دردنوشته يك قرباني سايت‌هاي مستهجن
کد خبر:۲۲۸۸۴
وبلاگ «خبرنگار مسلمان»/حامد طالبي

دردنوشته يك قرباني سايت‌هاي مستهجن

الان که فکر ميکنم مي بينم که عضويت در اين سايت ها هيچ چيزي به من نداد و از طرفي توي همين مدت کوتاه که عضو اين سايت ها بودم انسانيت من رو تا حدودي ازم گرفت و موجب شد تا خودم رو گم کنم . چيزي رو که خانواده ي من طي ساليان سال به من ياد دادن رو يکباره فراموش کنم...
پس از انتشار اخبار مربوط به متلاشي شدن شبكه اينترنتي سايت هاي مستهجن، شرحي از اين ماجرا در يكي از پست‌هاي قبلي وبلاگ منتشر كردم با اين عنوان كه: "سپاه پاسداران شبكه اينترنتي سايت‌هاي مستهجن را متلاشي كرد"

چند روز پس از انتشار اين مطلب، ايميلي از سوي فردي برايم ارسال شد كه مي‌گويد از مشتريان ثابت سايت‌هاي مستهجن بوده و اكنون از كار خود پشيمان است.

اين فرد در بخشي از نامه خود با اشاره به افشاي هويت واقعي سايت‌هاي مستهجن، نوشت: " اين نامه رو من اول براي دل خودم نوشتم ولي بعد از اينکه به طور اتفاقي به وبلاگ شما اومدم و نزديک بودن شما رو بعنوان يه خبرنگار به بازديد کننده هاي وبلاگتون ديدم تصميم گرفتم که اون رو براي شما بفرستم...

متن كامل دردنوشته اين قرباني سايت‌هاي مستهجن - كه ايميل وي نزد بنده محفوظ است- به اين شرح است:

" در حقيقت کساني که کفر را به بهاي ايمان خريدند هرگز به خداوند هيچ زياني نخواهند رسانيد و براي آنان عذابي دردناک است"

 تا حالا هيچ جمله اي اينقدر منو تحت تاثير خودش قرار نداده بود . نميدونم الان که اين رو مينويسم کسي اينو ميخونه يا نه؟ اصلا کسي اهميتي به اين نوشته ي من ميده يا نه. اما الان که پر از گناهم و تازه متوجه شدم که چي کار کردم و با چه افرادي طرف بودم شديدا ناراحتم . ايکاش هيچوقت وسوسه نمي شدم به اينکه وارد اين سايت ها بشم.
 

الان که فکر ميکنم مي بينم که عضويت در اين سايت ها هيچ چيزي به من نداد . هيچ چيزي به من نداد و از طرفي توي همين مدت کوتاه که عضو اين سايت ها بودم انسانيت من رو تا حدودي ازم گرفت و موجب شد تا خودم رو گم کنم . چيزي رو که خانواده ي من طي ساليان سال به من ياد دادن رو يکباره فراموش کنم .

راستش من ضعيف بودم و شخص ديگه اي رو مقصر نميدونم . تمام اين سايت ها با قوت و توان اعضا هست که جون ميگيرن و اگه من و خيلي هاي ديگه خودمون رو کنترل ميکرديم و پذيراي شکست براي يک لحظه خوشي نمي شديم هيچوقت اين سايت ها اينقدر گسترش پيدا نميکردن.

خيلي از ماها که از اعضاي اين سايت ها بوديم بيشتر براي سرگرمي و گذروندن لحظه هاي زندگي مدام به فعاليت در سايت مشغول بوديم و من خوشحالم از اينکه با فعاليت هاي من آبروي هيچ انساني نرفت و خوشحالم که ناموس کسي به دست من به بازيچه اي براي هوس بازان تبديل نشد. من خاک پاي سيد الشهدا هستم ولي انگار که کور شده باشم، هيچ چيزي از اهانت به ايشون رو نديدم. من متوجه اين توهين به ايشون و همچنين شخص بزرگي مثل حضرت امام خميني نشدم. من خودم به شخصه ديدم فردي رو که اين بزرگواران و مقدسات اهانت کرد و کور شد. حالا ديگه نميدونم چه طوري ماه محرم امسال سرم رو بالا بگيرم و توي هيئتش سينه زني کنم؛ مني که تو گرداب اسير شدم، اونهم بدست خودم.

بهتر بگم که ما مديران اصلي سايت رو نشناختيم . همه ما مسلمان هستيم و اگه هم نباشيم به خدا ايمان داريم و واي بر مني که اينقدر خودم رو آلوده گناه کردم و توي سايت هايي فعاليت کردم که به سيد الشهدا و امامان معصوم اهانت کردن.

راستش من مشکل کمبود دوست داشتم. يعني با اينکه سعي ميکردم با همه مهربون باشم اما دوست و رفيق کم داشتم و اين منو عذاب ميداد و وقتي که با سايت و جو به ظاهر آرامش بخش اون مواجه شدم، احساس کردم که اين همون چيزيه که کم داشتم. وقتي که اون آيه قرآني رو به جاي صفحه اصلي سايت ديدم [سپاه پاسداران پس از هك كردن سايت‌هاي مستهجن، آيه اي از قرآن بر روي صفحات آنها قرار داده است]  يک لحظه به خودم اومدم و عميقا به اين آيه فکر کردم؛ ايکاش خيلي وقت پيش تر به خودم ميومدم و يه شب با خودم خلوت ميکردم و مشکلاتمو بين خودم و خداي خودم حل ميکردم نه اينکه نمک رو به جاي مرحم به زخمم بپاشم و سوز زخمم رو وقتي حس کنم که ديگه کار از کار گذشته.

حتما وقتي که اين متن رو ميخونيد ميگيد که طرف هر کاري دلش خواسته کرده و خوشي هاي خودشو انجام داده و اون لحظه اي که توي سايت بوده به ياد خدا و پشيماني نبوده و حالا که سايت ها مسدود شدن يکدفعه به ياد خدا افتاده. من به همه اين هايي که اين حرف رو بزنن حق ميدم و هيچ جوابي ندارم بهشون بدم . شايد اگه خيلي از بحران هاي روحي و رواني نوجواني و جواني وجود نداشتند هيچ کدوم از ماها به اون سايت ها نمي رفتيم.

امشب ياد زماني افتادم که نماز ميخوندم و ياد روزهايي افتادم که توي مسابقات قرآني مقام کسب مي کردم. خودم رو از نظر روحي مقايسه کردم با زمان حالم  و چيزي جز پشيماني رو احساس نکردم.

بيش از ده هزار سايت اينترنتي سرگرم فعاليت تخريبي عليه دين مبين اسلام و مسلمانان هستند. اين جمله رو عينا از سايت گرداب خوندم و متوجه شدم که چه ديني دارم و بايد با چنگ و دندون ازش محافظت کنم.

ذهنيت من از مديران سايت ها افرادي بود با سن هاي کم و از نوع و جنس خودم ولي حالا که عکس ها رو مشاهده کردم و اونها رو با او چيزي که در ذهنم بود مقايسه کردم متوجه شدم که در چه خواب غفلتي به سر ميبردم.

اميدوارم که ديگه سايت هاي اين چنيني ايجاد نشن و افرادي که قصد ايجاد اين سايت ها رو دارن، منصرف بشن و به خودشون بيان و با اينکار نفرين ميليون ها انسان رو براي خودشون قرار ندن. شيطان خيلي با نفوذتر از اون چيزيه که در ذهن من بود. در قالب يک سايت، در قالب يک عکس، درقالب يه موسيقي، در قالب يه حرف و يه کلام ساده.

از خدا ميخوام که همه ما رو که قرباني سادگي و مشکلات شخصي خودمون شديم رو ببخشه. چه بسا دختران و پسران ساده و خوبي که در اين پنج سال برپايي اين سايت ها آبروشون رفت و مسير زندگي اونها تا آخر عمر تغيير پيدا کرد.

و باز هم خدا رو شکر ميکنم که من عامل آبرو ريزي حتي يک نفر نشدم و گرنه هيچ وقت خودم رو نمي بخشيدم، گرچه به اين راحتي نميتونم اين ماجرا رو فراموش کنم؛ امروز دعاي شش قفل رو خوندم تا شايد کمي مورد بخشايش قرار بگيرم ولي ميدونم که اين دعاي من ذره اي به آسمان نرفت . تمام تلاشم رو ميکنم باز هم روزي برسه که خودم رو به خدا نزديک ببينم گر چه اون به من نزديک تر از رگ گردنه.

اين نامه رو من اول براي دل خودم نوشتم ولي بعد از اينکه به طور اتفاقي به وبلاگ شما اومدم و نزديک بودن شما رو بعنوان يه خبرنگار به بازديد کننده هاي وبلاگتون ديدم تصميم گرفتم که اون رو براي شما بفرستم.


اول خواستم بعنوان يه نظر در سايت اين مطلب رو بنويسم ولي بعد تصميم گرفتم که ايميل بزنم براي شما.
 
براي ماهايي که عضو سايت بوديم ، الان اين موضوع که قصد مديران سايت ها برچيدن اسلام و از پا انداختن کشورمون بوده مثل يه وزنه دويست کيلويي هست که تازه به سرمون فرود اومده.
 
/انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار