حيف که خاتمي مرد ماندن نبود/ مهدي بلوکات
کد خبر:۲۲۳۸۵
يادداشت؛

حيف که خاتمي مرد ماندن نبود/ مهدي بلوکات

 اولاً کاش آقاي خاتمي مي‌ماند تا پاسخ صدها و شايد هزاران سوال بي‌جواب دانشگاهيان و نخبگاني را بدهد كه روزي آنان را در دانشگاه تهران بي‌ادب! خواند و به بيرون انداختن! تهديد كرد.

  اگر چه روزهاي پاياني سال، معمولاً روزهاي بي خبر يا كم خبر است، ليكن سه شنبه آخر سال 87، تبديل به آتشين ترين روز سال براي برخي سياسيون، به ويژه اصلاح‌طلبان شد.

خبر انصراف رسمي آقاي خاتمي (رئيس جمهور سابق) در حالي روي تلكس خبرگزاري‌‌‌ها قرار گرفت كه از يكي دو روز گذشته زمزمه هايي از تصميم ايشان مبني بر كناره‌گيري از صحنه انتخابات به گوش مي‌رسيد.

نگارنده اين سطور اگرچه نمي‌تواند -و نمي‌خواهد- تأسف و ناراحتي خود را از اين تصميم آقاي خاتمي اعلام كند، ليكن معتقد است كه تصميم آقاي خاتمي مبني بر كناره‌گيري از انتخابات رياست جمهوري، نه اعجاب انگيز است و نه غير منتظره.

1- چرا حيف كه خاتمي رفت؟

نگاهي گذرا به 8 سال حضور آقاي خاتمي در رأس هرم اجرايي كشور، به روشني گوياي فضاي سنگين و غيرقابل انكار تبليغاتي و رسانه‌اي حاميان راديكال آقاي خاتمي -بخوانيد دوم‌خردادي‌ها- عليه هر آنكه با او (خاتمي) نبود، است.

سال‌هايي كه كوچكترين انتقاد به آقاي خاتمي و سؤال از ايشان، به عنوان مقابله با اكثريت مردم! خشونت‌طلبي! اقتدارگرايي! خشك مغزي! فاشيسم! و صدها عبارت ديگر معرفي مي‌شد و اينگونه بود كه شعار زنده باد مخالف من، تنها پنبه‌اي بود براي بريدن ...

 سال‌هاي بين 76 تا 84 از يك سو همراه بود با وارد شدن بي حد و حصر اتهامات و حمله‌هاي بي پايان به امام خميني(ره)، انقلاب اسلامي، مردم و اسلام از سوي برخي منتسبان به اصلاح‌طلبان و رسانه‌هايشان و از سوي ديگر تبديل شدن برخي جايگاه‌ها و نهادهاي دولتي به اتاق فكر و عمليات عليه نظام، منافع و امنيت ملي.

 اگر چه شوربختانه در اين مجال، امكان واكاوي و بازخواني آن سال‌ها وجود ندارد تا اندكي از زواياي پنهان و كدر استفاده ابزاري و ناجوانمردانه از واژه‌هاي عزيزي همچون آزادي بيان و انديشه، مردم سالاري، اخلاق مداري، صداقت و... را بيشتر مورد بررسي قرار دهيم، ولي آنچه مايه تأسف نگارنده از انصراف آقاي خاتمي از حضور در انتخابات شد، از دست رفتن فرصتي گران بها و كم نظير بود براي اينكه:

 اولاً کاش آقاي خاتمي مي‌ماند تا پاسخ صدها و شايد هزاران سوال بي‌جواب دانشگاهيان و نخبگاني را بدهد كه روزي آنان را در دانشگاه تهران بي‌ادب! خواند و به بيرون انداختن! تهديد كرد.

پاسخ به اين سوال كه بالاخره تلقي و قرائت و برداشت ايشان از خط امام(ره) و انقلاب چيست؟ و چه بود كه در مقابل آن همه هتاكي‌‌ها و لجن پراكني‌ها نه تنها سكوت كرد بلكه...

پاسخ به اين سوال كه مردم و مردم‌سالاري در قاموس ايشان چه تعريفي دارد كه به محض رويگرداني مردم از ايشان و دوستانشان ديگر مردم نه آن مردمِ 2 خرداد 76، كه عده اي فقير فكري‌اند كه احساسي رأي مي‌دهند و انتخاب مي‌كنند.

ثانياً اي كاش آقاي خاتمي مي‌آمد و در عرصه عمل مقبوليت و محبوبيت خويش را در ميان مردم به نظاره مي‌نشست. چه اينكه همچنان ميزان رأي مردم و ملت است كه چند سالي است دست رد به سينه دوستان و ياران آقاي خاتمي مي‌زنند و نه نظرسنجي‌ها، شب يلداها و ميتينگ‌هاي يك سويه و فرمايشي.

آري خاتمي 88 ديگر آن خاتميِ ديكته ننوشته نيست كه بتواند به راحتي سخن براند بي‌آنكه منظور و مفهوم عبارات و اصطلاحاتش را روشن و شفاف بگويد، آري انتخابات 88 مرد عمل مي‌خواهد نه...

2- چرا انصراف آقاي خاتمي غير منتظره نبود؟

 ترديد، شايد مفهومي است كه از سال‌ها قبل با آقاي خاتمي عجين شده. اينكه ريشه‌هاي روان‌شناختي اين ترديد در ايشان چيست نه در تخصص نگارنده است و نه ارتباطي به بحث حاضر دارد، ليكن اغلب كارشناسان -چه موافق و چه منتقد- از همان روز اول كه آقاي خاتمي اعلام حضور كردند، ماندن ايشان در عرصه انتخابات را با اما و اگرهاي جدي مواجه مي‌دانستند، به ويژه آنكه در ميانه راه آقاي ميرحسين موسوي نيز به قافله انتخابات 88 پيوست و بر طبل رقابت كوبيد.

 رقابت توأمان آقاي خاتمي در درون جبهه اصلاحات با آقايان موسوي و كروبي از يك سو و مبارزه تمام عيار با آقاي احمد‌ي‌نژاد كه در قطب گفتمانيِ مقابل آقاي خاتمي قرار دارد از سوي ديگر، روياي انتخابات 88 را براي آقاي خاتمي به واقعيتي عيني بدل نمود كه صرفاً با ابزارها و رويكردهاي سانتيمانتاليسمي! امكان حضور در آن وجود نداشت. اين حقيقتي است كه مواجهه با آن نياز به واقع بيني، شفافيت و عمل گرايي دارد.

 آقاي خاتمي به كرات به دوستان و منتقدان خود ثابت كرده كه مرد روزهاي سخت و نفس گير، چه در عرصه داخلي و چه در عرصه بين‌المللي نيست و شنا كردن در استخر را به مراتب بيش از دريا- به ويژه اگر آن دريا طوفاني و مواج باشد- ترجيح مي‌دهد!

اين حقيقتي است كه جايگاه آقاي خاتمي را شديدتر از همه، در نزد هواداران ايشان متزلزل مي‌كند./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار