20 فروردين روز ملي شدن فناوري هسته اي
جمهوري اسلامي ايران بيش از سه دهه است که تحقيقات متنوعي را در زمينههاي مختلف علوم و تکنولوژي هستهاي انجام داده است.
20 فروردين ماه سال 1385 خبر دستيابي ايران به فناوري غني سازي اورانيوم و راه اندازي يک زنجيره کامل غني سازي در نطنز اعلام شد.
در پي اين خبر با تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي، به پاس قدرداني از تلاش هاي افتخار آميز دانشمندان جوان ايران اسلامي، بيستم فروردين ماه، مقارن با تکميل چرخه سوخت هسته اي در تقويم رسمي ايرانيان روز ملي فن آوري هسته اي نام گرفت.
اين فناوري در برگيرنده بسياري از علوم مهندسي و پايه است و در حال حاضر منحصراً در اختيار تعداد کمي از کشورهاي جهان است.
اهميت کسب اين فن آوري موجب جهش علمي و در همه زمينه هاي علمي و صنعتي در کشورمان شده است.
جمهوري اسلامي ايران در يک سال گذشته و پس از رفع تعليق دو سال و نيمه فعاليت هاي هسته اي مرتبط با چرخه سوخت تا کنون دو زنجيره 164 تايي از دستگاه هاي سانتريفيوژ را نصب و راه اندازي نموده و در حال تکميل زنجيره 3000 تايي سانتريفيوژ براي رسيدن بر توليد نيمه صنعتي سوخت هسته اي نيروگاه در سايت نطنز است.
اين موفقيت بزرگ در فناوري هسته اي بيش از هر چيز مرهون تصميمات و سياست هاي مدبرانه و دورانديشانه اي بوده است که توسط مسئولان عالي رتبه نظام در رفع تعليق از تأسيسات هسته اي کشورمان صورت گرفته است و نشان داد که پايداري، مقاومت در مقابل خواسته نامشروع ديگران، خودباوري و اعتماد نيروهاي خلاق کشور مي تواند قله هاي دانش پيشرفته هسته اي در حداقل زمان ممکن فتح شود.
حدود نيم قرن پيش در چنين روزهايي حادثه اي در تاريخ ايران به وقوع پيوست که براي نخستين بار همبستگي ملت ايران براي رسيدن به حقوقش را در برابر زياده خواهي هاي بيگانگان به اثبات رساند.
«نهضت ملي شدن صنعت نفت» نه تنها اقدامي براي بهره برداري از منابع ملي در جهت تعالي کشور بود بلکه به نمادي از غرور و استقلال خواهي ملت ايران تبديل شد.
منابع ارزشمند نفتي ايران به عنوان سرمايه اي ملي در طول قرن بيستم تا انقلاب ملي شدن صنعت نفت همواره مورد سوء استفاده و چپاول بيگانگان قرار داشت و اين براي ملت مغرور و عدالتخواه ايران به شدت سنگين و غير قابل قبول به نظر مي رسيد، همين مسئله سبب شد تا مردم براي استيفاي حقوق پايمال شده خود، به حمايت از سياستمداران عدالتخواه برخيزند و قدرت هاي آن زمان دنيا را مجبور به کرنش در برابر اقتدار خود کنند.
و اکنون نيم قرن بعد تاريخ مو به مو تکرار مي شود و يکبار ديگر شاهد صف بندي اهريمنان و حاکمان خودخوانده ي جهان در برابر حقوق مسلم ملت ايران هستيم .
امروز «نهضت ملي شدن انرژي هسته اي» نه تنها براي بهره برداري از سوخت پاک و ارزان در جهت سرعت بخشيدن به پيشرفت و تعالي جامعه نمونه اسلامي برپا شده، بلکه تبديل به فرصتي ديگر براي ابراز وجود ملت ايران و بر آوردن فرياد عدالت و برائت از اهريمنان شده است.
اين مسئله حقيقتا امروز از يک مسئله فني و يا حتي سياسي خارج و تبديل به يک مسئله و موضوع حيثيتي شده است همانطور که مسئله ملي شدن صنعت نفت بيش از آنکه مربوط به نفت و يا سياست باشد يک موضوع حيثيتي بود.
شباهت ها ميان دو اتفاق ياد شده ، يعني «ملي شدن صنعت نفت» و «ملي شدن انرژي هسته اي»، آنقدر فراوان است که باز شماري آنها حتي به صورت تيتروار به وقت و مجال بسيار بيشتري نياز دارد، اما موردي که بسيار قابل توجه، شنيدني و در خور تامل است اينکه، در هر دوي اين رويارويي ها، اهريمنان استعمار و استثمار به سرکردگي انگلستان و شيطان بزرگ ( آمريکا )، ملت ايران را فاقد توانايي و صلاحيت لازم براي داشتن و بومي کردن اين صنايع مي دانستند و مي دانند و همانگونه که در جنبش ملي شدن صنعت نفت، ملت ايران را با بهانه نداشتن صلاحيت به دادگاههاي بين المللي کشاندند و اين ملت مغرور را تهديد به تحريم نمودند، امروز هم با همين بهانه و متهم کردن ايرانيان به بي لياقتي، تهديد به ارجاع به شوراي امنيت و تحريم هاي احتمالي مي کنند، غافل از آنکه با ملتي مقاوم و به شدت مغرور طرف هستند که سر به دار مي دهد ولي تن به ذلت نمي دهد.
امروز ما جوانان ايران به پداران خود افتخار مي کنيم و با افتخار و غرور در برابر اهريمن فقر و ارتجاع غرب، سر را بالا مي گيريم و استوار مي ايستيم و فردا فرزندان ما به ما افتخار خواهند کرد و در برابر اهريمن سر را بالا خواهند گرفت و مغرور خواهند ايستاد.
ضرورت دستيابي به فناوري هسته اي
انرژي هستهاي از عمدهترين مباحث علوم و تکنولوژي هستهاي است و هم اکنون نقش عمدهاي را در تأمين انرژي کشورهاي مختلف خصوصا کشورهاي پيشرفته دارد.
اهميت انرژي و منابع مختلف تهيه آن، در حال حاضر جزء رويکردهاي اصلي دولت ها قرار دارد؛ به عبارت بهتر، از مسائل مهم هر کشور در جهت توسعه اقتصادي و اجتماعي بررسي، اصلاح و استفاده بهينه از منابع موجود انرژي در آن کشور است.
امروزه بحران هاي سياسي و اقتصادي و مسائلي نظير محدوديت ذخاير فسيلي، نگراني هاي زيست محيطي، ازدياد جمعيت، رشد اقتصادي، همگي مباحث جهان شمولي هستند که با گستردگي تمام فکر انديشمندان را در يافتن راهکارهاي مناسب در حل معظلات انرژي در جهان به خود مشغول داشته اند.
در حال حاضر اغلب ممالک جهان به نقش و اهميت منابع مختلف انرژي در تأمين نيازهاي حال و آينده پي برده و سرمايه گذاري ها و تحقيقات وسيعي را در جهت سياستگذاري، استراتژي و برنامههاي زيربنايي و اصولي انجام ميدهند.
هم اکنون تدوين استراتژي که مرکب از بررسي تمامي پارامترهاي تأثيرگذار در انرژي و تعيين راهکارهاي مناسب جهت تميزتر و کاراتر نمودن انرژي و الگوي بهينه مصرف آن ميباشد، در رأس برنامههاي زيربنايي اکثر کشورهاي جهان قرار دارد.
در ميان حامل هاي مختلف انرژي، انرژي هستهاي جايگاه ويژهاي دارد.
هم اکنون بيش از 430 نيروگاه هستهاي در جهان فعال ميباشند و انرژي برخي کشورها مانند فرانسه عمدتا از برق هستهاي تأمين ميشود.
ذخاير و سرمايه گذاري جهاني انرژي
براساس گزارش وزارت صنايع فرانسه، هزينه يک نيروگاه هستهاي 1400 مگا واتي معادل 15.4 ميليارد فرانک، يک نيروگاه گاز سوز با همين ظرفيت 4.3 ميليارد فرانک و يک نيروگاه زغال سنگ يوز با ظرفيت مشابه 9 ميليارد فرانک ارزش دارد، در مقابل، اين امتياز براي گاز ارمغاني به همراه ندارد، زيرا هزينه توليد هر کيلو وات ساعت برق تا 70 درصد به قيمت سوخت بستگي دارد.
بر اساس مطالعات انجام گرفته، 43 سال ديگر نفت، 66 سال ديگر گاز طبيعي و 233 سال ديگر زغال سنگ تمام خواهد شد، اما هنوز ميتوان ذخاير تازه کشف کرد.
اورانيوم مورد نياز تا 60 سال ديگر وجود دارد، رآکتورهايي که از نوترونهاي سريع استفاده ميکنند (سوپر _ فيکس در فرانسه) قادرند از يک واحد حجم اورانيوم، هفتاد بار بيشتر از رآکتورهاي کنوني انرژي بگيرند، نفت 34 درصد، زغال سنگ 31 درصد، گاز 22 درصد، انرژي هستهاي 6 درصد و ساير انرژي ها 7 درصد.
تکثير هستهاي به منظور کاهش هزينهها
در مورد توليد انرژي بايد به اين نکته توجه کنيم که اين انرژي چه خدماتي را ارائه ميکند و با کدام هزينه، که اکثرا مردم به دنبال خدمات بيشتر با دستيابي آسان و ايمني بالا با هزينه کمتر هستند.
در حال حاضر توليد برق گازي ارزانتر از ديگر سوخت ها ميباشد و با سوخت زغال سنگ بيشترين هزينه را دارد، البته اگر موضوع عوارض آلودگي گاز کربنيک را فراموش نکنيم. در صورت وضع اين ماليات، بهاي توليد گازي برق افزايش مييابد؛ در اين ميان انرژي هستهاي ، تقريبا از هرگونه بحران اين چنيني به دور است.
براي ساخت يک بمب هستهاي با کمترين هزينه، علاوه بر داشتن تأسيسات مربوطه، لازم است پلوتونيومي در اختيار داشت که ميزان ايزوتوپ 240 آن بيشتر باشد.
اين پلوتونيوم را ميتوان در يک رآکتور هستهاي غير نظامي نيز توليد کرد، به همين دليل است که آژانس بينالمللي انرژي اتمي در وين، پيوسته رآکتورهاي جهان را کنترل ميکند.
کاربردهاي علوم و تکنولوژي هستهاي
عليرغم پيشرفت همه جانبه علوم و فنون هستهاي در طول نيم قرن گذشته، هنوز اين تکنولوژي در اذهان عمومي ناشناخته مانده است.
وقتي صحبت از انرژي اتمي به ميان ميآيد، اغلب مردم ابر قارچ مانند حاصل از انفجارات اتمي و يا راکتورهاي اتمي براي توليد برق را در ذهن خود مجسم ميکنند و کمتر کسي را ميتوان يافت که بداند چگونه جنبههاي ديگري از علوم هستهاي در طول نيم قرن گذشته زندگي روزمره او را دچار تحول نموده است؛ اما حقيقت در اين است که در طول اين مدت در نتيجه تلاش پيگير پژوهشگران و مهندسين هستهاي، اين تکنولوژي نقش مهمي را در ارتقاء سطح زندگي مردم، رشد صنعت و کشاورزي و ارائه خدمات پزشکي ايفاء نموده است.
استفاده صلح آميز از انرژي هستهاي
موارد زير از مهمترين استفادههاي صلح آميز از علوم و تکنولوژي هستهاي ميباشند:
استفاده از انرژي حاصل از فرآيند شکافت هسته اورانيوم يا پلوتونيوم در راکتورهاي اتمي جهت توليد برق و يا شيرين کردن آب درياها.
استفاده از راديوايزوتوپ ها در پزشکي، صنعت و کشاورزي
استفاده از پرتوهاي ناشي از فرآيندهاي هستهاي در پزشکي، صنعت و کشاورزي
مزايا و معايب انرژي هاي فسيلي و هستهاي
نيروي هستهاي با وجود خطرها و محدوديت ها، به دليل توليد نکردن گاز گلخانهاي، بر انرژي هاي فسيلي برتري دارد.
سوختهاي فسيلي با توليد گازهاي گلخانهاي در افزايش تعداد طوفان ها و تغييرات آب و هوايي شديد خيلي موثر ميباشد.
گازهاي گلخانهاي
امتياز و برتري انرژي هستهاي در اين است که حتي يک مولکول گاز کربنيک از راکتور هستهاي به هوا نميرود.،در عوض اورانيوم مورد نياز اين راکتور بايد با کاميون هايي که سوخت فسيلي (نفت) مي سوزانند، حمل و نقل گردد.
همچنين مراحلي که براي کار با اورانيوم انجام ميشود، به سوخت نفتي نيازمند است، در مجموع هر کيلو وات ساعت برق هستهاي حدود 25 گرم گاز گلخانهاي توليد ميکند، هر کيلو وات ساعت برف زغال سنگ سوز ، 650 تا 1250 گرم گاز کربينيک توليد ميکند، همچنين براي توليد هر کيلو وات ساعت برق از نيروگاههاي گاز سوز، 450 تا 650 گرم گاز کربنيک انتشار مييابد.
زبالهها
يک نيروگاه هستهاي صد مگاواتي سالانه پانصد تن زباله با درجه راديو اکتيو ضعيف، دويست تن زباله با درجه راديواکتيو متوسط و 25 تن زباله با درجه راديواکتيو شديد توليد ميکند.
در مقايسه، يک نيروگاه برق زغال سنگ سوز 350 هزار تن زباله سخت (زبالههاي معدني ، خاکستر و تفاله آهن) که صدها کيلو فلز سنگين نيز در ميان آنها وجود دارد، توليد ميکند؛ البته پيشرفت هاي فني بايد اجازه دهد که از اين ميزان زباله کاسته شود، با وجود اين سوخت فسيلي از نظر توليد زباله پر بار هستند؛ اما گاز، بجز گاز کربنيک، تقريبا زباله يا توليد جانبي خطرناکي ندارد، راديو اکتيويته نامرئي است، اما حتي ضعيفترين درجه راديو اکنيويته که ممکن است براي محيط زيست مضر باشد، قابل رديابي است در نتيجه نيروگاههاي هستهاي را ميتوان به خوبي کنترل کرد و در واقع کشف خطر آنها راحتتر از نيروگاههاي گرمايي کلاسيک است.
بهداشت و سلامتي
انرژي هستهاي با مصارف غير نظامي تا به حال کمتر از انرژي هاي فسيلي قرباني گرفته است، يک نيروگاه هستهاي در شرايط فعاليت معمول و سالم مواد راديواکتيو ساطع ميکند، ولي ميزان آسيب پذيري به مراتب کمتر از آزمايش هاي راديولوژيک و راديواکتيويته طبيعي (رادون) است، سوختهاي فسيلي نيز مقادير زيادي از آلوده کنندههاي خطرناک را در هوا ميپراکند که مضرات زيادي داشته و در اکثر موارد کشنده نيز ميباشد.
آسيب هاي وارد شده به زمين
طي مطالعات انجام گرفتته آسيب هاي ناشي از سوخت هاي فسيلي با در نظر گرفتن آسيب هاي مربوط به گازهاي گلخانهاي تقريبا تا دو برابر آسيبهاي انرژي هستهاي ميباشد.
عمده کاربردهاي انرژي هستهاي
انرژي هستهاي داراي کاربرد متعددي است که در يک تقسيم بندي کلي ميتوان کاربردهاي نظامي و غير نظامي يا صلح جويانه را براي آن نام برد، از آنجا که سياست ج.ا.ايران استفاده صلح آميز از مواد و انرژي هستهاي است، بحث اين نوشتار پيرامون کاربردهاي صلح آميز انرژي هستهاي با تکيه بر فعاليت هاي هستهاي صلح آميز ج.ا.ايران ميباشد.
انرژي هستهاي بصورت صلح جويانه موارد مصرف گوناگوني دارد که به شرح آنها ميپردازيم. (شايان ذکر است که آژانس بين المللي انرژي اتمي در اين حوزه تحقيقات متعددي را انجام داده است که به مراحل کاربردي نيز رسيدهاند.)
انرژي اتمي کاربردهاي وسيعي در علوم و صنايع مختلف (پزشکي، داروسازي، صنايع غذايي، شاخههاي مختلف صنعت، کشاورزي، رد يابي و ...) داشته و از اين نظر خيلي حائز اهميت است، به عنوان مثال براي رد يابي محل نشت در لولههاي انتقال نفت و يا گاز که در زير زمين بوده، خيلي راحت با آشکار سازي نوترون هايي که به داخل لولهها تزريق شده و از محل نشت خارج ميشوند، پي برده و ... .
کاربرد انرژي اتمي در بخش بهداشتي
بر طبق آمارهاي سازمان بهداشت جهاني، ميزان افراد سرطاني در کشورهاي در حال توسعه تا سال 2015 هر ساله 10 ميليون نفر افزايش مييابد، اين در حالي است که شيوههاي زندگي در حال تغيير است.
اکثر کشورهاي در حال توسعه داراي متخصصين کافي در اين زمينه يا دستگاههاي راديو تراپي نميباشند تا بتوانند بطور موثر و ايمن با بيماران سرطاني خود تعامل کنند.
در حدود 15 کشور آفريقايي و جند کشور آسيايي، حتي يک راديو تراپي نيز وجود ندارد، آژانس بين المللي انرژي اتمي در اين زمينه براي کمک به کشورها برنامههايي را تدارک ديده است، همچنين از تکنيک هاي هستهاي در داروهاي هستهاي نيز استفاده ميشود و در طول سال اخير آزانس 5 دوره آزمايش فقط در آسياي غربي در اين خصوص برگذار نموده است.
ساير کاربردهاي انرژي هستهاي
بطور کلي ميتوان موثر در ذيل را به عنوان مصاديق کاربرد تکنيک هاي هستهاي در حوزه پزشکي نام برد.
کاربردهاي پزشکي.
تهيه و توليد راديو داروي يد-131، حهت تشخيص بيماريهاي تروئيد و درمان آنها.
تهيه و توليد کيت هاي راديو دارويي جهت مراکز پزشکي هستهاي.
کنترل کيفي راديو داروهاي خوراکي و تزريقي براي تشخيص و درمان بيماري ها.
کاربرد انرژي اتمي در بخش دامپزشکي و دامپروري.
کاربرد تکنيک هاي هستهاي در مديريت منابع آب.
کاربرد انرژي هستهاي در بخش صنايع غذايي و کشاورزي.
کاربرد انرژي در صنايع.
کاربرد تکنيک هستهاي در شناسايي مين هاي ضد نفر.
کاربرد انرژي اتمي در توليد الکتريسته.
/انتهاي پيام/