت خود را بشناسيد و قوهي حنجرهتان را در راه حرکت تاريخي امت به کار بگيريد.
ما در مکتبي غير از کلاس درس دانشگاه آموختهايم که هنر به صداي خوش و لحن زيبا نيست، بلکه به «ترسیمِ روشن عدالت و شرافت و انصاف» و البته تميز حق از باطل است. ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا...!
تو فارغی و عشقت بازیچه مینماید
تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
به اميد روزي که همه دشمنانمان خواروذليل بشن
يا علي
توبه لازمه و شروط توبه که پشيماني و جبرانه!!!
ميتونه؟؟؟!!!