يادداشت// برادر شيطان نباشيم!
مهدي مرادي:
رهبر معظم انقلاب ابتداي امسال طي سخناني در جمع زوار و مجاوران حرم ملكوتي ثامن الحجج در مشهد با اشاره به تاکيدي که در پيام نوروزي بر لزوم اصلاح الگوي مصرف داشته اند، افزودند: «اين حرکت گامي اساسي در روند پيشرفت و عدالت است؛ چرا که بيماري اسراف، از لحاظ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، آسيب ها و مشکلات گوناگوني به وجود آورده و آينده کشور را تهديد مي کند.»
ايشان البته صرفه جويي را درست مصرف کردن و مصرف کارآمد و ثمربخش خوانده و فرمودند: «بايد اعتراف کنيم که عادت ها، سنت ها و روش هاي غلط، زياده روي در مصرف را به دنيا آورده و نسبت ميان توليد و مصرف را به ضرر توليد برهم زده است به گونه اي که يک سوم نان توليدي و حداقل يک پنجم آب مصرفي که با آن همه مشکلات و دشواري ها تهيه مي شود عملاً به هدر مي رود. متوسط مجموع انرژي مصرفي در ايران بيش از دو برابر متوسط جهاني شده و شاخص شدت انرژي در کشور ما يعني نسبت انرژي مصرف شده به کالاي توليد شده متاسفانه 8 برابر کشورهاي پيشرفته است.»
آنچه واضح و البته دردناك است اينكه ما ايرانيها در كنار صفات خوب و پسنديده فراواني كه داريم، متأسفانه عادتها و ويژگيهاي نامطلوبي نيز داريم كه آن خوبيها را تحت الشعاع خود قرار ميدهد.
يكي از شاخصترين اين عادتها ـ كه البته بارها هم راجع به آن صحبت شده است ـ بحث اسراف و زياده روي در مصرف ميباشد.
اسراف بر اساس روايات وارده از جمله گناهاني است كه بر كبيره بودنش تصريح شده است و حتي در قرآن كريم اسراف كاران، اصحاب آتش معرفي شدهاند.
در آيه بيست و نه سوره مبارکه اعراف آمده است: «بخوريد و بياشاميد، ولي از حد نگذرانيد. به درستي که خداوند اسراف کنندگان (تجاوز کنندگان از حد) را دوست نميدارد.»
همچنين در سوره مبارکه مؤمن آيه سيوچهار به اسرافکنندگان و شککنندگان، وعده عقوبت و عذاب داده شده و در آيه بيست و هفت از سوره مبارکه بنياسرائيل در يک تشبيه زيبا و هشدار دهنده اسراف کنندگان، برادران شيطان خوانده شدهاند.
در روايات صادره از معصومين(ع) نيز اسراف و تبذير نکوهش شده؛ چنانکه رسول اکرم(ص) فرمودند: «کسي که بنايي براي ديدن و شنيدن مردم ميسازد، خداي متعال آن بنا را ... طوقي برگردنش کرده و او را به آتش مياندازد.» از آن حضرت سؤال شد منظور از بناکردن براي ديدن و شنيدن مردم چيست؟ حضرت فرمود: «بنايي که زيادتر از احتياج بسازد، بدان منظور که بر همسايگان و برادران ديني خود مباهات ورزد.»
امام صادق(ع) همچنين در جايي ديگر ميفرمايند: «جز اين نيست كه خداوند ميانه روي را دوست و اسراف را دشمن ميدارد، حتي دور انداختن هسته خرما را؛ زيرا آن نيز به كار آيد.»
اميرالمؤمنين علي(ع) نيز ميفرمايند: «هر گاه خداوند اراده خيري به بندهاي بفرمايد، او را ملهم ميفرمايد به ميانهروي و حسن اداره زندگي و او را از اسراف و بدي تدبير دور ميکند.»
بر اين اساس اسراف به معناي تجاوز از حد و زياده روي كردن است كه وجود آن علاوه بر اين كه خير و بركت را از ميان ميبرد، خود به عاملي در جهت بي نظمي و بي تدبيري زندگي مبدل ميشود لذا در شرع مقدس ميبينيم كه با صريحترين عبارت، مردم از اسراف كاري منع شدهاند.
با اين همه، گذشته از حرمت شرعي اسراف در آيين ما، اسراف امروزه به عنوان يك عيب ملي جلوهگر شده است كه اتفاقاً خود يكي از عوامل عمده كاهش بهرهوري و مانع رشد و پيشرفت سريع در كشور ميباشد.
اين مسئله بارها در بيانات رهبر معظم انقلاب در مناسبتهاي مختلف مورد تأكيد ايشان قرار گرفته است و به طور خاصتري در قالب خطبههاي عيد سعيد فطر سال گذشته بدان اشاره كرده و فرمودند: «ما مردم مسرفي هستيم؛ ما اسراف ميكنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسايل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين.
كشوري كه توليد كننده نفت است و وارد كننده فرآورده هاي نفت و بنزين است! اين تعجب آور نيست؟! هر سال ميلياردها دلار بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاي ديگر وارد كنيم براي اين كه بخشي از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟!
ما ملت به عنوان يك عيب ملي به اين نگاه كنيم. اسراف بد است. حتي در انفاق راه خدا هم ميگويند... افراط و تفريط نكنيد، ميانه روي؛ ميانه روي در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملي در بياوريم.»
نهادينه كردن چنين فرهنگي بي شك نيازمند يك عزم ملي است و در اين ميان مسئولان دولتي ميبايست پيش قدم باشند بدين معني كه با سرلوحه قرار دادن اصل صرفه جويي در مجموعه فعاليتهاي ستادي و اجرايي دواير و دستگاههاي دولتي، در مصرف بهينه منابع كمي و كيفي بيتالمال در راه خدمت به مردم كوشش كنند كه اگر اين گونه شد ميتوان نسبت به ايجاد آن فرهنگ ملي در كشور اميد داشت.
نكته مهم ديگر هم اين كه در جامعه ما اگر چه سطح زندگي بسياري از افراد در حد متوسط است اما بيماري اجتماعي اسراف و تجملگرايي، زندگي را بر همين قشر متوسط سخت كرده است و تنها راه حل ترويج فرهنگ قناعت و ميانه روي است.
آنچه مشخص است اينکه در اين خصوص از ابعاد گوناگون مي توان به بحث و نظر پرداخت كه از جمله آنها مسئله تربيت خانوادگي مي باشد.
از خصوصيات و ويژگي هاي اساسي انسان، تربيت پذيري اوست. انسان برخلاف ساير حيوانات كه اساس حركات آنها منشأ غريزي دارد، شالوده شخصيتش را تربيت خانوادگي او تشكيل مي دهد.
روان شناسان سه عامل وراثت، خانواده و محيط خارج را از عوامل مهم تربيت انسان شمرده اند و از نظرگاه بعضى، عامل (خانواده) از دو عامل ديگر، يعني وراثت و محيط، اهميت بيشتري دارد.
يكي از روان شناسان مي گويد:يك مادر خوب به صد استاد و آموزگار مي ارزد. طفلي كه در دامان مادر خود به خواب رفته نسل آتيه را تشكيل مي دهد و كيفيت اخلاقي و شخصيت وي در آتيه، مربوط به سرمشق و تربيتي است كه از نخستين مربي خود - مادر - گرفته است.
جمله بسيار ارزنده اي از يک روان شناس وجود دارد که مي گويد: به من بگوييد فلان شخص در چه خانواده اي رشد يافته و چه نوع تربيتي ديده است، تا بگويم فعلاً چگونه آدمي است.
بهترين سخن در اين زمينه از اميرالمؤمنين علي (ع) صادر شده، آن جا كه حضرت به فرزندش امام حسن مي فرمايند: همانا قلب نوجوان همچون زمين خالي از هر بذري است كه هرچه در آن بپاشي مي پذيرد. پس من به تربيت تو پرداختم، قبل از اين كه وقت آن بگذرد.
اين نكته در روايات اهل بيت عصمت و نيز در علوم تربيتي مسلم است كه مؤثرترين روش در تربيت، روش عملي است و كودك قبل از اين كه به گفته هاي والدين خود توجه داشته باشد، از حركات و اعمال آنان الگو مي گيرد.
براين اساس، روشن است فردي كه در خانواده اي تربيت و رشد يافته كه بزرگ ترهاي آن، الگوي صحيحي براي مصرف نداشته و به هر دليلي كه هست، به زياده روي و بي بند و باري در مصرف خو گرفته اند، اين روش نيز همانند ساير جهات اخلاقي در ساختار روحي او تأثير خواهد گذاشت و آن را به عنوان يك صفت به دست آمده از خانواده، به اجتماع و نيز خانواده اي كه خود آن را تشكيل خواهد داد، منتقل خواهد كرد؛ مگر اين كه با تغيير اخلاق و تربيت، خويش را از گرفتاري بدان نجات بخشد./انتهاي پيام/