دولت وحدت ملي در زير عباي هاشمي
چند ماهي است از بحث دولت وحدت ملي مي گذرد و در اين ميان اين بحث مهم و خطرناک در ميان هياهوي رسانه اي گم شد و اصل قضيه در اين ميان فراموش گشت .
اصل ماجرا زماني رسانه اي شد که اظهار نظري از سوي ناطق نوري ابراز شد در اين مفهوم که همه بايد در سايه وحدت دولتي در دور دهم شکل دهيم . از محتواي کلام مشخص بود که طرح اين مساله به جهت عبور از رئيس جمهور فعلي و سوداي بازگشت به قدرت از جانب وي بود ، پس از اين ماجرا کرباسچي نيز به حمايت از اين طرح پرداخت و به مرور افراد ديگري از اصلاح طلبان نيز به سراغ اين مساله رفتند.
تا اينکه دانشجويان دانشگاه شريف سوالي از هاشمي پرسيدند که وي رابر آشفت ، مضمون سوال اين بود که طرح دولت وحدت ملي از سوي اصلاح طلبان بوده که هاشمي در جواب گفت : اينطور نبوده بلکه آقاي ناطق پيشنهاد دهنده اين مساله بوده است ، پس از کش و قوس هاي متفاوت پيرامون اين مساله مشخص شد که شخص هاشمي پشت پرده همه اين بحث ها بوده و نظر ابتدايي از سوي وي مطرح شده که اين مساله در هياهوي رسانه ها گم شد و به فراموشي سپرده شد و از طرف ديگر برخي اصولگرايان نيز حمايت قاطع خود را از احمدي نژاد ابراز کردند و به ظاهر مساله ختم به خير شد .
اين يک طرف قضيه بود که به ظاهر منتفي قلمداد شد از طرف ديگر چند وقتي بود که خاتمي بيش از حد يک شهروند رسانه ايي شده بود (البته نگارنده قصد ندارد به اين مساله ايرادي وارد کند ) و در برخي از اظهار نظرها نيز دعوت از وي به عنوان کانديدا مطرح مي شد و مساله اي به نام موج سوم و... راه افتاد که همه حاکي از دعوت از وي بود در اين ميان خاتمي بارها اعلام کرد که براي آمدن ترديدهايي دارم و... تا اينکه روزي اعلام نمود يا من يا مير حسين در انتخابات شرکت مي کنيم با اين سخن فضاي جامعه انتخاباتي تر شد و همه منتظر بودند که در دهه فجر ببينند چه کسي از اين دو کانديد مي شوند که بدون توجه به احتياج فرصت مير حسين اعلام کانديداتوري نمود و موجب دلخوري هم سلک خود شد و از طرف مقابل ميرحسين نيز شديدا فعاليت انتخاباتي خود راشروع نمود و عملا به صحبت يا من يا ميرحسين پايبند نماند ، در طرف ديگر اصلاح طلبان مهدي کروبي بود که ايده شوراي حکميت را مطرح کرد و تقريبا هيچکس از همفکرانش توجهي به اين مساله ننمودند و اين سبب دلخوري او شد و او اعلام نمود که کانديداي رياست جمهوري دهم است و والله کنار نمي کشد
در طرف مقابل در جبهه اصولگرايان تقريبا اتفاق نظر روي احمدي نژاد بود هرچند که در برخي اظهار نظرها مسائلي از قبيل عبور از احمدي نژاد مطرح ميشد که خيلي جدي نبود .
به مرور زمان مسائلي در رسانه ها مطرح شد که حاکي از يک بازي بزرگ توسط يک بازيگر خبره بود ، ماجرا از آنجا آغاز شد که در رسانه ها اعلام شد که هاشمي در مجاب کردن خاتمي نقش داشته و به نوعي خاتمي با توجه به صحبت هاشمي خود را کانديدا اعلام نموده است از طرف ديگر با توجه به اينکه مسئولان حزب کارگزاران سازندگي رسما حمايت خود را از خاتمي اعلام کردند از رسانه ها صدايي برمي خواست مبني بر اينکه کرباسچي رياست ستاد کروبي را برعهده گرفته است و اين خود نوعي تعجب همگاني را برانگيخت و اين تعجب زماني بيشتر شد که در کنفرانس خبري از طرف کرباسچي اعلام شد که اگر لازم باشد کفش آقاي کروبي را نيز واکس مي زنم و... در مقابل مير حسين موسوي هم در جلسات انتخاباتي دکمه تکرار سخنان هاشمي شده بود مبني بر اقتصاد صدقه اي و گداپروري و...و البته اظهار نظرهاي ضعيف و کم نور روحاني نيز از اين قبيل بود
در مقابل در جبهه اصولگرايان نيز ناگهان صداهاي ديگري برخواست مبني بر حضور قاليباف و محسن رضايي در انتخابات پس از صحبت با هاشمي رفسنجاني شرکت متعدد قاليباف در سفرهاي تبليغاتي وتبديل شدن سايت فردا نيوز به سايت تبليغاتي قاليباف و چاپ مجدد روزنامه تهران امروز و تيترهاي تخريبي عليه دولت نهم و اظهار نظرهاي چند گانه مبني بر حمايت از قاليباف در مقابل احمدي نژاد و اعلام حمايت برخي ديگر از محسن رضايي و البته بعيد نيست که تا چند روز ديگر اعلام کانديداتوري لاريجاني نيز در پي صحبت با هاشمي شنيده شود .
اما در بين همه اين افراد دو چيز فصل مشترک است ابتدا بد گويي و تخريب دولت نهم و اعلام اينکه ما در شرايط وخيم و غير قابل بازگشتي قرار داريم ودوم ارتباط تمامي کانديداها به نوعي با هاشمي چه با پيشنهاد وي ،چه با چراغ سبز نشان دادن وي و چه با شرکت افراد کارگزاران در طرف آن کانديدا .
اما آن بازيگر خبره به نوعي همه جريانات را رهبري مي نمايد علي رغم اينکه به ظاهر حضوري در در صحنه ندارد اما صحنه گردان اصلي ماجرا اوست ، اوست که در اين ماجرا فضاي انتخاباتي را مشوش مي نمايد تا در آخرين لحظات همان ايده دولت وحدت ملي را عملي نمايد که رئيس جمهور فراجناحي باشد و کابينه وي ائتلافي و در اين ميان تنها کسي که در نظام مدعي فراجناحي بودن است شخص هاشمي است که الحمدلله چپ و راست نشان دادند که ارادت ويژه اي به وي دارند و حاضرند تا پاي قرباني نمودن منافع ملي (تضعيف دولت در عرصه داخلي و بين المللي )همراه وي باشند ،پس مي توانند در دولت خود ساخته بعدي نيز همراه وي باشند و دولتي ائتلافي را هدايت کنند.
گفتني است محمود احمدي نژاد پس از انتخاب شدن به رياست جمهوري دولت نهم سفره 16 ساله مديران را برچيد و گردش نخبگان را محقق نمود که اين به مذاق مديران گذشته سنگين آمد و از همه مهمتر پيروزي احمدي نژاد (شهردار تهران) بر هاشمي (همه کاره نظام) خيلي سخت آمد که حتي هاشمي پيام تبريک هم نفرستاد ، و در نهايت همه اين مسائل سبب اتحاد نا ميمون مديران (16ساله)درون نظام عليه احمدي نژاد شده است.
/انتهاي يام/