رابطه قداست و امکان نقد رهبران دینی در اسلام
کد خبر:۲۳۰۶۵۱
تأملی کوتاه بر؛

رابطه قداست و امکان نقد رهبران دینی در اسلام

یکی از مشکلاتی که به تبع فرهنگ غربی در جامعه ما شایع شده این است که «مقدس بودن» به معنای ...

گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ یکی از مشکلاتی که به تبع فرهنگ غربی در جامعه ما شایع شده این است که «مقدس بودن» به معنای «نقدناپذیری» قلمداد می‌شود؛ در حالی که بین این دو تلازمی نیست. مقدس بودن یک مطلب یعنی به خاطر آنکه آن موضوع ربط و نسبتی با خداوند پیدا می‌کند، از حرمت و احترام ویژه‌ای برخوردار است و حریم الهی آن را باید پاس داشت.

 

در عین حال از آنجا که ضابطه اصلی حفظ حریم الهی است، اگر همان امر مقدس به هر دلیلی در خلاف مسیر الهی قرار گرفت باید مواجهه با آن عوض شود این گونه است که قرآن مقدس می‌شودو احترامش واجب؛ اما اگر قرآن با سرنیزه رفت تا مانع پیشروی حق و دفع ظلم شود پاره کردن آن واجب می‌شود و پاره کردن ظاهر این کتاب به خاطر حرمت گذاشتن به حقیقت آن است.

 

اینجاست که ظاهر گرایی و قداست‌ها را فقط در حفظ ظواهر جست‌وجو کردن مانع دین‌داری می‌شود و حکومت حضرت امیر بهترین الگو برای درک چگونگی تقابل قداست‌های عمیق دینی با خشکه مقدس‌ها در درون یک جامعه است.

 

آنچه در اسلام مهم است این است که راه افراط و تفریط را نپیماییم نه به بهانه قداست، هوشیاری های خود را در مقابل تحلیل کنار بگذاریم و نه به بهانه نقادی، حرمت‌ها را بشکنیم یک نمونه بارز از این را در روایات در مورد تعامل با علمای امت می‌توان ملاحظه کرد:


اگر پیامبران مقدس‌ترین انسان‌ها هستند، که هستند، فقها هم که جانشینان پیامبرانند «الفقها امناء الرسل» از آن قداست بهره‌ دارند و لذاست که در روایات ما، بر احترام گذاشتن به عالمان دین بسیار تأکید شده تا حدی که حضرت امیر می‌فرماید: «من وقر عالما فقد وقر ربه» کسی که عالمی را احترام کند، پروردگارش را احترام کرده است (غررالحکم) اما در عین حال همین فقها اگر آشکارا به بیراهه روند و از مسیر الهی خارج شوند نقد و نکوهش آنان واجب و تبعیت از آنها حرام است.

 

اینجا عنان کلام را به شهید مطهری می‌دهم:
خدا در قرآن کریم در مذمت عوام یهود که از علما و پیشوایان دین خود پیروی می‌کردند، می‌فرمایند «و منهم امیون لا یعلمون الکتاب الا امانی و ان هم الا یظنون» (بقره 78) یعنی یک عده آنها همان مردم بی‌سواد و نادان بودند که از کتاب آسمانی خود چیزی جز یک رشته خیالات و آرزوها نمی‌دانستند و دنبال گمال و وهم می‌رفتند.

 

و شخصی به امام صادق عرض می‌کند که عوام و بی سوادان یهود راهی نداشتند جز اینکه از علمای خود هر چه می‌شنوند قبول کنند و پیروی نمایند. اگر تقصیری هست متوجه علمای یهود است؛ چرا قرآن این عوام را مذمت می‌کند؟ چه فرقی بین عوام یهود و عوام ما هست؟اگر تقلید و پیروی عوام از علما مذموم است پس عوام ما نیز از علمای ما پیروی می کنند باید مورد ملامت و مذمت قرار گیرند. اگر آنها نمی‌بایست قول علمای خود را بپذیرند اینها نیز نباید بپذیرند.
 

 

حضرت فرمود: عوام و علمای ما و عوام و علمای یهود از یک جهت فرق دارند و از یک جهت مثل همند از آن جهت که مثل هم هستند، خداوند عوام را نیز به آن نوع تقلید از علما مذمت کرده و اما از آن جهت که فرق دارند نه.


آن شخص عرض کرد: یا ابن رسول‌الله توضیح بدهید.


حضرت فرمود:‌ «عوام یهود علمای خود را در عمل دیده بودند که صریحا دروغ می‌گویند، از رشوه پرهیز ندارند احکام و قضاها را به خاطر رودربایستی‌ها و رشوه‌ها تغییر می‌دهند، می دانستند که درباره افراد و اشخاص عصبیت به خرج می‌دهند، حب و بغض شخصی را دخالت می‌دهند، حق یکی را به دیگری می‌دهند به حکم الهامات فطری عمومی که خداوند در سرشت هرکس تکوینا قرار داده می دانستند هر کس که چنین اعمالی داشته باشد نباید قول او را پیروی کرد نباید قول خدا و پیغمبران خدا را با زبان او قبول کرد.


به همین منوال است حال عوام ما اینها نیز اگر در فقهای خود فسق آشکار، تعصب شدید، تزاحم بر سر دنیا، طرفداری از طرفداران خود هر چند ناصالح باشند مخالفین خود هر چند مستحق احسان و نیکی باشند، اگر این اعمال را در آنها حس کنند و باز هم چشم خود را ببندند و از آنها پیروی کنند، عینا مانند همان عوام یهودند و مورد مذمت و ملامت هستند.»
 

تنها نکته‌ای که در این حدیث هست و باید مورد تأکید قرار داد تا از حدیث سوء استفاده نشود، تأکید امام بر گناهان آشکاری است که به هیچ وجه قابل توجیه نیست این مطلب نشان می‌دهد که این گونه مخالفت با رهبران دینی در دو جا قابل طرح نیست، یکی در جایی که گناه آشکاری وجود ندارد و آنچه وجود دارد شایعات و سخنان غیر مستند است و دوم در جایی که پای اهم و مهم در کار باشد و مصلحت بالاتری وجود دارد که می‌تواند آن رفتار را توجیه کند، اگر به بحث اهم و مهم توجه نکنیم و با دیدن هر واقعیتی سریعا حکم صادر کنیم ابزار دست معاویه‌ها خواهیم شد.
 

قسمتی از یادداشت حجت الاسلام دکتر حسین سوزنچی در مجله قدر حضور

 

پربازدیدترین آخرین اخبار