حاشيه هاي جشن بزرگ هسته اي در ucf اصفهان
روز بيستم فروردين از سال 85 روزملي فناوري هسته اي است، روز غرور ملي است، روز افتخار ايرانيان است به ايستادگي و استقامتشان، روز عيد بزرگ ملت است. امسال نيز همزمان با بيستم فروردين رييس جمهوري اسلامي ايران با انتشار دو خبر خوش هسته اي بر شادي ملت ايران افزود. دستاورد اول بسته بندي سوخت و آماده كردن آن براي قرار گرفتن در راكتورها و توليد نيرو و دستاورد دوم آزمايش دو نوع سانتريفيوژ جديد با ظرفيت چند برابراست كه حاصل تلاش و نوآوري و سازندگي دانشمندان و جوانان عزيز اين سرزمين است.
حضور صدها خبرنگار براي پوشش موفقيت دانشمندان جوان ايراني
خبرنگاران رسانه هاي داخلي و خارجي همه آمده بودند تا از نزديک شاهد اعلام خبر خوش هسته اي توسط رييس جمهور باشند. آغاز بهره برداري از مجتمع FMP که توليد ميله سوخت هسته اي – آخرين و حساسترين حلقه چرخه توليد سوخت هسته اي- خبري بود که همه منتظر تحقق آن بودند. وقتي از خبرنگار فرانس پرس نظرش را پرسيدم، گفت: به قول شما جوانهاي ايراني خيلي خفنه!
تعبير قرآن از فعاليت هسته اي ايران، شجره طيبه بود
احمدي نژاد براي رونمايي از اولين ميله سوخت هسته اي، طبق معمول حاضر نشد که روبان را خودش قيچي کند و از دانشمند جوان خواست که اين کار را انجام دهد. امام جمعه اصفهان و نماينده ولي فقيه در استان قبل از رونمايي تفالي به قرآن مي زند و اين آيه مويد راه مي شود: الَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ آيا نديدى چگونه خداوند «كلمه طيبه» (و گفتار پاكيزه) را به درخت پاكيزهاى تشبيه كرده كه ريشه آن ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟! هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگارش مىدهد. و خداوند براى مردم مثلها مىزند، شايد متذكر شوند. روبان که قيچي مي شود و پرده از روي ميله سوخت به پايين مي افتد، در بين خبرنگاران ناگهان چند نفري از سر شوق صلواتي مي فرستيم. اشک در چشمانم حدقه زده است. حاصل رشادت شهدا و مقاومت دولت اسلامي اکنون به ثمر نشسته است. عصبانيت را در چشمان خبرنگاران خارجي و غرور را در بين ايرانيان هميشه سرافراز به راحتي مي توان ديد.
قصه غصه که در دولت يار آخر شد
نوبت به مراسم جشن روز ملي فناوري هسته اي مي رسد. شعري در جايگاه نوشته شده است که: ما رسيديم به خورشيد ، رسيديم به نور! اينجاست که فرهنگ و ادبيات ايراني با دانش و فناوري جمع مي شود. مجري برنامه هم شعري از حافظ مي خواند که انگار حضرت خواجه براي اين روز سروده اند: روز هجران و شب فرقت يار آخر شد زدم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شد آن همه ناز و تنعم که خزان مي?فرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد باورم نيست ز بدعهدي ايام هنوز قصه غصه که در دولت يار آخر شد بعد از اين نور به آفاق دهيم از دل خويش كه به خورشيد رسيديم و غبار آخر شد
اره برقي را هم پلمب کرده بودند!
احمدي نژاد در سخنانش خاطره اي گفت از آغاز فعاليت هسته اي و شکستن تعليق: در سال 84 بعد از انتخابات، به اتفاق جمعي از دوستان هم به اصفهان سفر كرديم هم به نطنز. گرد و غبار گرفته بود، سايه غم هم بر او سنگيني مي كرد، وقتي كه با اين جوانان و متخصصين مواجه شديم چهره غمگين و افسرده آنها همه وجود انسان را به درد مي آورد. نگاه كرديم ديديم همه جا پلمپ شده است. در نطنز حتي اره برقي هم پلمپ شده بود!
ما به وجود شما افتخار مي کنيم
سخنراني احمدي نژاد که تمام مي شود من و يکي ديگر از خبرنگاران حلقه محافظين را مي شکنيم و نزد احمدي نژاد مي رويم. تبريک مي گويم و خداقوت و ياعلي و دست احمدي نژاد را محکم مي فشارم. خبرنگار ديگر هم تبريک مي گويد و مي گويد: آقاي دکتر! ما به وجود شما افتخار مي کنيم. احمدي نژاد هم لبخندي مي زند و مي گويد: ان شالله که بر همه ملت ايران مبارک است!