اصولگرايي؛ به مثابه يک هدف نه معبر
کد خبر:۲۱۷۳۰
به بهانه طرح دغدغه اي دلسوزانه با اصولگرايان كشور

اصولگرايي؛ به مثابه يک هدف نه معبر

اصولگرايي نه به عنوان يك معبر، بلكه يك هدف انقلابي بودن است؛ هدفي كه در وراي ‏شعار‌ها و داد و بيداد‌هاي مرسوم دنياي پرهياهوي سياست، در عمل و كردار افراد ‏رخ مي‌نمايد.‏

سيد محمد مهدي موسوي

«حركت در مسير گفتمان امام و انقلا‌ب»، «ساده‌زيستي و حفظ روحيه مردمي»، «پركاري و تلا‌ش خستگي‌ناپذير»، «حفظ روحيه تهاجمي در برابر نظام سلطه و پرهيز از انفعال»، «جسارت لا‌زم در مبارزه با فقر و فساد و تبعيض»، «اتخاذ تصميمات شجاعانه در جهت حل مشكلا‌ت معيشتي مردم خاصه اقشار ضعيف جامعه»، «توقف روند غرب‌باوري، غرب‌زدگي و گرايش‌هاي سكولا‌ريستي در بدنه مجموعه‌هاي دولتي»، «احياي گفتمان عدالت‌طلبي» ،«احياي خود باوري ملي و پاسداري از دستاوردهاي غرور آفرين ملت» تنها بخشي از شاخص هاي برجسته اي بوده كه بارها و بارها از سوي رهبر فرزانه انقلا‌ب در مورد دولت دكتر احمدي‌نژاد مطرح شده است.

اگراصولگرايي را به‌سان چراغي هميشه فروزان براي سرافرازي و خدمت‌گزاري ‏صادقانه به ملت بدانيم، آن هنگام بيشتر به عمق اين كلام رهبري پي خواهيم برد كه فرمودند: «اصولگرا تر از اين دولت نخواهيد يافت.»

اين نگاه اگر چه ضرورت حمايت استراتژيك و هدفمند را از اين دولت پركار و عدالت‌طلب، ايجاب مي‌كند، اما مهم تر از آن به واقع ضرورت توجه جدي همه دلسوزان نظام  به مولفه هاي حقيقي اصولگرايي را گوشزد مي كند.

اينك كه با روي كار آمدن دولت نهم، به معناي واقعي كلمه راه و گفتمان امام(ره)  ولايت مداري و ارزش مداري و در يك كلام، اصول‌گرايي در بدنه اجرايي كشور احيا شده ، واقعا جاي اين گله دردمندانه وجود دارد كه چرا  عده اي به اسم اصولگرايي و با تابلوي اصولگرايي خواسته يا ناخواسته دولت اصولگراي نهم را تضعيف مي كنند و بعضا با در پيش گرفتن تاكتيك نيمه خالي ليوان را ديدن، به نوعي حتي در مسير  تخريب دولت گام برمي دارند، حال آن كه مقام معظم‌ رهبري با بيان اين‌كه انكار امتيازها و نقاط مثبت، برجسته كردن ضعف‌ها و بدگويي مستمر، تخريب دولت است نه انتقاد، صراحتا فرمودند:

«دولت نهم به اين علت هدف حملات بي‌وقفه قرار دارد كه گفتمان آن گفتمان امام (ره) و انقلا‌ب است... اين دولت در تعاملا‌ت جهاني وفاداري به گفتمان انقلاب را افتخار خود مي‌داند و روند بسيار خطرناك غرب‌زدگي و گرايش‌هاي سكولاري را كه متاسفانه در حال نفوذ در بدنه مديريتي كشور بود، سد كرده است.»

بالاخره طبيعي است كه هر دولتي يكسري ضعف هايي هم دارد كه بايد با تدبير و البته حفظ روحيه انقلابي و آرمان گرايانه در پي رفع آنها باشد اما به راستي سوال اينجاست كه آيا ديدگاه‌هاي نادرست افراد منتسب به دولت و يا برخي تصميم‌هاي غلط و احيانا شتابزده، بايد باعث شود تا عده‌اي به طور كلي بر نكات مثبت دولت نهم چشم بربندند و با بي انصافي تمام آن را متهم به خروج از اصولگرايي و هدر دهنده منابع بيت المال كنند؟!! (انواع و اقسام اين تهمت ها را مي توانيد اين روزها در جرايد و يا در سايت ها در حجم وسيعي ملاحظه كنيد)

متاسفانه اين روزها و هفته ها برخي سياست مداران و اهالي رسانه، به جاي آنكه در نقد دولت انصاف را مبناي كار خويش قرار داده، بر اساس واقعيات و آمار موجود سخن بگويند، با كلي‌گويي احساسي به دنبال زير سوال بردن انبوه خدمات دولت نهم در اقصي نقاط ايران عزيز هستند، حال آنكه نيك مي دانيم و مي دانند كه روحيه خدمت گزاري در دولت نهم و شتاب دولتمردان كنوني در ترميم نابساماني هاي موجود و عمران كشور مسئله اي نيست كه ولو با شانتاژهاي رسانه اي و موج تخريب ها و غرض ورزي ها، از چشمان هميشه بيدار مردم دور بماند.

بي ترديد، سهم‌خواهي و ترسيم فضاي ديو و دلبري در كشور، مخالف خواست آحاد مردم است همچنان كه وفاداري به اصول و آرمان‌هاي انقلا‌ب و تلا‌ش خالصانه براي رفع ناهنجاري‌هاي بزرگ كشور به‌ويژه فقر و فساد و تبعيض، مطلوب همگان است و دقيقا همين مسئله رمز محبوبيت دولت و شخص احمدي نژاد در بين مردم است.

در اين ميان، نه فقط مدعيان اصلا‌حات بلكه اصولگرايان و ديگر نحله‌هاي سياسي كشور بايد بدانند اگر مردم ولي‌نعمت‌شان هستند، لا‌زم است با صداقت با آن‌ها رفتار كنند و ضمن تبيين اهداف خود از تلا‌ش براي ورود به قدرت و معرفي لوازم و ظرفيت‌هاي دست‌يابي به آن‌ها، اعلا‌م كنند كه در نهايت به دنبال چه هستند. همچنين بايد بدانند كه مردم به‌دنبال مسئولا‌ني به‌واقع شيفته خدمت هستند و نه تشنگان قدرت كه بوقلمون صفتانه رنگ عوض مي‌كنند و براي كسب فلا‌ن پست و مقام حاضرند با هر گروهي، با هر مرام و مسلكي ائتلا‌ف كنند.

و اما در خصوص مبحث اصولگرايي، ذكر اين نكته ضروري است كه اصولگرايي نه يك تاكتيك، بلكه بايد يك استراتژي اصلي در برنامه‌هاي احزاب، ‏گروه‌ها، انجمن‌ها و جمعيت‌هايي باشد كه در ميدانگاه قدرت با يكديگر رقابت مي‌كنند. از اين منظر‏ اصولگرايي نه به عنوان يك معبر، بلكه يك هدف انقلابي بودن است. هدفي كه در وراي ‏شعار‌ها و داد و بيداد‌هاي مرسوم دنياي پرهياهوي سياست، در عمل و كردار افراد ‏رخ مي‌نمايد.‏

بايد توجه داشت كه اصولگرايي يك حزب و سازمان سياسي و حتي تفكر و ايده سياسي و يا مقوله فرهنگي و اجتماعي نيست كه به شخصي يا اشخاص خاص متكي و يا به طريقي ساخته و پرداخته ذهن فرد يا افرادي باشد، تا براي حفظ و تداوم آن به پديد آورندگان خود نيازمند باشد.

به عبارت ديگر اصول‌گرايي پديده‌اي نيست كه در راستاي حفظ منافع و مطامع فرد يا افرادي و يا مطابق با اميال و خواسته هاي منفعت گرايانه گروه يا گروه‌هايي به وجود آمده باشد، كه حالا براي تثبيت و تأييد و تأمين آن به تلاش و حمايت صاحب يا صاحبان آن منافع و مطامع نياز داشته باشد.

اصولگرايي در يك جمله عبارت است از خدا جويي، آرمان‌گرايي ديني، ولايت مداري، ارزش مداري و نفي هر گونه ظلم و بي عدالتي و فساد.

اصولگرايي‌ در حقيقت، همانا ترجمان گفتمان امام(ره) و احياگر انديشه‌هاي ناب سياسي و فقهي آن رهبر فقيد است كه اساس نامه‌اي جز قرآن مجيد و سنن الهي و دستورالعملي جز قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و رهبري جز ولي فقيه نداشته و ندارد.

با اين تفاسير البته كه چندان جاي تعجب نيست، رئيس‌جمهوري كه لبخند رضايت كودكي در دورافتاده‌ترين نقاط اين كشور را بر احسنت ‌گفتن و هوراكشيدن احزاب و تشكل‌هاي سياسي ترجيح مي‌دهد، چندان محبوب اين جريان‌‌ها نباشد و بدين‌سان مورد غضب و هجمه اين گروه‌‌ها قرار گيرد؛ اين حب و بغض‌ها البته چندان غريب و عجيب نيست، همان‌گونه كه از اوان انقلا‌ب و بلكه صدر اسلا‌م وجود داشته است اما آن‌چه جاي بسي تأسف دارد، واژگون نشان دادن حقايق امروز كشور است، آن‌جا كه سياسيون رنگ عوض مي كنند و معاندان ديروز نظام و مخالفان قانون اساسي، خود را حامي مردم و انقلا‌ب و پيرو راستين خط امام(ره) جا مي‌زنند و در اين بلبشوي سياست زده البته كه احمدي‌نژاد بايد به زعم آنها، دشمن ملت قلمداد شود تا بلكه مخالفان عدالت‌گستري بتوانند با تخريب او و زيرسوال‌بردن دولتش، به خيال خود به آلا‌ف و اُلوفي برسند.

ختم كلام اينكه هر چند معتقديم حاميان دولت نبايد خداي نكرده با تنگ نظري، دايره اصولگرايي را ـ البته با تعريفي كه ارائه شدـ محدود كنند، از آن سو اين انتظار به حق وجود دارد كه مبادا عده اي به اسم اصولگرايي، در مقام تضعيف دولت برآمده و ناخواسته به كاميابي جريانات بيگانه در رسيدن به اهداف شوم خود كمك كنند و خداي ناكرده زمينه حاكميت شاه سلطان حسين ها را در كشور فراهم كنند كه اگر اين گونه شد شك نكنيم كه به تعبير رهبر دور انديش انقلاب كار جمهوري اسلامي را بايد تمام شده دانست./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار