17 ربيع الاول/ ماه فرو ماند از جمال محمد(ص)
17 ربيع الاول مصادف است با دو عيد بزرگ و جسته ؛ يكي ميلاد مسعود خاتم الانبياء، حضرت محمد بن عبد الله (صلي الله عليه و اله) و ديگري ولادت با سعادت، امام جعفر صادق (عليه السلام)، رئيس مذهب شيعه.
1ـ ميلاد مسعود خاتم الانبياء حضرت محمد بن عبد الله (ص)
در سحرگاه روز جمعه هفدهم ربيع الاول سال عام الفيل خورشيد تابناك رسالت از اُفق مکه طلوع كرد و با درخشش خود كائنات را جلوهاي ديگر بخشيد.
آري ! خاتم رسولان آمد تا بشر را از اسارت ناداني و كفر برهاند و آنها را به سرچشمههاي نور و سعادت رهنمون سازد؛ آن رسالتي را كه انبيا هزاران سال با تحمل سختترين شكنجهها بر دوش كشيدند، به نقطة كمال و اوج خود برساند.
نام گرامي آن حضرت را محمد و كنيهاش را ابوالقاسم نهادند، پدر گراميشان حضرت عبدالله و مادر بزرگوارشان حضرت آمنه بنتوهب بود.
ـ وقايع پيش از ولادت
در شب ميلاد مسعود آن اسوه پاكيها و فضيلتها، حوادث عجيبي در جهان رخ داد كه در اين جا به ذكر چند حادثه اكتفا ميكنيم:
1. آتشكده فارس كه هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش شد.
2. درياچه ساوه كه آن را ميپرستيدند، يكباره خشك و به نمكزار تبديل شد.
3. همه بتها در خانه كعبه فرو ريخت و اين ندا از آسمان شنيده شد: ?جَاءَ الحَقَّ وَ زَهَقَ الباطِل، إِنَّ الباطِلَ كانَ زَهُوقا
4. ايوان عظيم كاخ مدائن (كاخ پادشاه ايران) به لرزه درآمد و چهارده کنگره از آن فرو ريخت.
5. آب رود سماوه (رودي بين كوفه و شام) زياد شد و به جريان افتاد.
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «ابليس (پدر شيطانها) در آسمان هاي هفتگانه، رفت و آمد ميكرد؛ هنگامي كه عيسي (عليه السلام) متولد شد، از پرواز به سه آسمان ممنوع گرديد ولي هنگامي كه پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و اله) متولّد شد، از پرواز به سوي همه آسمان هاي هفتگانه ممنوع شد و شيطان هايي كه به سوي آسمان ميرفتند با تيرهاي شهاب آسماني رانده ميشدند».
ـ معجزات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و اله)
كتاب آسماني قرآن مجيد، معجزه جاودان پيامبرگرامي اسلام (صلي الله عليه و اله) به شمار ميرود اما گذشته از آن معجزات فراواني از آن حضرت مشاهده شد كه در اينجا به برخي از آنها اشاره ميكنيم:
1. سخن گفتن آن حضرت با حيوانات؛
2. مستجاب شدن دعاي آن حضرت در زنده شدن مردگان و بينا كردن كوران و شفايافتن بيماران؛
3. آگاهي پيامبر (صلي الله عليه و اله) به زبان هاي مختلف و سخن گفتن به همه آنها؛
4. تسبيح گفتن سنگريزهها در دست مبارك آن حضرت به طوريكه مردم آن را ميشنيدند؛
5. وجود مقدس پيامبر (صلي الله عليه و اله) در آفتاب سايه نداشتند؛
6. دست مبارك آن حضرت به هر طعامي كه ميرسيد با بركت ميشد و از طعام اندك، جمع كثيري را سير ميكرد؛
7. رسول خدا(صلي الله عليه و اله) هرگاه آب دهان مبارك را به چاهي ميافكندند، آن چاه بركت پيدا ميكرد و پر از آب ميشد؛
8 . رسول خدا(صلي الله عليه و اله) هر گاه بر زمين نرم راه ميرفتند، جاي پايشان نميماند و هنگامي كه بر سنگ سخت راه ميرفتند اثر پاي مباركشان ميماند.
2 ـ ولادت با سعادت، امام جعفر صادق (عليه السلام)، رئيس مذهب شيعه
در روز دوشنبه هفدهم ربيع الاول سال 83 هـ .ق. امام جعفر صادق (عليه السلام) در مدينه چشم به جهان گشودند و هستي را با نور جمالشان، صفا و طراوت بخشيدند.
پدر بزرگوارشان امام محمد باقر (عليه السلام) و مادر گراميشان اُمّ فَروَه از زنان پرهيزگار، با ايمان و نيكوكار بودند.
اسم مبارك آن امام، جعفر بود و كنيه شريفشان ابوعبد الله و القاب آن حضرت، صابر، فاضل، طاهر و صادق بود كه مشهورترينشان همان صادق است.
در شمايل آن حضرت چنين نقل شده است كه امام ميانه قد و افروخته رو و سفيد بدن و كشيده بيني و موهاي ايشان سياه و مجعد و بر گونهشان خال سياهي بود.
ـ تأسيس دانشگاه شيعه
در ميان امامان معصوم، براي هيچكدام همانند كاشف اسـرار حـقايـق، حضرت امام جعفرصادق (عليه السلام) فرصت و وضعيت مساعدي پيش نيامد تا بتوانند در سطح وسيع به انقلاب فرهنگي بپردازند و با تشريح فرهنگ غني و پر مايهاسلام و تأسيس دانشگاهها و مدارس، بر گسترش فرهنگ ناب تشيع بيفزايند؛ ولي در عصر امام صادق(عليه السلام) به سبب كشمشها و رودررويي بني اميه و بنيعباس چنين فرصتي به دست آمد.
آن امام بزرگوار، از اين فرصت استفادهكامل و اسلام حقيقي را معرفي نمودند.
آن حضرت غدير و فرهنگ آن را زنده كردند و به عنوان صادق آل محمد (صلي الله عليه و اله) در برابر دروغ سازان و نيرنگ بازان اموي و عباسي، چهره راستين اسلام و فقه آل محمد (عليهم السلام) را آشكار ساختند.
ـ برترين فرد در علم و عمل
مالك بن انس ميگويد: «هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده و بر هيچ دلي خطور نكرده كـه در عـلم و عبـادت و پاكدامنـي و پرهـيزكاري كسي برتر از جعفر بن محمد صادق (عليه السلام) باشد».
در جاي ديگر نيز چنين ميگويد: «من نزد جعفر بن محمد بسيار ميرفتم؛ او مردي پر تبسّم بود. هنگامي كه در محضرش نام رسول خدا (صلي الله عليه و اله) برده ميشد، رنگش دگرگون ميشد. هرگز او را از سه حالت خارج نديدم: يا نماز ميخواند، يا روزه بود و يا به قرائت قرآن مشغول بود. هرگز بدون وضو از رسول خدا (صلي الله عليه و اله) حديث نقل نميكرد و سخن بيهوده بر زبان نميراند؛ از بزرگاني بود كه خوف خداوند سرتاسر وجودش را فراگرفته بود».
منبع: پايگاه اطلاع رساني موسسه جهاني سبطين(عليهماالسلام)