حاشيه هايي از تاريکي اصلاحات و هشدار به ميرحسين موسوي
کد خبر:۲۲۴۴۸
وبلاگ «يادداشت هاي يک آقازاده»/محمد آل حبيب

حاشيه هايي از تاريکي اصلاحات و هشدار به ميرحسين موسوي

با پيروزشدن جناح موسوم به دوم خرداد و طرح برخي شعارها در اين دوره، اپوزيسيون و عناصر مطرود كه تاقبل‌ازآن به ورود مجدد به صحنه قدرت هيچ اميدي نداشتند با عدم درك ماهيت اصلي حركت مردم در دوم خرداد، خود را به قطار دوم خرداد آويزان نموده و ...

از آنجا که آقاي ميرحسين موسوي را دوست دارم و به عقايدش احترام ميگذارم لازم ميدانم چند هشدار از حاشيه هاي تاريک اصلاحات براي ايشان بيان کنم، هر چند که او از بعضي سران اصلاحات بيزار است و به آنها بي توجهي ميکند!، اما دقيق تر بداند که اگر با پرچم اصلاحات وارد بازي انتخابات بشود قطعا نيروهاي تندرو او را احاطه و براي او مشکل آفرين خواهند شد و قطعا ما فرزندان انقلاب راضي به اين نيستيم که با يک انقلابي مومن و متعهد جدال داشته باشيم!

اپوزيسيونِ اميدوار و فرهنگ زنجيره‌اي
با پيروزشدن جناح موسوم به دوم خرداد و طرح برخي شعارها در اين دوره، اپوزيسيون و عناصر مطرود كه تاقبل‌ازآن به ورود مجدد به صحنه قدرت هيچ اميدي نداشتند با عدم درك ماهيت اصلي حركت مردم در دوم خرداد، خود را به قطار دوم خرداد آويزان نموده و بارها تلاش كردند تا مسير اين قطار را كاملا به‌سمت اهداف خود تغيير دهند. با ورود آنها به صحنه و تحميل سياست تخريب و ترور فرهنگي جناح اصول‌گرا، دوم خرداد پويايي و مسيرش را تاحدزيادي تغيير داد. ناشران، محافل و مطبوعات موسوم به زنجيره‌اي كه در مواجهه با ناكامي‌شان در تسلط بر صدا و سيما و برخي ديگر از سازمانهاي خارج از قلمرو دولت، و با بهره‌گيري از فضاي فرهنگي ــ سياسي حاكم بر آن مقطع، مجال ظهور يافته بودند، فرمان قطار را به‌دست گرفتند و دولت اصلاحات را به دنبال خود كشيدند. براي ناشران  و مطبوعات زنجيره‌اي كه فصل انتقام فرارسيده بود، تنها چيزي كه مي‌توانست آنان را ارضا كند، تخريب و عبور از تمامي چارچوبها و زيرپاگذاشتن خطوط قرمزبود.

اين عده كار را تا بدانجا پيش‌ بردند كه بازي پنهان و آشكار با سرنوشت امنيتي انقلاب و جمهوري اسلامي را نيز در دستور كار خود قرار دادند؛ چنان‌كه شخص رئيس‌جمهور پيشين نيز كه كارگزاران او، خدمات بزرگي در مسير موفقيت گروه موسوم به دوم خرداد نموده بودند، از هجمه عناصر تندرو در امان نماند.

 اقدام هوشيارانه
با بغرنج‌شدن اوضاع به دست عناصر تندرو در مطبوعات زنجيره‌اي كه برخي عناصر غربگرا نيز به آنها نفوذ كرده بودند، يك‌بار ديگر رهبر انقلاب به‌موقع و هوشيارانه اقدام كرد و كشور را از يك آسيب جدي، كه اين‌بار با حضور و دخالت جسورانه دشمنان بيگانه ابعاد تازه‌اي به خود گرفته بود، نجات داد. فرمان رسيدگي قوه قضائيه به جرايم مطبوعاتي عناصر افراطي، به تعطيلي و توقيف قانوني بسياري از محافل تفرقه‌ و توطئه منجر شد و كشور از هياهوي وسيع و جنجالهاي بي‌فايده رهايي يافت. اين اقدام همچنين كمك كرد دولت جديد نيز بيش‌ازپيش در مسير انقلاب قرار گيرد و خطر احتمالي انحراف از اصول انقلاب‌ اسلامي را از سر بگذراند.

 تندروي حاصل تندروي
تندرويهاي برخي عناصر افراطي در جناح موسوم به دوم‌خرداد كه از حماسه دوم خرداد فقط نام آن را يدك مي‌كشيدند و حتي بي‌محابا با پشتيباني محافل غربي، عقايد اسلامي و ارزشهاي انقلابي را نيز مورد هجمه شديد قرار داده بودند، به‌طورطبيعي با مقابله طيفهاي خاصي از مردم مواجه شد و بدين‌شكل آتش نفاق و درگيريهاي بي‌ثمر سياسي و فرهنگي در كشور شعله‌ور گشت.

 رسانه ملي
عدم تسلط بر صداوسيماي ايران ــ كه بزرگ‌ترين و فراگيرترين قدرت رسانه‌اي كشور محسوب مي‌شود ــ به‌نظر غيرقابل تحمل مي‌نمود. پس از يك دوره فشار تبليغي و دروغ‌پردازي عليه اين سازمان كه بر مواضع اصولي انقلاب پافشاري مي‌كرد، مجلس ششم در اقدامي عجيب با كاهش شديد بودجه اين سازمان، فصل تازه‌اي را براي ازپادرآوردن مديريت آن ايجاد نمود و سازمان را در تعقيب رسالت قانوني خود با معضلات متعددي مواجه كرد. اما اين سازمان با  اتخاذ روشهاي مديريت بحران و صرفه‌جوييهاي گسترده كه به پخش گسترده برنامه‌هاي تكراري نيز منجر شد، خود را از اين بحران بزرگ نجات داد. بايد توجه داشت كه اختلال در امور سازمان صداوسيما به‌عنوان يكي از مهمترين مراكز فرهنگي و تربيتي كشور، اقدام عجيب و قابل‌تاملي بود كه در كارنامه مجلس ششم ثبت گرديد.

پروتستانيسم اسلامي!
اعضاء حلقه موسوم به كيان كه هنوزهم با خوش‌خيالي پيدايش دوم خرداد را مرهون تلاش خود مي‌دانند، پس از دوم خرداد به اين فكر افتادند كه اين واقعه فرصت خوبي را در راستاي تشديد شريعت‌گريزي و استقرار سكولاريسم جديد در ايران در اختيار آنان مي‌گذارد. آنها تصور كردند كه ديگر همه‌چيز تمام شده و با ورود آنها به صحنه قدرت، پروژه غربي سكولاريزاسيون در ايران به پيروزي رسيده‌است و لذا با ورود به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي سعي كردند با ادامه سرقت آثار روشنفكران عرب و تعدادي از متفكران غربي و انتشار آن به‌نام روشنفكر ديني شانس خود را آزمايش كنند. درواقع واگذاري دهها پروانه نشر و مجله، رفع توقيف از صدها كتاب غيرقانوني و برنامه صوتي ــ تصويري، اخذ تسهيلات براي گسترش فعاليتهاي فرهنگي و دهها امتياز ديگر را كه در وزارت ارشاد باب آن باز نگاه‌داشته شد، بايد از هداياي مصادره‌كنندگان دوم خرداد به حلقه‌هاي فكري و فرهنگي اپوزيسيون براي پيگيري پروژه سكولاريزاسيون در ايران به‌شمار آورد. هرچند وزارت ارشاد با به‌‌راه‌انداختن نمايشهاي اسلامي در هر سال قصد راضي نگاه‌داشتن مردم را نيز داشت ولي در سالهاي پايان دوره دوم رياست‌جمهوري خاتمي، باطن اين اقدامات براي اغلب هم‌ميهنان روشن شده‌ بود.

تضعيف جايگاه ولايت‌فقيه
گرچه تضعيف ولايت‌فقيه به‌عنوان ستون اصلي بقا و حيات انقلاب اسلامي تازه‌گي نداشت، اما اين‌بار تلاش به‌ظاهر تئوريك برخي عناصر كم‌مايه گام تازه‌اي براي مقابله با ولايت‌فقيه به‌شمار مي‌رفت. اين اقدامات همگي درحالي‌ صورت مي‌گرفت كه پاسخ قاطع علمي به گفته‌هاي به‌ظاهر تئوريك آنها از سوي متفكران انقلاب آسان‌تر از اقدامي بود كه قوه قضائيه با زنداني‌كردن آنها مرتكب آن شد. درعين‌حال، با همه تلاش اين گروه و بقاياي مطبوعات زنجيره‌اي براي تبديل‌ عناصر زنداني به قهرمانان ملي، امروز كسي جز خود آنها و دوستان غربيشان نمي‌تواند آنها را قهرمان تصور كند.

 تحقير روحانيت
روحانيت در طول تاريخ همواره مانع اصلي حضور بيگانه و تضعيف استقلال كشور و نيز مخدوش‌شدن ارزشهاي انساني و الهي در كشور قلمداد شده و از اين بابت بهاي سنگيني را پرداخته است. در طي اين هشت‌سال نيز روحانيت مورد هجمه شديد عناصر تندروي متولدشده پس از دوم‌‌خرداد قرار گرفت و از تيرهاي تحقير و تمسخر روشنفكرنماها خلاصي نيافت. گرچه صدور حكم اعدام براي فردي كه به برخورد موهن با مقدسات و نيز توهين به روحانيت و مراجع تقليد متهم شده بود، منطقي و مناسب به‌نظر نمي‌رسيد، اما به‌هرحال وي و همفكرانش در صدد نهادينه‌سازي جريان تازه‌اي بودند كه به تضعيف جدي جايگاه روحانيت در ايران منجر مي‌گرديد و پروژه غربي تضعيف روحانيت در ايران را وارد مرحله تازه‌اي مي‌ساخت.

درنهايت باوجود جنجال جديدي كه در حواشي ماجراي آقاجري صورت گرفت، عكس‌العمل سرد مردم به مظلوم‌نمايي وي پاسخ ديگري به عملكرد غيرمنطقي جناح تندرو دوم خرداد بود.

عصبانيت اپوزيسيون 
با همه تلاش اپوزيسيون ازيك‌سو و عوامل كم‌تعداد و بي‌پشتوانه غربگرا در داخل و خارج كشور ازديگرسو، براي بهره‌گيري از موقعيت آقاي خاتمي در راستاي مقابله با مجموعه نظام و انقلاب اسلامي، شخص رئيس‌جمهور با پايبندي به بسياري از اصول و حفظ ارتباط خود با رهبر انقلاب بارها دولت خود را از خطرها نجات داد و خود را به هسته مركزي انقلاب نزديك‌ نمود؛ تاجايي‌كه اين پافشاري خاتمي براي حفظ بسياري از اصول انقلاب، عناصر تندروي دوم‌خرداد، اپوزيسيون و به‌ويژه غرب را عصباني نمود و آنها را به سمت افشاي ماهيت واقعي خود مجبور كرد؛ به‌‌گونه‌اي‌كه خاتمي نيز تدريجا مغضوب واقع شد و از هجمه‌هاي آنها بي‌نصيب نماند.

چرا وداع با اصلاحات؟
با شرحي كه از ماجرا گذشت، ناكامي جناح دو خرداد در هشت‌سال اخير نياز به توضيح تفصيلي ندارد و ظهور مجدد آن با سياستهاي قبلي تقريبا امر محالي به‌ نظر مي‌رسد. درعين‌حال مجموعه عواملي كه مي‌توان به‌عنوان شكست جناح دو خرداد برشمرد عبارت است از:

1ــ فربه‌سازي جريانهاي سكولاريستي و غربگرا كه تهافت با هويت ملي ايرانيان در بينش و منش آنها كاملا هويدا بود.

2ــ همسوبودن سياستهاي برخي گروههاي تندروي منتسب به دوم خرداد با سياستهاي ضدانقلاب و بيگانگان در قبال انقلاب اسلامي.

3ــ ايجاد جو سياست‌زدگي، تنش و تفرقه از سوي گروههاي تندرو و رسانه‌هاي زنجيره‌اي.

4ــ بي‌ثباتي در مديريت كشور به‌ويژه عرصه‌هاي اقتصادي و نگراني مردم از سرنوشت كشور در اين عرصه.

5ــ شعارزدگي شديد و بازي با احساسات مردم به‌ويژه جوانان در عرصه‌هاي سياسي و فرهنگي.

6ــ عدم رفع بسياري از مشكلاتي كه مردم به اميد حل آنها به جناح دوم خرداد راي داده بودند.

/انتهاي پيام/

 

پربازدیدترین آخرین اخبار