زنده باد مخالف من به شرطها و شروطها
اپيزود اول:
چندي قبل در کتابي مي خواندم اعضاي سازمان مجاهدين عصبي و کم حوصله هستند. عليرغم آنکه هيچ علقه اي به سازمان و تفکراتش ندارم، اما احساس کردم نويسنده کتاب کمي جهت دار و مغرضانه متن را نوشته. اما دقيقا همان روزي که اين مطلب را خواندم عصرش به تالار شهيد چمران دانشکده فني دانشگاه رفتم تا سخنان بهزاد نبوي که به دعوت انجمن اسلامي (اسلام آمريکايي) آمده بود را بشنوم. لکن پس از يک ساعت سخنراني آرام که حوصله همه سر رفته بود، وقتي يکي از دانشجوياني که ظاهرش هم به شدت! از همفکري او با اصلاح طلبان حکايت داشت از نبوي شروع به سوال پرسيدن کرد وي با حالتي عصباني و غيرمنتظره گفت: من ديگه وقت ندارم و بايد برم! اينجا نيامده ام كه مناظره كنم! و سريع سالن را ترک کرد. اين رفتار او که موجب حيرت همه دانشجويان شده بود در خاطرم ثبت شد...
اپيزود دوم:
بعضي وقت ها که فرصت و البته حوصله داشته باشم با برخي از اين دوستان دوم خردادي اس ام اس بازي مختصري مي کنم. در ميان اين جماعت، ابطحي اس ام اس باز حرفه اي است که معمولا هيچ پيامکي را هم بي پاسخ نمي گذارد. اگرچه بعضي وقتها جواب هاي لوس مي دهد اما آدم بي ادبي نيست.
مصطفي تاج زاده هم خيلي سعي مي کند خود را اخلاقي نشان دهد. بعضي وقتها خودش مناسبت ها را تبريک مي گويد و ... البته آدم بسيار پرحرف و چرب زباني هم هست. چنان قربان صدقه آدم مي رود که شک مي کني نکند برادر ناتني توست و تو او را تا كنون نمي شناختي! همه اش هم مي خندد. به خصوص وقتي کم مي آورد! اما بعد از قضيه بهزاد نبوي كه تعريف كردم و اولين رفتار عجولانه اين طيف را به عينه ديدم چند موقعيت پيش آمد كه مفصل با تاج زاده چانه زني کردم. اولش هم خيلي خوش اخلاق است اما وقتي كم كم سوال هاي سخت از او بپرسي و به رويش آوري كه در پاسخ دادن مغالطه مي كند، جيغ زدن هايش شروع مي شود! آن هم جيغ هايي از نوع بنفش ... و اين تازه خوش اخلاق ترين و با حوصله ترين سازماني هاست!
اما سخنگوي سازمان، محسن آرمين نه احتياجي به پرسش و پاسخ دانشجويان دارد و نه چانه زدن! آرمين را حتي با يك پيامك هم مي توان به جوش آورد، اين تجربه جديدم است! چند روز قبل اين پيامك را براي خيلي از مدعيان تحمل مخالف از جمله آرمين فرستادم:
هفت سين دشمنان احمدي نژاد:
1. سياه نمايي
2. سياسي کاري
3. سنگ اندازي در مقابل برنامه ها
4. سوقصد در صورت امکان
5. سنگين کردن بار دولت در بودجه امسال
6. سبکسري و توهين
7. سد کردن برنامه ها
اما پاسخ زشت آرمين از همه بيشتر جلب توجه مي کرد:
yadetoon raft payametoon ro emza konin. in emza ra pishnahad mikonam
jameyate aghab mandegane zehni
وقتي ديديم اعصابش با يک پيامک ساده و طنز که البته حقيقتي تلخ را در برداشت اين چنين به هم ريخته پوزخندي زدم و در جواب فرستادم:
زنده باد مخالف من ...
اين را فرستادم تا فقط فکر کند ... فکر کند که آن 8 سال را به مردم دروغ گفتند يا بعد از آن! يا شايد هم هر دو! و اگر اعصابش آرامتر شد بيشتر فکر کند ... فکر کند که چه کسي شعار زنده باد مخالف را داد اما چه کسي آمد و آن را عملي کرد؟! و تا آنجايي پيش رفته اند كه حتي ديگر تحمل يك پيامك را هم ندارند، آن هم از نوع طنزش را!
اپيزود سوم:
البته آرمين صبر و حوصله و ادبش شهره عام و خاص است! آنجا که خبرنگار مهر دروغ گويي آرمين را به صورت مستند به رويش مي آورد و او با عصبانيت خطاب به خبرنگار مي گويد:
تو آن موقع کجا بودي؟ تو اصلا چه کاره هستي ؟ تو آن موقع با شلوارک در خيابان بازي مي کردي!!!
کار ميرحسين به کجا رسيده که اين روزها جلسات مداوم با سازماني ها گذارده تا بتواند حمايت آنها را نيز جلب کند! ولله يذل من يشا ...