دو سوال از ميرحسين موسوي؛ عزيز دردانه امام(ره)!
ميرحسين حقاً و انصافاً جزو خوشگل ترين سياست مداران کشور ما بوده و هست. صورت معصومش در تمام دوران نخست وزارتش يادآور معصوميت و مظلوميت نظام جمهوري اسلامي و مردم آن بود. تن صداي متعادل و همراه با وقار و اندکي حزن و آن سخنان هنرمندانه اش در تاريخ محفوظ است. خاطرات از ميرحسين يک شخصيت دلچسب و دوست داشتني براي نسل اول و دوم انقلاب آفريده است. او در همين هفته با پيامي مملو از يادها و خاطره ها و حماسه ها و ياد شهدا و دفاع مقدس کانديداي رياست جمهوري شد.
مير حسين در ميان همه مردمي که خاطرات آن زمان را به ياد دارند، يادآور دوران پرحماسه و دوست داشتني دفاع مقدس است. دوراني که مردم با هم رفيق تر از حالا بودند و مسولان هم کمتر از امروزه احساس برتري و خودبزرگ بيني داشتند. ميرحسين نماد خط امامي و ولايتي بودن بود و حمايت هاي مکرر حضرت امام خميني (ره) در آن ايام از وي و کابينه اش که بارها در معرض برکناري و استيضاح قرار گرفته بودند، او را تبديل به "عزيزدردانه امام (ره)" کرده بود.
من شخصاً از حضور مجدد اين چهره دوست داشتني در عرصه سياسي کشور خوش حالم اما دوتا سوال از سال هاي گذشته در ذهنم بال بال مي زنند که اميدوارم بتوانم اين دو سوال را از ميرحسين بپرسم:
1- سوال اول: ميرحسين در اين همه سال غربت ارزش ها و تاخت و تازهاي جسورانه به انقلاب و آرمان هاي امام و انقلاب کجا بود و آن همه تعهد را چگونه و به چه دليلي مهار کرد؟
2- سوال دوم: قضيه استعفاي سال 1367* وي چه بود و براي چه استعفا کرد؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* پس از پايان حمله مرصاد و آغاز گفتگوهاي آتش بس بين ايران و عراق، امام خميني (ره) در حکمي دکتر علي اکبر ولايتي (وزير امور خارجه وقت) را به عنوان نماينده جمهوري اسلامي در مذاکرات آتش بس بين ايران و عراق تعيين کردند و دکتر ولايتي به سرعت عازم نيويورک شد. در صبح اولين روز مذاکرات ميرحسين موسوي که از اقدام حضرت امام (تعيين مستقيم دکتر ولايتي) دل خور بود از نخست وزيري استعفا داد. تاثيرات اين استعفا در مذاکرات، بعدها توسط دکتر ولايتي بسيار ناگوار و خورد کننده عنوان شد.