ده پرسش از مهندس موسوي
آقاي مير حسين موسوي که به عنوان نامزد رياست جمهوري پا به ميدان گذاشته است اخيرا در پاسخ به اظهار لطف خاتمي مبني بر کنار رفتن به نفع وي اظهار داشت که سال ها افتخار مي کردم که شما رييس جمهور ما هستيد ودر تازه ترين اظهاراتش خطاب به آقاي هاشمي نيز گفته است از حمايت شما افتخار مي کنم . در جمع اعضاي ستادش نيز نکاتي متذکر شده که قابل تامل است . ضمن احترام کامل به ايشان و اظهار خوشحالي از اين که پس از 20 سال عزلت نشيني سياسي باز به عرصه آمده، براي روشن شدن افکار عمومي چند سؤال اساسي دراذهان تداعي مي کند.
1) دليل استعفاي شما از نخست وزيري در شهريور سال 67 چه بود؟چه اتفاقي افتاده بود که بدون اطلاع امام و رييس جمهور وقت، آيه الله خامنه اي از سمت خود کناره گيري کرديد ؟آن چه در نامه امام اشاره شده گلايه جنابعالي از مجلس به خاطر عدم تاييد همه وزرا ي کابينه باعث اين استعفا شده است {شايان ذکر است بر اساس قانون اساسي، پيش از باز نگري در صورت تشکيل مجلس جديد، دولت مظف بود مجددا براي کابينه خود راي اعتماد بگيرد که اين شرط در متمم قانون اساسي حذف شده است . زماني که مجلس سوم تشکيل شد با اين که گرايش اکثريت مجلس چپ(هوادارانش) بود ولي مير حسين نتوانست براي همه وزراي کابينه اش راي اعتماد مجدد بگيرد از اين رو دراعتراض به عملکرد مجلس بدون اطلاع امام و رييس جمهور وقت، آيه الله خامنه اي، استعفا کرد که مورد اعتراض شديد امام قرار گرفت امام طي بيانيه اي خطاب به ميرحسين فرمودند:" جناب آقاى موسوى، نخست وزير محترم.
نامه استعفاى شما باعث تعجب شد.حق اين بود كه اگر تصميم بدين كار داشتيد، لااقل من و يا مسئولين رده بالاى نظام را در جريان مىگذاشتيد.در زمانى كه مردم حزب اللَّه براى يارى اسلام فرزندان خود را به قربانگاه مىبرند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست وزيرى، در چهارچوب اسلام و قانون اساسى، به خدمت خود ادامه دهيد. در صورتى كه نسبت به بعضى از وزرا به توافق نمىرسيد، چون گذشته عمل مىشود. اين حق قانونى مجلس است كه به هر وزيرى كه مايل بود رأى دهد.تعزيرات از اين پس در اختيار مجمع تشخيص مصلحت است، كه اگر صلاح بداند به هر ميزان كه مايل باشد در اختيار دولت قرار خواهد داد.همه بايد به خدا پناه بريم؛ و در مواقع عصبانيت دست به كارهايى نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند.مردم ما ازاين گونه مسائل در طول انقلاب زياد ديدهاند، اين حركات هيچ تأثيرى در خطوط اصيل و اساسى انقلاب اسلامى ايران نخواهد داشت." صحيفه نور، ج21، ص: 124
براستي جنابعالي که در آخرين سال نخست وزيري تان آن هم در آن شرايط بحراني که به تازگي ايران قطعنامه را پذيرفته بود به خاطر عدم تاييد يکي دوتن از وزرايتان بدون اطلاع امام ورييس جمهور استعفا داده ايد در صورت رييس جمهور شدن با مجلس هشتم چگونه تعامل خواهيد کرد ؟ آيا اگر مجلس با شما نيزهمانند دکتر احمدي نژاد برخورد کند هر هفته چند بار استعفا خواهيد داد؟! آيا با اين روحيه مي توان عنان کشوري در دست گرفت که مجلس آن اين گونه با رييس دولت برخورد مي کند ومجمع تشيص مصلحت، آن گونه ؟ آيا در صورتي که جنابعالي پيروز شويد ورييس مجمع تشيص مصلحت و جريان ايشان رسما از پايان پذيرفتن مدارا سخن بگويد وبه هر مناسبتي به شما حمله کند چه خواهيد کرد ؟ در برابر بيش از 40 هزار سياه نمايي وبيش از 3000 تخريب که نسبت به دولت نهم انجام شده اگر يک دهم اين حجم نسبت به دولت جنابعالي صورت گيرد چه عکس العملي از خود نشان خواهيد داد؟
2) همان طور که خود بهتر مي دانيد آيه الله خامنه اي در دور دوم رياست جمهوري اشان بر تغيير جنابعالي تاکيد داشتند ودليل آن را عدم کارآمدي شما وکابينه اتان مي دانستند"هاشمي رفسنجاني در خاطرات خود در اين خصوص مينويسد: «آيتالله خامنهاي تمايلي به نامزد شدن مجدد نداشتند و با اصرار ماها و نيز خواست امام پذيرفتند و همان موقع نظرشان را راجع به كابينه گفتهاند و اكنون حجت دارند، ولي نميخواهند از نظر امام تخلف كنند... نظر آقاي خامنهاي اين است كه اين ها خوب كار نكردهاند و جايز نيست دوباره مأمور تشكيل كابينه شوند...." ود رنهايت با نامه نگاري135 نفر از نمايندگان به حضرت امام ره با بيان اين كه "جريانى خاص و گسترده و طيفى معلوم و مشخص، تغيير دولت را حمايت و همراهى مىكند" تهديد كردند كه "چون دولت جديد تجربه و تلاش و امكانات فراوانترى ندارد و از داشتن اكثريتى قاطع در مجلس و بين مردم برخوردار نيست، به موفقيتهاى لازم دست نخواهد يافت و در نتيجه كشور دچار بحران مى شود." پس از اين نامه نگاري، اظهار نظر محسن رضايي مبني بر ضرورت ابقاي جنابعالي وآسيب ديدن جنگ در صورت تغيير دولت، نيز در معرفي مجدد شما به مجلس مؤثر بود. البته روشن بود که امام براي حفظ وحدت در آن شرايط جنگي وبحراني که جنگ در راس امور مي دانستند برغم قولي که به آيه الله خامنه اي داده بودند که خود بر انتخاب نخست وزير تصميم بگيرند، با اين فشارها يي که از سوي جريان مقابل صورت مي گرفت از شخصيتي ولايت پذير ي مثل آيه الله خامنه اي بخواهند کوتاه بيايند تا در اين شرايط کشور دچار بحران نشود. اکنون فکر مي کنيد پس از 20 سال کنار بودن از کار اجرايي، در شما توانايي اداره مطلوب کشور ايجاد شده باشد که معظم له در جايگاه رهبري از شما رضايت داشته باشند ؟
3) جنابعالي در شرايط جنگي مسؤوليت اجرايي کشور را به عهده داشتيد؛ شرايطي که کشور با روش کوپني اداره مي شد و همه چيز در کنترل دولت بود؛ مردم حتي براي گرفتن سيب زميني نيز بايد ساعت ها در صف مي ايستادند. در آن زمان مردم به خاطر شرايط جنگي همه سختي ها را تحمل مي کردند و دم بر نمي آوردند ولي امروز شرايط تغيير کرده اگر در زمستان 30 درجه زير صفر قيمت گوجه افزايش يابد وزير را به مجلس فرا مي خوانند و از رييس جمهور توضيخ مي خواهند؛ در مطبوعات تيتر اول مي شود و مردم هم برايشان قابل تحمل نيست. فکر مي کنيد با آن تجربه آن دوران مي توان امروز کشور را اداره کرد. البته پر واضح است که ديگر مردم بعد از گذشت 30 سال از انقلاب حاضر به پذيرش آزمون و خطاي مسؤولان نيستند.
4) در اظهاراتي که در جمع اعضاي ستادتان داشتيد فرموده بوديد :« ما همه امسال دور هم براي تغيير اساسي جمع شده ايم. ميل به تغيير از روي هوا و هوس نيست. بلکه به دليل نيازي است که احساس مي کنيم کشور به آن دارد. افرادي که به اين مساله فکر مي کنند و در اين جا حضور دارند چنين چيزي را در ذهن دارند که روندها، روندهاي مناسبي براي پيشرفت کشور نيست و خطراتي متوجه کشور است و برنامه هايي که اجرا مي شود، شايسته خواسته هاي به حق مردم نيست. آن چه که باعث اين حرکت شده است و ما دور هم جمع شده ايم، اين است که حرکت ها متناسب با عظمت انقلاب و اهدافي که انقلاب اعلام کرده است و ظرفيت هايي که انقلاب ايجاد کرده، نيست و چه بسا انحرافاتي هم در اين رابطه وجود داشته باشد.» .» لطفا بفرماييد آيا در شرايطي که کارگزاران و حزب مشارکت عنان کشور را در دست داشتند روند را براي پيشرفت کشور مناسب تر مي ديديد که برغم دعوت هاي مکرر براي حضور در صحنه انتخابات احساس وظيفه نمي کرديد؟ آيا وقتي که در 8سال دوران به اصطلاح اصلاحات در سايه سار جامعه مدني که جنابعالي در نامه اخيرتان به آقاي خاتمي به آن افتخار کرده ايد! مهمترين ارزش هاي اسلام و انقلاب مورد تهاجم قرار گرفت،تظاهرات عليه خدا جايز شمرده شد، استيضاح امام زمان (عج) در ملا عام از سوي دبير کل حزب مشارکت در دستور کار قرار گرفت، امام حسين (ع) خشونت طلب خوانده شد، افکار امام از سوي اکبر گنجي عضو حزب مشارکت، قديمي و کهنه و شايسته موزه تاريخ دانسته شد، جامعه مدني به جاي جامعه ولايي ومهدوي نشست، انقلاب از مسير خودش منحرف شد يا اکنون که شعارهاي امام و انقلاب در بلندترين تريبون سياسي جهان، سازمان ملل، توسط رييس جمهور عزيزمان به گوش جهانيان مي رسد ونسيم روح بخش اسلام ناب امام فضاي جهان را آکنده از عطر وجود خود ساخته است؟ آيا زماني که در سايه سياست هاي منفعلانه دولت اصلاحات تمامي سايت هاي هسته اي ما در زير دوربين هاي آژانس مهر و موم شده بود و کشورهاي زورگوي اروپايي و آمريکا اجازه داشتن حتي 3سانتريفيوژ را به ما نمي دادند واز اين بدتر حتي دانشمندان هسته اي ما را از تحقيق و مطالعه در اين باره محروم کرده بودند کشور ، در حال پيشرفت بود يا اکنون که در سايه ايستادگي و مقاومت دولت نهم بويژه شخص دکتر احمدي نژاد به غني سازي اورانيوم رسيده، هزاران سانتريفيوژ در اختيار داريم؟ آيا جز اين است که دستيابي به ماهواره اميد و تکنولوژي موشک پرتاب ماهواره قبل از کره شمالي که سال ها در اين زمينه کار کرده است با برنامه ريزي و مديريت دولت نهم به دست آمده است؟ پيشرفت هاي شگرف در حوزه بهداشت و درمان که بر کمتر کسي مخفي مانده است در تاريخ ملت ايران بي نظير است. در صنايع دفاع نيز با دستيابي به پيشرفته ترين سلاح هاي موشکي، قايق هاي پرنده و.... دشمن را در تمايل به حمله نظامي به ايران نا اميد کرد. در توليد سيمان که ساعت ها وقت مردم را در صف نصفه شب تا به صبح مي گرفت به جشن خود کفايي رساند. فولاد نيز که يکي از عمده ترين مواد اوليه کارخانه هاي ما را تشکيل مي دهد، با رسيدن به مرز 18 ميليون تن که 8 ميليون آن مربوط به اين دولت است، بزودي کشور را به خود کفايي مي رساند.آقاي موسوي! قرار بود طبق وعده اي که به اعضاي ستادتان داده ايد انصاف را رعايت کنيد واز تخريب ديگران بپرهيزيد، ولي چه شده است که در همان جمع از جاده انصاف خارج شده، با ناديده گرفتن پيشرفت هاي دولت نهم سخنان خود را با تخريب آغاز کرده ايد؟!
5) در ابتدا قبل از ورود به عرصه انتخابات، جنابعالي را به اصول گرايي نزديک تر مي دانستم ولي با نامه اي که خطاب به آقاي خاتمي نوشته ايد بسياري از حقايق روشن شد؛ در اين نامه آمده است" براي سالها به عنوان يك شهروند از اين كه شخصيت عزيزي چون شما رياست اين جمهوري را برعهده گرفته است، لذت ميبردم و به آن افتخار ميكردم زماني كه نسل نوخاسته تلالو آرمانهاي خود را در آن چهره ملاقات ميكرد و به هيجان ميآمد به همراه آنان خود را جوان ميديدم. اين احساس همچنان كه هنوز با آنان باقيمانده است با اينجانب نيز هست و ذخيرهاي است براي اسلام و انقلاب و سعادتي كه مردم ما به راستي مستحق آنند. بسيار تاسف خوردهام كه مخالفان چگونه ميتوانند نقشي را كه در بزنگاهي خطير از انقلاب اسلامي براي اصلاحطلبي برعهده گرفتيد نبينند و يا موافقان با اميد افزايش مطالبات از تاكيد بر دستآوردهاي بزرگي كه داشتهايد چشمپوشي كنند، تا جايي كه فضا براي غفلت از آنها باز شود؛ غفلت نه فقط از كاميابيهاي دورانسازي كه دركشان به مرور زمان و يا نگاههاي عميق نياز دارد كه حتي حقيقت روشني چون نقش دولت شما در انشاي پيشرفتهاي بدست آمده در زمينه انرژي هستهاي و يا ارتقاي موقعيت جهاني نظام و كشور.
خود ميدانيد كه اينجانب چون شما راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول، و نيز پيرايش و نوزايي در اين مسير تلقي ميكنم و اگر مختصات زمانه ايجاب نميكرد براي تداوم اين طريق كسي را مناسبتر از پايهگذار آن نميدانستم." مطالب فوق و حمايت صريح حزب مشارکت از جنابعالي، موضوع را بر مردم آشکار کرد که سکوت شما در سال هاي سياه به اصطلاح اصلاحات از سر رضايت و باورمندي آن راه انحرافي بوده است و همان طور که اظهار داشته ايد هنوز هم به آن افتخار مي کنيد!
6) در نامه به آقاي خاتمي "پيشرفت هاي بدست آمده در انرژي هسته اي و ارتقاي موقعيت جهاني نظام و کشور "را از ثمرات دوران رياست آقاي خاتمي دانسته که "دركشان به مرور زمان و يا نگاههاي عميق نياز دارد"! براستي به اين جملاتي که نوشته ايد باور داريد يا فقط در راستاي تبليغات انتخاباتي به خامه قلم در آورده ايد؟! اين در حالي است که خود حضرت عالي در جمع اعضاي ستادتان اظهار داشته ايد :«ما درسال هاي اخير در مواردي که تلاش و ثبات مديريت داشته ايم، پيشرفت خوبي کسب کرده ايم. تکنولوژي هسته ا ي و صنايع موشکي و سلول هاي بنيادي جزو آن ها هستند. سال گذشته سال رشد و شکوفايي اين استعدادهايي بود که از طريق رهبري اعلام شده بود و پيشرفت هاي خوبي داشت و از کساني که به اين مساله کمک کردند بايد تقدير کنيم. از خود دولت هم که زحمت کشيده، بايد تقدير کنيم.» مردم سالاري( 15/1/88 ص3 ) اين در حالي بود که در دولت آقاي خاتمي به تعليق، افتخار مي شد و در مجلس ششم براي پذيرش تعليق کامل هسته اي طرح سه فوريتي ارايه مي گرديد! در باره ارتقاي جايگاه ايران در جهان نيز در سايه شعار غرب پسند گفتگوي تمدن ها حاصل نشد، چرا که در همان شرايط و در حالي که نامه ذليلانه دولت اصلاحات مبني بر آمادگي کامل جهت پذيرش تعليق و خلع سلاح حزب الله لبنان ودست برداشتن از حمايت از فلسطين نوشته شد، آمريکا، ايران را محور شرارت خواند و همواره مورد تهديد اسراييل و آمريکا به حمله نظامي قرار داشتيم. ولي در سايه ايستادگي دولت نهم وسياست تهاجمي به دشمن که بارها مورد تحسين مقام معظم رهبري قرار گرفته است و اقتضاي روحيه حماسي ملت ايران است، سايه تهديد از سر ايران برداشته شد و ايران اسلامي به اوج عزت و اقتدار رسيد که ديگر نه تنها قادر به تهديد ما نيستند بلکه سناتورها ي دموکرات آمريکا، دبيرکل اتحاديه عرب و ديگران بر اين نکته اعتراف مي کنند که نمي توان ايران را در منطقه به حساب نياورد، تنها راه، مذاکره با ايران است .
7) طرح اقتصادي براي مهار تورم وکاهش بيکاري که به اعضاي ستاد ارايه شده از اين قرار است :« حمايت از توليد داخلي و صيانت از اقتصاد ملي در مقابل بحران بزرگ اقتصادي جهان قويا دنبال خواهد شد. تورم و بيکاري از مشکلات اساسي اقتصاد کشور است که تنها با عزم ملي و تلاش دولت و کمک مردم عزيز مي توان بر آن ها غلبه کرد." سپس براي جلب آراي برنجکاران نيز به اين نکته اشاره شده است" امروزه کار به جايي رسيده که در حالي که برنج کشاورزان در دست آن ها مانده، برنج پاکستاني و هندي در شمال کشور خريد و فروش مي شود و پسته آمريکايي کم کم به بازارهاي داخل راه پيدا مي کند." پس از آن با تعميم ادعاي فوق به محصولات صنعتي اظهار داشته ايد" اکنون مي توانيد حدس بزنيد که در مورد محصولات صنعتي وضع چگونه است." اولا دادن يک طرح کلي مبني بر اين که اقتصاد کشور تنها با عزم ملي وحمايت از توليد داخلي حل مي شود امري بديع نيست، تقريبا همه اين را مي دانند. استراتژي دولت نهم نيز در اين 4سال بر همين قرار گفته است درست به همين دليل است که هم در محصولات صنعتي و هم در محصولات کشاورزي کشور مان رشد چشم گيري داشته است که از جمله آن ها مي توان به صدور بيش از 100هزار خودرو به خارج از کشور اشاره کرد. شايسته است شخصيتي که خود را براي رياست جمهوري نامزد کرده براي حل معضلات اقتصادي طرحي جامع ارايه کند و از کلي گويي و شعار بپرهيزد. و از تلاش ها و دستاورد هاي دولت کار و تلاش غفلت نکند. درباره اظهاراتي که در جهت دلسوزي براي برنجکاران داشته ايد، مردم فراموش نمي کنند که در زمان دولت جنابعالي برنجکاران شمال، حق نداشتند برنج خود را با نرخ مصوب جز به دولت بفروشند! وجالب اين که خروج هر محموله برنج به دون مجوز دولت از استان، قاچاق محسوب مي شد! حتما يادتان هست که مسافراني که از استان مازندران و گيلان بيش از 20 کيلو برنج سوغات مي آوردند در ايست هاي بازرسي مصادره مي شد! راستي اگر دولت اجازه واردات برنج را ندهد و برنج قيمت افزايش يابد جنابعالي و دوستانتان در باره گراني اين کالاي استراتژيک چه قصيده هايي که نمي سرايند! لطفا به تيتر هاي روزنامه هاي سال گذشته مدعيان اصلاحات به هنگام افزايش قيمت برنج مراجعه کنيد. محض اطلاع، دولت در چند روز گذشته تعرفه واردات برنج افزايش يافت تا نرخ برنج داخلي تعديل شود.
8) در باره سياست خارجي نيز با ذکر کلياتي اکتفا کرده اظهار داشته ايد" بايد تحرک در حوزه سياسي خارجي مان را گسترش دهيم و تمايل خود را براي تعامل با همه جهان با حفظ ارزش هاي خودمان اعلام کنيم. از هر نوع ماجراجويي و ايجاد حادثه چه در سطح ديپلماتيک و سطوح ديگر بايد خودداري کنيم" اين کليات مورد قبول همه است؛ خوب است براي اجراي آن طرج عملياتي وبرنعامه مشخص ارايه کنيد. نکته ديگر اين که اخيرا دادن نسبت "ماجراجويي" به دولت نهم در ادبيات جنابعالي و آقاي محسن رضايي و ديگر دوستانتان باب شده است! در حالي که رهبر معظم انقلاب سياست دولت نهم را مورد تاکيد قرار داده و از سياست هاي منفعلانه دولت اصلاحات به شدت انتقاد کرده، فرموده اند" هيچكس احتجاجى بر عليه دستگاه و نظام، نسبت به اين ممشايى كه آقاى رييسجمهور در باب مسئلهى هستهاى تشريح كردند، ندارد. راه همين است. ما آن راه ديگر را هم تجربه كرديم؛ روشن شد. البته روشن بود، حالا سندهاى اينها هم يك روزى انشاءاللَّه منتشر خواهد شد. كلمهكلمهى حوادث اين روزهاى گوناگون ثبت و يادداشت و ضبط شده است؛ يك روزى در اختيار افكار اين ملت قرار خواهد گرفت و انشاءاللَّه روشن خواهد شد كه در اين مدت چه گذشته است."( ديدار مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى (18/7/85)) مردم نيز تفاوت نگاه دولت ها را به خوبي مي دانند.
9) جنابعالي با بيان اين که «متاسفانه پنهان کردن اطلاعات تبديل به يک تکنيک شده است»، گفته ايد:« نظام اجرايي و اقتصادي ما واقعا به راه درست نمي رود مگر اين که ما دست از اين کارها برداريم. اطلاعات مربوط به نفت و قراردادهاي نفتي بايد براي مردم بازگو و گفته شود، حق مردم اين است که از آن اطلاع داشته باشند. بايد بدانيم مردم با حکومت و نظام دشمن نيستند ولي طالب صداقت و شفافيت هستند.» سپس افزوده ايد" آن ها که فرنگ نشسته اند و محاسبات دقيقي دارند، يقينا مي توانند محاسبه کنند که ما چقدر ذخيره ارزي داريم يا نداريم، ولي کارشناسان مسوول و دلسوز کشور و نمايندگان کشور و مردم ما به دليل اين که اطلاعات پنهاني و سري است، اطلاعي از آن ندارند. فقط صرف گفتن اين که براي چند دوره دولت هاي بعدي هم ذخيره ارزي داريم که نمي تواند قانع کننده باشد" براستي دادن اين اطلاعات به مردم فقط در اين دولت مي بايست انجام مي گرفت يا در دولت هاي گذشته هم مي بايست کساني که شعار خود را "دانستن حق مردم است" قرار داده بودند براي مردم شفاف بيان مي کردند؟ آيا در 8 سال دولت شما و دولت هاي 16 ساله آقايان خاتمي و هاشمي اين اطلاعات به مردم داده شد که امروز اين انتظار را از دولت نهم داشته باشيم؟ طبيعتا در آن هنگام اگر کسي چنين چيزي را مطالبه مي کرد در پاسخش گفته مي شد که ما نماينده مردم هستيم و آن ها به ما راي داده اند واعتماد دارند و نيازي به بيان اطلاعاتي نيست که دشمن از آن سوأ استفاده مي کند. والبته اين منطق درستي است چرا که اطلاعات دشمن اگر از سوي مقامات رسمي کشور تاييد شود براي او بسيار نافع تر است ودانستن اين گونه اطلاعات نيز چندان براي آحاد مردم سودي ندارد.ازجمله اموري که مايل به شفافيت آن هستيدآن است که "مي خواهيم يک ليست و سندي به مجلس و ملت داده شود که ما حدود 270 ميليارد دلار پول نفت را کجا هزينه و صرف چه کرديم؟» يا يک ميليارد دلار از بودجه 86 که ديوان محاسبات مجلس ايراد گرفته در کجا هزينه شده است؟ در اين موضوع هم اين براي اولين بار است که در 30 سال انقلاب از دولت خواسته مي شود که اين اطلاعات دقيق را به مردم بدهند البته مسؤولان نظارتي که بايد بدانند اين اطلاعات را دراختيار دارند وجالب اين که کساني اين اطلاعات را مي خواهند که در دوره مسؤوليتشان حتي از دادن اين گونه اطلاعات به مسؤولان مربوطه مشکل داشتند. آقاي مير حسين! چگونه است که شما ايراد ديوان محاسبات مجلس به بودجه 86 که دولت در پي برطرف کردن ايراد آن است خوب توجه داريد ولي از واريز نشدن 6ميليارد دلار پول نفت به خزانه که همان ديوان محاسبات تذکر داده است غفلت مي کنيد ؟ آيا شفافيت د ريک جا مطلوب است ودر جاي ديگر نامطلوب؟!
10) آقاي مير حسين ! آيا احزاب افراطي مشارکت وسازمان مجاهدين و تجکيم وحدت را مي شناسيد و نسبت به مواضع آن ها در برابر امام و ارزش هاي انقلاب واقفيد؟ آيا از نقش اين گروه ها در زمين زدن آقاي خاتمي اطلاع داريد؟ اگر داريد چگونه به حمايت اين احزاب تن مي دهيد و اگر اطلاع نداريد بايد در کفايت سياسي شما تامل کرد./انتهای پیام/