کد خبر:۲۱۱۰۴۹
وبلاگ «حدیث»
سیاستگذاری جمعیتی نیاز جدی کشور
سالهاست که در کشور ما بحث توالد و افزایش جمعیت با برخوردهای افراطی و تفریطی مواجه شده است و موجب شده تا اداره و مدیریت کشور به صورت بهره ور میسر نباشد.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «حدیث» چنین آمده است:
طی چند سالی که دستور افزایش جمعیت به صورت نامحدود و تا آخرین ناصادر شد، مشکلات متعددی در کشور ایجاد گردید و موجب شد تا مجدداً با دستور مسئولان و البته حمایت بزرگان، با شعار «یک فرزند خوب دو فرزند کافی» یا «فرزند کمتر، زندگی بهتر» افزایش بیمحابای جمعیت کنترل شد ولی وضعیت کنترلی بیش از حد ادامه یافت و موجب شد تا اکنون از سوی نهادهای داخلی و حتی بین المللی کشور با مشکل پیرشدن نسل و کاهش تعداد فعالان جامعه مواجه شود و حتی اخیراً نیز رهبر معظم انقلاب از طولانی شدن آن سیاست به عنوان یک اشتباه نام ببرند.
اما آنچه که باید در اصلاح مسئله در دستور کار قرار گیرد، دستور عمومی به افزایش جمعیت نیست بلکه باید برای جمعیت کشور سیاست گذاری شود و مردم از علمی بودن این سیاستگذاری مطلع و مطمئن شوند، چرا که هم اکنون بیشترین اصطکاک با دستور افزایش جمعیت از سوی خود مردم وجود دارد، مردمی که شعار «۲ فرزند کافیست» در جانشان نفوذ کرده است و «زندگی بهتر را در فرزند کمتر» باور کردهاند، باید باورشان را با علم به تعادل رساند.
اینکه بین تهران، مراکز استانها، شهرها و روستاها با یک سیاست تشویقی یا کنترلی بخواهیم کار کنیم مسلماً اشتباه است و حتی استانهای مختلف نیز باهم بسیار متفاوتند. هم اکنون تراکم جمعیت بین استانهای مختلف و امکانات و ظرفیت برای تأمین نیازهای جمعیت در هر ناحیه باهم فرق دارد. شما نمیتوانید برای یک روستایی با هکتارها زمین قابل کشت همان تجویز را بکنید که برای یک تهرانی با خانهٔ ۴۰ متری میکنید. شما نمیتوانید برای خیابانهای تهران همان جمعیت را نسخه بپیچید که برای خیابانهای خلوت یک شهر کوچک میپیچید. آنچه که اکنون نیاز کشور است این است که ابتدا بپذیریم وضعیت موجود یعنی کنترل جمعیت غیر هدفمند اشتباه است و سپس باید بپذیریم که این وضعیت باید به یک افزایش جمعیت هدفمند جایگزین شود نه با افزایش جمعیت غیرهدفمند.
اینک وقت آن است که عالمان کشور در حوزههای مختلف بنشینند و برای ظرفیت کشور در نواحی مختلف، سیاستگذاری جمعیتی کنند و البته این سیاستگذاریها نباید به صورت ملی، که با دقت منطقهای دنبال شوند و البته در جایی مثل تهران اگر لازم باشد، همان سیاستهای کنترلی ادامه یابد.
در کنار مسئله تفاوت جغرافیایی، توان افراد و خانوادهها نیز در گرداندن چرخ خانواده متفاوت است، یک پدر با درآمد مناسب و خانهٔ وسیع میتواند تعداد بیشتری فرزند را به نحو مناسب تربیت کند و یک پدر با درآمد پایین و خانهٔ کوچک امکان تربیت فرزند کمتری را دارد و اینها باید تبیین شود تا هم مردم و هم کشور از تفریط دوباره به ورطهٔ افراط سرازیر نشوند.
هنوز در بسیاری نقاط کشور ظرفیت زراعی و کشاورزی زیادی بدون استفاده مانده است و این ظرفیت با نرخ رشد جمعیت پایین در آن حوزهها آباد نشده و بدون کشت باقی ماندهاند و این مسئله نشان از اهمیت شناسایی ظرفیتهای مختلف در هر حوزه دارد تا بتوان کاری حساب شده و علمی انجام داد، باید ضمن تعریف نرخ رشد جمعیت متناسب با امکانات و ظرفیت هر منطقه و خانواده، بین نرخ رشد جمعیت و ظرفیتهای جدید ایجاد یا کشف شده تناسب برقرار کرد.
اما آنچه که باید در اصلاح مسئله در دستور کار قرار گیرد، دستور عمومی به افزایش جمعیت نیست بلکه باید برای جمعیت کشور سیاست گذاری شود و مردم از علمی بودن این سیاستگذاری مطلع و مطمئن شوند، چرا که هم اکنون بیشترین اصطکاک با دستور افزایش جمعیت از سوی خود مردم وجود دارد، مردمی که شعار «۲ فرزند کافیست» در جانشان نفوذ کرده است و «زندگی بهتر را در فرزند کمتر» باور کردهاند، باید باورشان را با علم به تعادل رساند.
اینکه بین تهران، مراکز استانها، شهرها و روستاها با یک سیاست تشویقی یا کنترلی بخواهیم کار کنیم مسلماً اشتباه است و حتی استانهای مختلف نیز باهم بسیار متفاوتند. هم اکنون تراکم جمعیت بین استانهای مختلف و امکانات و ظرفیت برای تأمین نیازهای جمعیت در هر ناحیه باهم فرق دارد. شما نمیتوانید برای یک روستایی با هکتارها زمین قابل کشت همان تجویز را بکنید که برای یک تهرانی با خانهٔ ۴۰ متری میکنید. شما نمیتوانید برای خیابانهای تهران همان جمعیت را نسخه بپیچید که برای خیابانهای خلوت یک شهر کوچک میپیچید. آنچه که اکنون نیاز کشور است این است که ابتدا بپذیریم وضعیت موجود یعنی کنترل جمعیت غیر هدفمند اشتباه است و سپس باید بپذیریم که این وضعیت باید به یک افزایش جمعیت هدفمند جایگزین شود نه با افزایش جمعیت غیرهدفمند.
اینک وقت آن است که عالمان کشور در حوزههای مختلف بنشینند و برای ظرفیت کشور در نواحی مختلف، سیاستگذاری جمعیتی کنند و البته این سیاستگذاریها نباید به صورت ملی، که با دقت منطقهای دنبال شوند و البته در جایی مثل تهران اگر لازم باشد، همان سیاستهای کنترلی ادامه یابد.
در کنار مسئله تفاوت جغرافیایی، توان افراد و خانوادهها نیز در گرداندن چرخ خانواده متفاوت است، یک پدر با درآمد مناسب و خانهٔ وسیع میتواند تعداد بیشتری فرزند را به نحو مناسب تربیت کند و یک پدر با درآمد پایین و خانهٔ کوچک امکان تربیت فرزند کمتری را دارد و اینها باید تبیین شود تا هم مردم و هم کشور از تفریط دوباره به ورطهٔ افراط سرازیر نشوند.
هنوز در بسیاری نقاط کشور ظرفیت زراعی و کشاورزی زیادی بدون استفاده مانده است و این ظرفیت با نرخ رشد جمعیت پایین در آن حوزهها آباد نشده و بدون کشت باقی ماندهاند و این مسئله نشان از اهمیت شناسایی ظرفیتهای مختلف در هر حوزه دارد تا بتوان کاری حساب شده و علمی انجام داد، باید ضمن تعریف نرخ رشد جمعیت متناسب با امکانات و ظرفیت هر منطقه و خانواده، بین نرخ رشد جمعیت و ظرفیتهای جدید ایجاد یا کشف شده تناسب برقرار کرد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰