کد خبر:۲۳۴۵۲۵

تحریم؛ سیاست شکست خورده غرب در برابر ایران

استفاده امریکا از تحریم علیه ایران به عنوان بهترین و ممکن‏ترین و شاید تنهاترین راهی بوده که ناگزیر به انتخاب آن شده است.
تحریم؛ سیاست شکست خورده غرب در برابر ایران تحریم؛ سیاست شکست خورده غرب در برابر ایران
باشگاه دانشجویان «خبرگزاری دانشجو» - عابد گل کرمی، نامگذاری امسال به سال حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی از سوی رهبر فرزانه انقلاب،ترسیم چشم اندازی روشن برای ملت ایران در سال جدید است که مسلما با حضور جهادی و پرشور مردم و وحدت بین مسئولان محقق خواهد شد.
 یکی از راه های تحقق حماسه اقتصادی، غلبه بر تحریم هاست و با نگاهی گذرا به چهار دوره تحریم از سوی غرب به رهبری آمریکا، مقاومت و ایستادگی ملت ایران به خوبی نمایان می شود.
 جمهوری اسلامی ایران از ابتدای شکل گیری با تحریم هایی از سوی امریکا و دیگر کشورهای حامی آن مواجه شد که دلیل آن وجود استکبار ستیزی و رسالت عدالتخواهی در مبانی نظام اسلامی است که در سیاست‏های جمهوری اسلامی تبلور عینی یافته است؛ این اندیشه فضا را برای دخالت نظام سلطه خالی نکرد و انقلاب اسلامی را سرافراز در جهان معرفی کرده است. بنابراین امریکا با احساس خطر از گسترش این اندیشه، از هر روش و تدبیری که این نظام را زمین‏گیر کند، استفاده کرده است.
 استفاده امریکا از تحریم علیه ایران به عنوان بهترین و ممکن‏ترین و شاید تنهاترین راهی بوده که ناگزیر به انتخاب آن شده است  تا شاید بتوانند با اعمال تحریم بیشترین ضربه وارد کنند و ضربه کمتری بخورند؛ از این رو دولت آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون با آمدن هر رئیس جمهوری با رصد شرایط، دور جدیدی از تحریم‏ها را علیه ایران وضع کرده است.
عنوان
دولت آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون با آمدن هر رییس جمهوری با رصد شرایط، دور جدیدی از تحریم‏ها را علیه ایران وضع کرده است
 با اینکه روسای جمهور امریکا از دو حزب متفاوت بوده‏اند؛ اما در سیاست تحریم علیه ایران با هم مشترک داشتند؛ با این وصف می‏توان گفت جمهوری اسلامی تا به امروز سه دوره (مقطع) را پشت سر گذاشته و اکنون وارد چهارمین دوره از تحریم‏ها شده است. در هر دوره با توجه سیاست‎ها و خواسته‎های ایران که برای آن ها احساس خطر ایجاد کرده، شرایط (مدل) جدیدی از تحریم را علیه ایران از سر گرفته اند. که به شرح زیر است:
 1- با پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 دشمنی امریکا علیه ایران آغاز شد، اما در 13 آبان 1358 عناد آنها شکل متمایزتری به خود گرفت. کارتر، رئیس جمهور وقت امریکا بلافاصله اولین دور تحریم‏ها را علیه ایران وضع کرد. تحریم آن دستور توقیف بالغ بر 12 میلیارد دلار از دارایی‏های اموال منقول و غیرمنقول ایران در آمریکا و همچنین انسداد حساب‏های دولت ایران در بانک این کشور بود.
 
 افزون بر آن، دولت امریکا از تحویل برخی تجهیزات نظامی خریداری شده پیش از انقلاب اسلامی مانند هواپیمای اف 17، ناو و قطعات یدکی نظامی که هزینه آن را دریافت کرده بود، سرباز زد و جزو مفاد تحریم قرار داد. تحلیل آن ها این بود که با این تحریم انقلاب نوپای مردم ایران زمین‏گیر می‏شود و یا حداقل سیاست‏های استکبار ستیزش تعدیل می‏شود.
 
 2- دور دوم تحریم‏ها در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با ریاست جمهوری ریگان شروع شد. در این دوره آمریکا با یارکشی از کشورهای اروپایی، ژاپن، کانادا و استرالیا و تعدادی دیگر از کشور ها که عملا بیش از 30 کشور می‏شدند، مضاف بر حمله رژیم بعث عراق، با تحریم ایران را مورد هجمه قرار دادند. گذشته از این، تا آنجا که توانستند عراق را از لحاظ نظامی، سیاسی، اقتصادی و رسانه‏ای در برابر ایران تقویت کردند.
 
در این دوران حتی ما را از خرید سیم خاردار تحریم کرده بودند. در این دوره کمک‏های موسسات مالی به ایران محدود شد و صدور انواع هر نوع سلاح به ایران ممنوع اعلام شد و ورود هر نوع کالایی از ایران به امریکا نیز تحریم شد. با این تحریم‏ها می‏خواستند ایران را از هر لحاظ ساقط کنند و در انزوای دیپلماتیک زمین‏گیرش کنند.
 
 اما ایران با این همه فشار و هجمه نظام سلطه، جنگ را پیش برد و آن را مبدل به دفاعی سرافرازانه کرد که ثابت شد ملتی که متکی بر ایمان به خدا باشد، هیچ اراده غیر الهی آنرا شکست نخواهد داد و آنجا بود که رهبر کبیر انقلاب فرمودند: «ما در جنگ انقلاب را صادر کردیم». در واقع در جنگ انقلاب ما به دنیا معرفی شد و این یعنی کارساز نبودن تحریم ها و تبدیل تهدید به فرصت.
 
 
عنوان
رهبر کبیر انقلاب فرمودند:ما در جنگ انقلاب را صادر کردیم؛ که به معنای کارساز نبودن تحریم ها و تبدیل تهدید به فرصت بود.
3- دور سوم تحریم‏ها بعد از جنگ تحمیلی است. در این دوره جمهوری اسلامی با سرافرازی جنگ را به پایان برده بود؛ اما از تبعات جنگ رنج می‏برد و باید سازندگی را شروع می‏کرد. ایران جنگ زده می‏خواست ویرانی‏های جنگ را بازسازی کند و از سوی دیگر به مدیریت کشور هم ادامه دهد؛ اما امریکا این را فرصتی می‏دانست که به او ضربه ای وارد کند، از این رو دور جدید تحریم‏ها را از سرگرفت.
 
 امریکا و رژیم صهیونیستی هر گونه سرمایه‏گذاری را در ایران منع کردند تا از این طریق ابتدا ایران در بازسازی و بعد از آن دیگر عرصه‏ها فلج کنند. این دوره نزدیک به 15 سال طول کشید و تا سال 1384 ادامه یافت.
 
این تحریم در دوران بیل کلینتون، رئیس جمهور وقت امریکا به قانون داماتو مشهور شد که بر اساس آن هر گونه سرمایه‏گذاری بیش از 20 میلیون دلار در ایران منع شد؛ اما باز با این تحریم‏ها، نه آن ها توانستند بر ایران غالب شوند و نه ایران از خواسته‏ها و ایستادگی خود دست برداشت و هم‏چنان پله‏های ترقی و پیشرفت خود را با این تجربیات شیرین کام امریکای تحریم‏گر را تلخ کرده است.
 
 4- دوره چهارم تحریم‏ها دوره فعلی است که با بهانه دستیابی جمهوری اسلامی ایران به انرژی هسته ای شروع شده است. اگر چه انرژی هسته‏ای تبلور بخشی از پیشرفت‏های ملت ایران در طول این سال‏ها است که ابتدا به وسیله ابزارهای دیپلماتیک مطالبه شد؛ اما از آنجا که با مقاومت و حساسیت ابزارهای خودساخته نظام سلطه بدون دلیل، نظیر آژانش انرژی هسته‏ای و شورای امنیت سازمان ملل مواجه گردید، به خواست ملی مردم ایران تبدیل شد و عزم جمهوری اسلامی را برای این مهم بیش از پیش جدی کرد.
 
 به همین خاطر امریکا با تحریک صهیونیزم جهانی به دلایل واهی این حق مسلم را برای مردم ایران جایز نشمردند و جهت منصرف‏شدن تصمیم‏گیران نظام، باز راه تحریم را برگزید. در این تحریم امریکا به جنگ ابزارهای تامین مالی و تأمین تکنولوژی ایران رفته است. از این رو ایران را در سرمایه‏گذاری خارجی در حوزه نفت و گردش پولی و مالی کشور تحریم کرده است.
 
 در این دوره حتی خطوط کشتیرانی، بانک‏ها و شرکت‏های صنعتی مورد هجمه قرار گرفته است. این دوران جزو سخت‏ترین دوران تحریم تلقی می‏شود؛ چرا که نظام سلطه با دخالت دادن شورای امنیت سازمان ملل در وضع تحریم علیه ایران به آن وجهه قانونی بخشیده است.
 
عنوان
بهانه دستیابی جمهوری اسلامی ایران به انرژی هسته ای،نقطه شروع دوره چهارم تحریم ها بود که به دلیل دخالت شورای امنیت در وضع تحریم و بخشیدن وجهه قانونی به آن،سخت ترین دوره ی تحریم ها تلقی می شود.
 این سیاست باز به حکم تجربه برای ایران شکست خورده است و نمی‏تواند در تکامل اقتصادی و سیاسی ایران وقفه ایجاد کند. این امر از ناآگاهی سیاست مداران امریکایی نسبت به روحیه و خصوصیات ملی ایرانیان نشئت می‌گیرد.
 
 در واقع همانگونه که امریکایی‌ها از پیش‌بینی انقلاب اسلامی در ایران عاجز ماندند، در طول دهه‌های پس از انقلاب نیز نتوانستند بر ضعف اطلاعاتی خود در ایران فائق آیند و سیاست‌ها خود را واقع‌بینانه سازند. از این رو تحریم‌های اقتصادی که یکی از سیاست‌های ایالات متحده بر علیه ایران را تشکیل داده است، همواره بی‌اثر بوده و با شکست‌های فاحشی روبه رو شده است.
 
 به همین دلیل می‌توان چنین اذعان داشت که بیش از آنکه انقلاب اسلامی از تحریم‌های آمریکا آسیب دیده باشد، ایالات متحده از قطع رابطه سیاسی و بازرگانی متضرر شده است؛ چرا که از یک سو سرمایه‌گذاری و سودهای حاصل از آن را در ایران از دست داده و از سوی دیگر توان و انرژی اقتصادی بی‌شماری را به شکلی بی حاصل صرف مبارزه با انقلاب اسلامی و براندازی جمهوری اسلامی ایران کرده است.
 
 با توجه به این مطلب که ایالات متحده هر سال مبالغ هنگفتی برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران اختصاص می‌دهد، باید اذعان داشت که این امر نه تنها موجب اتلاف سرمایه‌های امریکایی شده، بلکه با توجه به پایداری نظام جمهوری اسلامی ایران، هیچ سودی نیز برای واشنگتن در برنداشته است.
 

 

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار