اوقات فراغت از رستوانهاي زعفرانيه تا زمين خاكيهاي راهآهن
باز هم اوقات فراغت، باز هم تصميمات بزرگ مسئولان و باز هم بودجههاي اختصاص يافته براي سه ماه تعطيلي مدارس، دانشگاهها و مراكز آموزش عالي.
اين روزها فقط كافي است واژه اوقات فراغت را در اينترنت جستجو كنيد انواع خبرها، گزارش ها و يادداشت هايي را در مورد اوقات فراغت و لزوم ساماندهي به آن مشاهده مي كنيد.
در مورد اوقات فراغت اصلي ترين ديدگاه موجود هم آن است كه اوقات فراغت در ايران آن گونه كه شايسته و بايسته است، مديريت نمي شود و جالب هم آنجاست كه گاه كساني در اين باره مدعي مي شوند كه خود بر صندلي داغ بايد پاسخگو باشند؟!
همه مي دانيم كه در كشور ما اوقات فراغت آن گونه كه در ديگر كشورها و جوامع مرسوم است به خوبي مورد استفاده قرار نمي گيرد و براي آن برنامه ريزي نمي شود.
در اين يادداشت نمي خواهيم حرف هاي تكراري بگوييم و بنويسيم چرا كه تا به امروز صحبت هاي مختلفي در اين زمينه از محافل مختلف نقل شده است.
سازماني 60 ميليارد تومان براي اوقات فراغت جوانان اختصاص مي دهد و سازماني ديگر نمايشگاهي با عنوان نمايشگاه اوقات فراغت برپا مي كند و جالب هم آنجاست كه افرادي هم جوانان را به همفكري و برنامه ريزي در مورد اوقات فراغت دعوت مي كنند....
شما در كدام طبقه اوقات فراغت قرار داريد؟
متاسفانه بر طبق يك پژوهش اجتماعي در ايران فاصله طبقاتي روز به روز و گاهي ساعت به ساعت در حال افزايش است و اوقات فراغت هم هرچه كه باشد تحت تاثير واقعه قرار مي گيرد.
به طور مثال براي طبقه پايين اوقات فراغت بچه ها در همان خانه هاي 20 و 30 و 40 متري مناطق 15 و 16 و قيامدشت و شهرك وليعصر مي گذرد، اما براي طبقه بالا همراه با اسب سواري، استخر، گلف و موتورسواري مي گذرد.
بله براي طبقه بالا اوقات فراغت آسايش، بازيافت انرژي، آرامش و حفظ سلامتي است؛ در صورتي كه براي طبقه پايين كشاندن ديگ زودپز و گاز پيك نيكي از خانه محقر به فضاي بيرون خانه كه شايد سبزتر و بزرگتر باشد.
اوقات فراغت با انحرافات اجتماعي رابطه مستقيم دارد
بر طبق نظرات كارشناسان اجتماعي اوقات فراغت علاوه بر تاثيرات مثبت فراوان تاثيرات منفي نيز دارد.
تاثيرات منفي اوقات فراغت را مي توان در عدم برنامه ريزي و تبعيض طبقاتي دانست؛ چرا كه براي طبقه بالا اوقات فراغت با خانه هاي ويلايي دوستان و يا بيرون رفتن در رستوان هاي شمال شهر و شايد هم در جلوي بستني فروشي هاي دربند و دركه سپري مي شود و بر عكس براي طبقه پايين در كوچه شش متري و زير درخت پارك و خانه 50 متري همراه با بي پولي پدر و غر زدن هاي مادر مي گذرد.
حال چه توقعي مي توان از اين افراد داشت؟
شخصي كه در كوچه شش متري همراه با گل كوچيك و دست فروشي اوقات فراغت خود را مي گذراند بدون شك به عوامل جانبي خود بهتر پاسخ مي دهد و اين شروع همان انحرافات اجتماعي است.
بر طبق آخرين آمار منتشر شده از سوي بهزيستي 95 درصد از كساني كه به انحرافات اجتماعي كشيده مي شوند افرادي هستند كه در دوران كودكي و نوجواني برنامه خاصي براي گذراندن اوقات فراغت نداشته اند و فراغت خود را در كوچه و خيابان گذرانده اند.
واقعيت اين است كه در چند سال گذشته متاسفانه اقدام خاص و قابل توجهي از سوي سازمان ها و دستگاه هاي مرتبط با امور جوانان در زمينه اوقات فراغت انجام نشده و بهتر است مسئولان امر به جاي برگزاري همايش هاي مختلف آسيب شناسي و جامعه شناسي و گفتن حرف هاي شعارگونه خود برنامه ريزي صحيح و اصولي براي نوجوانان و جواناني كه اوقات فراغت خود را در كوچه و خيابان مي گذارنند انجام دهند.
علاوه بر اين هر فردي بايد براي اوقات فراغت خود برنامه خاص داشته باشد؛ چرا كه اين خود فرد است كه در وهله اول بايد دغدغه اوقات فراغت و هرچه دلخواه تر گذراندن آن را داشته باشد./انتهاي پيام/