آقاي لاريجاني! سوال دارم!
معمولا با نزديک شدن به پايان سال، بحث و رايزني بين مجلس و دولت بر سر لايحه بودجه، موضوعي داغ و خبرساز براي رسانه ها محسوب مي شود. امسال هم همانند ساليان گذشته، تقديم بودجه از سوي دولت نهم به مجلس شوراي اسلامي، حواشي زيادي داشت ولي در روزهاي پاياني سال، نامه دکتر احمدي نژاد به علي لاريجاني مبني بر تخلف مجلس در مورد بررسي لايحه بودجه و متعاقبا پاسخ لاريجاني به اين نامه، خوراکي دندانگير براي رسانه ها محسوب مي شد که اکثر رسانه ها، حق مطلب را ادا کردند و تا جايي که مي شد، از آب گل آلود ماهي گرفتند!
اين بي بند و باري اي که از سوي رسانه ها رخ داد که از ميان صحبت هاي لاريجاني تندترين بخش هايش را گزينش کردند، نه موضوعي جديد است و نه قابل اعتنا! چرا که در طي اين سه سال و اندي، چنان بر دولت تاخته اند که اين تخريب ها و حرمت شکني ها براي مردم تکراري و عادي شده است!
پس روي صحبت بنده با رسانه ها نيست. چرا که منبع نان خوردن ايشان، همين جوسازي هاي رسانه اي است!!!
روي صحبت بنده با دکتر لاريجاني است! ايشان که داراي سوابقي درخشان هستند و در خدمات ارزنده ايشان هيچ جاي شکي نيست! اما يادآوري پاره اي از مسايل خالي از لطف نيست!
ايشان در زمان زمامداري رسانه ملي، چنان اين رسانه را ملي کرده بود که تا مدت ها، مردم به رسانه ملي "سيماي لاريجاني" مي گفتند!
در مدتي هم که عزم رياست جمهوري کرده بود، از سوي شوراي هماهنگي به عنوان کانديداي واحد اصولگرايان انتخاب و معرفي شد ولي نتوانست حتي هم طراز "معين" راي بياورد و با يک تحليل سياسي به اين نتيجه رسيد که دکتر احمدي نژاد مسبب اين راي پايين است ولي فراموش کرده بود که در سال 76 هم، مردم به ايشان و هم قطارانش "نه" گفته بودند!
اما وي از سوي دکتر احمدي نژاد به عنوان دبير شوراي عالي امنيت ملي انتخاب شد تا اگر که وي رئيس جمهور نشد ولي لياقت هاي خود را در اين مسند نشان دهد! پس از مدتي، اختلاف وي با رئيس جمهور چنان علني شده بود که هر روز خبري مبني بر استعفاي وي در رسانه ها منتشر مي شد! و بالاخره دکتر احمدي نژاد با اسعفاي وي موافقت کرد! ولي هم قطاران وي چنان از اين استعفا دلگير شده بودند که گويا چنانچه يکي از اعضاي کابينه با رئيس جمهور اختلاف پيدا کرد، اين رئيس جمهور است که بايد استعفا دهد!
مدتي از وي خبري نبود تا اينکه تنور هشتمين دوره انتخابات مجلس داغ شد و نام وي بر سر زبان ها افتاد! وي که در ابتدا شوقي به اين کار نداشت! بالاخره از شهر قم کانديدا شد و با بالاترين راي وارد مجلس شد! نکته جالب در اين زمينه اين است که لاريجاني در ليست اعتماد ملي هم حضور داشت!
بالاخره ايشان وارد مجلس شد و با يک رايزني گسترده، توانست گزينه اصلي رياست مجلس يعني دکتر حدادعادل را کنار بزند، و عليرغم ميل باطني!!! اين عرصه را براي خدمت انتخاب کند!
تا امروز ايشان و همراهانش در مجلس، در لواي شعار "حفظ شان مجلس" از هيچ دستمايه اي براي درگيري با دولت فروگذار نکرده اند و چه بسا آن را خدمت مي دانند!
حال روي سخنم با دکتر لاريجاني است!
آقاي لاريجاني! مدتهاست برآنم تا از حضرتعالي سوالي بپرسم و با توجه به اينکه يک ترم با شما کلاس "فلسفه سياست" داشتم ولي به دليل تعدد محافظين (آن زمان شما هيچ سمتي نداشتيد!) و فضاي علمي کلاس!!! فرصت آن دست نداد تا بپرسم، امروز مي خواهم از شما سوال کنم، آيا قصد رياست جهموري داريد؟ يا به صورت صريح تر، آيا با اين اعلام مواضع نسبت به دولت نهم، قصد آن را نداريد تا چهره خود و هم قطاران خود را ترميم نماييد تا شايد بتوانيد در صحنه سياسي کشور نقشي را براي همراهان خود و کساني که خود را پدر انقلاب و کشور مي دانند، دست و پا کنيد؟!
آقاي لاريجاني! مي دانيد که دوران پدرخواندگي بر جريانات سياسي کشور گذشته است! پس چرا باز هم بر همان مسلک پافشاري مي کنيد؟!
آقاي لاريجاني! چرا سعي مي کنيد با طرح هاي پيشنهادي خود، همچون مثلث لاريجاني!، قاليباف!! و رضايي!!!، براي خود يار (راي!) جمع کنيد! ميزان اقبال مردم به کاپيتان قاليباف و دکتر رضايي، در انتخابات نهم مشخص شد! پس چرا قصد آن داريد تا "آزموده را بيازماييد"!؟
آقاي لاريجاني! ...