گويا «روشنفکران اصلاحاتي» دوباره فيلشان ياد هندوستان «قدرت» کرده است
کد خبر:۲۱۱۶۶
بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي مالک اشتر:

گويا «روشنفکران اصلاحاتي» دوباره فيلشان ياد هندوستان «قدرت» کرده است

بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي مالک اشتر در بيانيه اي با اشاره به هتاکي اخير برخي دين ستيزان نسبت به پيامبر(ص) اعلام کرد:  گویا روشنفکران اصلاحاتي، دوباره فيلشان ياد هندوستان قدرت کرده؛ البته ما هم صحه داريم که شنيدن سه «نه» بزرگ در عرصه انتخابات آنهم در 4 سال ضربه سنگيني بر طالبان دموکراسي حداقلي و حداکثري است.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، در اين بيانيه آمده است: گويا رشته قصه غصه پر درد منورالفکرهاي به اصطلاح ديني ايراني سر دراز دارد؛ از آن روزگار که در عهد قجر ميرزا ملکم خان روزنامه قانون بنيان نهاد و فراموشخانه (بخوانيد لژ فراماسونري ) تاسيس کرد، 80 سال مي گذرد؛ روزنامه قانون او محملي بود جهت گسترش تفکرات غرب گرايانه حکومتي و فراموشخانه اش حلقه کياني بود براي محصلينش در دارالفنون تا عوض علم حساب و هندسه، نيرنگ و فريب آموزند و به کار بندند که مغز اين است و آن قشر.

در ادامه اين بيانيه تصريح شده است: سال ها اما از آن روزگار گذشت و اين رشته کجدار و مريض، گاه بر عرش و گاه بر فرش راه خود پيمود تا قطار اين تفکر به روزگار و عصر ما رسيد؛ روزگاري که فرزندان تفکر اصلاح ديني مي کوشند در اصول اجتهاد ورزند و در فروع تساهل پيشه کنند، عصري که روشنفکران خود خوانده اش هر روز قرائتي جديد و جديدتر از دين از زير قباي روشنفکري برون آرند و همچنان بر طبل ميرزا ملکم خان کوبند؛ که جوهره دين ثابت است و قرائت ها جديد، دعوي همان دعوي و مدعا همان مدعا است، لکن رنگي از مقتضيات زمان بر آن پاشيده اند.

بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي مالک اشتر در بيانيه خود آورده است: صاحب نظريه قبض و بسط تئوريک شريعت (دکتر سروش)؛ طراح گفتمان پروتستانيزم اسلامي (دکتر آغاجري)؛ نويسنده حکومت ولايي (محسن کديور) و صاحب هرمونتيک، کتاب و سنت (دکتر محمد مجتهد شبستري) از جمله اين به اصطلاح روشنفکران معاصر هستند؛ اينان همگي مکتب آموختگان پوپر و گادامروجان لاک هستند که همان نظريات را در قالب اسلام گنجانده اند و هر جا مثالي را با مويي به اسلام پيوند داده و از آن معجوني ساخته اند؛ ناهمگون و خود پارادوکسيکال.

اين بيانيه با اشاره به سخنان مجتهد شبستري در دانشگاه صنعتي اصفهان است که به بهانه سالگشت ارتحال حضرت رسول(ص) ايراد شده، آورده است: سخنان وي از دو منظر قابل ارزيابي است؛ اول همان مقام پاسخگويي و رفع شبه و دوم بررسي دلايل ايراد چنين سخناني در چنين مقطعي از زمان.

در مقام پاسخگويي و رفع شبه هر چند مجمل؛ ذکر چند نکته ضروري مي کند؛ هرچند بناي اين نوشته پاسخگويي صد باره به اين مکررات نيست؛

- جناب شبستري گويا رابطه خالقيت و مخلوقيت را جا به جا تلمذ کرده اند؛ خالق عين بي نيازي است و مخلوق عين نياز. پيامبر ختمي نيز به نص مخلوقي است همانند ساير خلايق و همچون سايرين عين نياز و تنها نقطه افتراغش با ديگر آدميان نزول وحي بر حضرتش مي باشد؛ ائمه نيز چنين اند و عين نياز (البته بجز وحي که بر ائمه مترتب نيست)؛ اصالتاً قرار بر اين نيست که پيامبر (ص) و ائمه بي نياز باشند چه آنکه اگر بي نياز بودند جنبه انسانيت زميني آنها مخدوش بود و قدم در مراتب الوهيت مي گذاردند.

- شبستري به خوبي از متن کتب روايي شيعه، همچون اصول کافي آگاهي دارد و عزيزاني که آگاه نيستند به صرف اندک زماني مي توانند از مطالب آن بهره مند شوند. 

- در صورتي که شبستري خط بطلان بر تمامي روايات مي کشند با آيات «تطهير» و «اولي الامر» چه مي کنند؟ آيا آنها را نيز منکر هستيد؟ يا به گفته آن ديگر دوستتان بعضي از آيات را بايد از قرآن حذف کرد؟

- امّا آنچه که بر شنونده سخنراني شبستري بسيار گران مي آيد شبهه افکني در چيزي است که بر وقوف فردي چون وي بر آن يقين دارد و اينجاست که چرايي، چنين شبهه افکنيي از خود شبهه مهم تر مي شود.

مراد آنجاست که با استفاده از کلام حضرت امير در نهج البلاغه که مي فرمايند: خدايا مرا بهتراز آنچه که مردم مي پندارند قرار ده؛ نتيجه اي عجيب مي گيرند که: ايشان (حضرت امير(ع)) حتماً در خلوات خود دچار گناه بوده اند و يا اينکه بعضي آنها را نوري واحد مي دانند، تصوري مبالغه آميز است.

در ادامه اين بيانيه در مقام واکاوي و بررسي ايراد چنين سخناني در چنين مقطعي از زمان آمده است: اين دوستان و اين آقايان خود نيز به ناتواني انديشه خود به خوبي واقفند؛ چرا که بارها و بارها انديشه خود را در مقام مناظره آزموده اند و البته چند سالي هست که ديگر حاضر به مناظره نيستند، لکن آنچه اينان را به تکرار اين دست مکررات ترغيب مي کند بيشتر جنبه اي سياسي دارند تا جنبه اي احياناً «ديني – فلسفي»

بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي مالک اشتر در ادامه به پرونده و مستندات رامين جهانبگلو، يکي از به اصطلاح روشنفکران ايراني که البته در حوزه ديگري مشغول فعّاليّت بود پرداخته که بعدها و پس از دستگيري و آزادي بر پروژه براندازي خود (در ايسنا) اعتراف کرده است.

در اين بيانيه تصريح شده است: امثال مجتهد شبستري نيز براي خود نقشي مانند نقشي که جهانبگلو براي خود تعريف مي کند؛ تعريف مي کنند، اينکه شبستري چنين تلاش مي کند تا نفي عصمت ائمه کند چيز جديدي نيست، او قرآن را نيز صرفا کلام مخلوق مي داند؛ اين طيف روشنفکران چنان که در بالا اشاره رفت تنها به دنبال ابطال پذيري هستند و دائم با هر چيز مخالفت مي ورزند.

اين بيانيه با اشاره به اينكه اين عده در پي آنند كه با هماهنگي براي ايجاد جوي متشنج که با استفاده از آن از آب گل آلودش ماهي خود گيرند و از حرارت جدل ها  و مباحثاتش نان خود از تنور بيرون آرند، آورده است: دوستان، واقعيت اين است که اصلاحات و در رأس آن روشنفکران اصلاحاتي اش، دوباره فيلشان ياد هندوستان قدرت و رياست کرده؛ البته ما هم بر اين مطلب صحه داريم که شنيدن سه «نه» بزرگ در عرصه انتخابات آنهم در 4 سال ضربه سنگيني بر طالبان دموکراسي حداقلي و حداکثري است و اگر بزودي کمر راست نکنند و به عرصه باز نگردند از اصلاحات جز نامي باقي نخواهد ماند؛ که اصلاحات مرده است و همين، بي تريبوني قدرت است که اينها را به مسموم کردن فضاي فکري کشور کشانده است و دوباره بحث هاي دهه اصلاحات را گشوده اند؛عزيزان، هوشيار بودن، تکميل نکردن پازل اين روشنفکران با بحث هاي جدلي و در عين حال پاسخگويي هوشمندانه بدور از لفاظي اکنون راه پاسخگويي به اين ادبيات شکست خورده است.

بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي مالک اشتر در پايان بيانيه خود خاطرنشان کرده است: ما به خوبي بر تئوري انتخاباتي اين بحث ها واقفيم و البتّه اجازه نخواهيم داد تا با استفاده از چنين مجادلاتي اصلاح طلبان شکست خورده فضاي فکري مسموم را غالب کنند و در پي آن شولاي رياست بدوزند؛ چرا که شواهد مردمي نشان از چهارمين  «نه» بزرگ ديگري است که در راه است./انتهاي پيام/                                                                                         

پربازدیدترین آخرین اخبار