به نام دانشجو به کام حزب
کد خبر:۲۱۷۵۵
وبلاگ گفتمان امام و انقلاب/ آرش پاك انديش

به نام دانشجو به کام حزب

امروزه بنگاه هاي سياسي در تلاش اند به واسطه شاخه هاي دانشجويي خود، بازيگراني از ميان تشکلهاي دانشجويي درون دانشگاهي برگزيده تا علاوه بر اينکه خلاء هاي گفتماني خود را توسط اينجوانان فعال در دانشگاه پر نمايند، در مواقع لزوم نيز قادر باشند به توسعه منويات سياسي شان بيش از بيش اهتمام بورزند.

با بررسي سوابق کساني که به عضويت در شاخه هاي دانشجويي برخي احزاب در آمده اند به خوبي مي توان به سياست يارگيري اينگونه احزاب از ميان فعالان دانشجويي پي برد.
امروزه بنگاه هاي سياسي در تلاش اند به واسطه شاخه هاي دانشجويي خود، بازيگراني از ميان تشکلهاي دانشجويي درون دانشگاهي برگزيده تا علاوه بر اينکه خلاء هاي گفتماني خود را توسط اينجوانان فعال در دانشگاه پر نمايند، در مواقع لزوم نيز قادر باشند به توسعه منويات سياسي شان بيش از بيش اهتمام بورزند.
دور شدن از آرمانها و تکيه ناآگاهانه و يا آگاهانه بر تامين منافع احزاب و گروهها به جاي کشف حقايق، از جمله بحران هايي است که دامن گير برخي تشکل هاي دانشجويي در سالهاي گذشته از جمله گروهک غيرقانوني موسوم به تحکيم علامه شده است.
تلاش براي به تعطيلي کشاندن دانشگاهها، ايجاد درگيريهاي تصنعي يا واقعي از سوي تندروهاي ساختارشکن ، بر هم زدن جو دانشگاهها و… همگي حکايت از جريان پنهاني دارد که مي کوشد بار ديگر به منظور قدرت نمايي در معادلات سياسي ، حرکات دانشجويي را در لواي دو قطبي نمودن هاي کاذب در آستانه دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، هزينه اهداف و منافع خود کند.
آنچه که بر جنبش دانشجويي ايران گذشته و آنچه فراروي اوست اين حقيقت را به خوبي نشان مي دهد تا زماني که «جنبش دانشجويي» به «بيداري دانشجويي» بدل نگردد علي رغم قدرت تاثير گذاري اش بر تحولات در هر زمان، امکان انحراف و بازيچه قرار گرفتن آن از سوي سياست بازان وجود دارد.
با بررسي سوابق اکثريت قريب به اتفاق کساني که به عضويت در شاخه هاي دانشجويي برخي احزاب خاص در آمده اند به خوبي مي توان به سياست يارگيري اينگونه احزاب از ميان فعالان دانشجويي پي برد.
نگارنده بر آن است با نگاهي آسيب شناسانه به آشکار ساختن رگه هاي حياتي جريان وابسته گرايي بپردازد که از ديرباز تا کنون در جغرافياي سياسي ايران تحت عناويني چون "جبهه دموکراسي خواهي و حقوق بشر" دست و پا مي زند و در ميان جوانان و دانشگاهيان اين سرزمين استقلال طلب به دنبال احياء آبروي نداشته خود مي گردد.
بررسي نظرات برخي از کساني که تاثيرگذاري قابل توجهي در ميان وابسته گرايان داشته و دارند مي تواند ابعاد روشني از وجود جريان وابسته گراي غرب زده را در ميان داعيه داران جامعه مدني آشکار نمايد. اسد الله کيان ارثي از اعضاي ارشد مجمع روحانيون مبارز در گفتگو با روزنامه اعتماد ملي به انتقاد جدي از ساختارشکنان مدعي اصلاحات مي پردازد و عنوان مي دارد: « اصل قضيه اين است که بنده اصلاح طلبان پيشرو را اصلاح طلب واقعي نمي دانم چون اولا بنا شد اصلاح طلبي را بر مبناي خط امام(ره)، اصول انقلاب، عقلانيت، نظام و قانون اساسي متمرکز کنيم، آقايان هر فکري و هر عملي را با يک مبنايي مي سنجند، اگر اصلاح طلبي را با اصول گفته شده بسنجيم؛ خواهيم ديد بسياري از اصلاح طلبان پيشرو هيچ سنخيتي با اين اصلاحات ندارند.»1
رضا حجتي از اعضاي سابق شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي و از حاميان پيشين سيد محمد خاتمي در جريان انتخابات دوم خرداد 76 ضمن انتقاد از شخص محوري در احزاب اصلاح طلب چنين عنوان مي دارد: « روي آوردن به شخص محوري، تا حدود زيادي فرصت طلبي است و اگر بخواهيم با تکيه بر اشخاص، بخش هايي از قدرت را به تصاحب دربياوريم، سوءاستفاده از موقعيتي است که جامعه در آن گرفتار است»2
اين عضو اسبق شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت درباره نفوذ برخي گروه ها و احزاب اصلاح طلب همچون "حزب مشارکت" و"سازمان مجاهدين" و "نهضت آزادي" به دفتر تحکيم وحدت اينگونه اظهار مي دارد: « بعد از دوم خرداد فضا تغيير کرد. يک جريان اپوزيسيون شکل گرفت که اين جريان اساسا گفتمان انقلابي را برنمي تابيد و يک گفتمان مبتني بر آزاديخواهي را ترويج مي کرد البته با رويکرد غربگرايانه و جريان ديگر، جريان تحکيم وحدت و انجمن هاي اسلامي بود با پيشينه و سابقه انقلابي که با همان پيشينه انتقادات خود را مطرح مي کرد و جريان ديگر، خود دولت آقاي خاتمي بود که به عنوان يک مولفه و مطرح بود. اين عوامل دفتر تحکيم وحدت را تحت تاثير قرار مي داد. جريان مبتني بر نوع غربگرايانه چون نمي توانست با يک تابلوي مشخص حرکت کند و به دليل تهديداتي که برعليه اش وجود داشت آمده بود که در تحکيم خوش نشيني کند که البته تا حدود زيادي هم موفق شد و همين موجب انشقاق تحکيم وحدت شد. دولت آقاي خاتمي توان مديريت فضا را نداشت بلکه به نوعي در برابر فضاي موجود منفعل بود بخصوص در برابر گفتمان غربگرايانه و همين امر موجب شد که بعدها شعار عبور از خاتمي را همين جريان سر بدهند. دفتر تحکيم وحدت که با اهداف آرماني و انقلابي تشکيل شده بود و براساس اين آرمان ها فعاليت مي کرد در اين دوره تقريبا شبيه به کنسرسيوم درآمد. يعني تقريبا همه گروه ها از نهضت آزادي، مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و سنتي ها و راست ها در آن سهام داشتند و همين موجب انشقاق شد»
نهايتا جهل و پايين‌بودن فهم سياسي برخي مديران دولت هشتم و البته بدليل عملکرد قيم مابانه احزاب منتسب به آنان، در عصر موسوم به اصلاحات در فضاي دانشگاه شاهد ظهور جرياني بوديم که حوزه سياست را با ميدان نبرد اشتباه گرفت و حرکتش را از حرکت دين ورزان جامعه جدا نمود و با پياده نظام شدن براي احزاب تجديدنظرطلب و دولت ساخته ، به اشتباهي تاريخي دست زد و براي هميشه مورد رويگرداني استقلال خواهان کشور قرار گرفت.

1- روزنامه اعتماد ملي(16/8/1386)
2- روزنامه اعتماد ملي(25/4/1387)
3- روزنامه اعتماد ملي (3/3/1386)

پربازدیدترین آخرین اخبار