پشت پرده ويژه برنامه تحويل سال شبکه سه
کد خبر:۲۲۵۱۴
وبلاگ حقيقت/ به بهانه حضور مجدد يک مجري خبرساز در تلويزيون

پشت پرده ويژه برنامه تحويل سال شبکه سه

آيا واقعا آقاي مديرشبکه سه سيما نمي داند که در پر بيننده ترين ساعات پخش در شبکه اش چه مي گذرد؟ يا آيا رياست صدا و سيما و ديگر مديران در خواب غفلت به سر مي برند و...

ساعات نخستين سال بود و کنترل به دست، شبکه هاي سيما را جستجو مي کرديم تا از رقابت کانال هاي تلويزيون غافل نمانيم. چه چيزها که نديديم و چه چيزها که نيافتيم...!!

 ويژه برنامه تحويل سال، شبکه سه و يک عدد مجري سابقه دار در ارائه سوتي هاي تپل! منظور همان "فرزاد حسني" است که بگو مگو ها و بي حرمتي هايش به رئيس پليس تهران  يکسال پيش شهره شد. يادتان هست که، دعوا و تهمت زدن هاي بي حد و اندازه او به "سردار رادان" و طرح ارتقاي امنيت اجتماعي در برنامه کوله پشتي به اندازه اي بود که واکنش بينندگان را هم برانگيخت و همه به خوبي مي دانستند که اين مجري جوان، براي بدنام کردن ناجا در آن برنامه کذايي، از هيچ دروغ و غلو کردني فروگذار نکرد. بعد از آن هم مدتي ممنوع التصوير بود و صدا و سيما از جنجال هايش در امان . حال اينکه چه شده دوباره به کار پر رونق گذشته بازگشته و توانسته رضايت مديران صدا و سيما را جلب کند، خيلي مورد بحث ما نيست، اما اينکه چه مي شود مديران شبکه جوان پسند سه، در پر بيننده ترين ساعات تلويزيون يعني ساعات تحويل سال جديد، در ويژه برنامه تحويل سال از چنين چهره خوشنامي(!) براي نه تنها يک اجراي ساده بلکه بدست گرفتن فرمان و عنان برنامه استفاده مي کنند جاي بسي تامل است.

چرا مي گويم بدست گرفتن عنان برنامه؟ باقي مطلب را بخوانيد دستگيرتان مي شود...

يکي از مهمانان اين ويژه برنامه، شاعر طنز پرداز و مغلطه گو، يعني "خليل جوادي" بود. همان شاعري که نيشخندها ي او به ارزش هاي دين و نظام در قالب طنز باعث شهرتش در قشر خاصي از مردم شد. و البته بلوتوث هاي شعر خوانيش که سراسر سياه نمايي  اوضاع جامعه و به سخره گرفتن مذهب، معاد، برزخ و... است هنوز دست به دست مي شود. "محاکمه حاجي" دستپخت معروف اين شاعر است.

از آنجايي که آقاي مجري برنامه (فرزاد حسني) هم دست برقضا دستي در شعر گفتن دارند به گرمي با اين شاعر خوش سابقه به گفتگو مي نشينند و گل مي گويند و گل مي شنوند... خليل جوادي هم که تمام سعيش را در انتخاب اشعار پاستوريزه براي خواندن در جلوي دوربين پخش زنده رسانه ملي کرده بود، باز هم نتوانست تمام سوتي هايش را در اين باب سانسور کند و براي چندمين بار به تمسخر برزخ، دنياي مردگان و فرشتگان پرداخت و با از گور بيرون کشيدن فردوسي، در تخريب چهره اين شاعر نامي هم کم نگذاشت...

يکي ديگر از مهمانان ويژه اين ويژه برنامه، "محسن يگانه" خواننده جواني بود که با همه شهرتش براي نخستين بار جلوي دوربين صدا و سيما ظاهر مي شد و البته خود مجري هم چند بار اين نخستين رونمايي(!) را مطرح کرد. اينکه چرا تا به حال اين خواننده خوش صدا جلوي دوربين نرفته بود و رسانه اي نشده بود مجهول است و البته مد نظر ما هم در اين بحث نيست. اما نوع ظاهر شدن او شايد مهم باشد. جالب است که در اولين آشنايي مردم، با شخصيت اين خواننده کم تجربه، مسئله فرزند شهيد بودن او از جانب مجري مطرح مي شود و جالبناک تر(!) آن است که اين قضيه در مدت ده دقيقه حضور او در شبکه سه سيما مطرح شد، آن هم زماني که شايد فقط  پنج دقيقه از اين مدت حضور به گفتگو گذشت و الباقي ترانه خواني بود. اگرچه شهدا و خانواده آنان براي همه ما ارزشمندند، اما آيا نياز است که اين ارزشمندي از جانب يک مجري خوش سابقه ي(!)وفادار به اصول نظام و در معرفي روح هنرمند يک خواننده عنوان شود؟ آن هم در  پنج دقيقه ام پي تري آشنايي اوليه مردم با او؟ آيا اين وسيله اي براي ابراز ارادت به خانواده شهدا بود يا استفاده ابزاري از شهدا براي شهرت آفريني؟ و چنانچه نيت خيري در کار بود، بايد توسط فردي چون فرزاد حسني اين مسئله براي نخستين بار در رسانه ملي مطرح مي شد؟ بيراه نيست اگر بگوييم عنوان اين مسئله در آن چند دقيقه، بيشتر از آنکه خواست مهمان برنامه باشد، خواست مجري بود، که چم و خم شهرت خريدن و ماله کشيدن روي بعضي عنوان ها را با ابزار کردن مقدسات به خوبي مي داند.

تازه اگر از دعوت " احسان خواجه اميري" که فقط به عنوان وسيله اي براي تبليغ عنوان شاعري فرزاد حسني که بعضي از شعرهايش توسط او خوانده شده  و چندين بار در برنامه اين موضوع مطرح شد، بگذريم، باز هم به يک نقشه از پيش طراحي شده مي رسيم که براي شکستن ساختارهاي قانونمند صدا و سيما به نفع و نظر شخصي به هر وسيله اي متوسل شده است. و اما اينکه در اين ماجرا مديران شبکه کجا بودند و چه مي کردند، شما دانستيد ما هم مي دانيم...!

اينکه هميشه عده اي براي تحول اساسي در رسانه ملي به نفع خود و عده اي خاص که مطمئنا نفع عمومي در آن نيست، پي فرصت هاي طلايي مي گردند، چيز جديدي نيست. اما اينکه چه مي شود، همين تهديد فراگير از تيررس مديران باسابقه صدا و سيما دور مي ماند خود جاي بحث دارد.

آيا واقعا آقاي مديرشبکه سه سيما نمي داند که در پر بيننده ترين ساعات پخش در شبکه اش چه مي گذرد؟ يا آيا رياست صدا و سيما و ديگر مديران در خواب غفلت به سر مي برند و...اگر چنين است که بايد گفت که چشم آقاي ضرغامي روشن با شاهکارهاي مديران انتخابي اش ...!!

يادم هست که سال گذشته در پي حضور "محمد رضا گلزار" در شبکه پنج سيما در ساعات تحويل سال، يکي از آشنايان دست اندرکار مي گفت که فقط پنج ميليون تومان بابت همين چند دقيقه حضور به اين چهره دست نايافتني پرداخت شده است. آن هم فقط به آن دليل که گلزار در آن ساعت روي صندلي اين شبکه بنشيند و بتواند کانالهاي تلويزيون  تهراني ها را روي عدد پنج نگاه دارد، وآمار بينندگان اين شبکه در آن ساعات پر رقيب، از ديگر شبکه هاي سيما بالاتر باشد و...تازه براي آنکه فضاي برنامه مهيا و متوجه افکار مذهبي شود، و درست در زماني که مجري کشف کرد روز تولد گلزار است، مدير شبکه پنج، يک سفرعمره مفرده هديه داد به مهمان و کلي هيجان تصنعي مهمان ويژه، بابت اين هديه و... هيچ کس هم نفهميد هديه تولد او در مقابل رقم قرارداد حضورش، به چه ميزان ناچيز بود و... اگر اين رقابت نه چندان عاقلانه را بگذاريم کنار نتيجه گيري از ويژه امسال شبکه سه، باز هم يک تشکر ويژه(!) بدهکار مي شويم به رياست صدا و سيما بابت همه ظرافت هاي مديريتي(!) اش... /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار