نقطه قوت را وارونه نشان ندهيد!
مهدي مرادي
چندي پيش كه يكي از روزنامه هاي وابسته به اصلاح طلبان را مطالعه مي كردم به مصاحبه اين روزنامه با يكي از سياسيون برجسته اين جناح برخوردم و اين گونه شد كه بهانه اي براي نگارش اين سطور برايم فراهم آمد.
ماجرا از اين قرار بود كه دبير كل يكي از احزاب اصلاح طلب گفتگوي يادشده، ضمن تجليل بي حد وحصر از سياست خارجي دولت سيد محمد خاتمي، دستاوردهاي دولت احمدينژاد را در اين خصوص كم اهميت جلوه داده و حتي در بسياري موارد اصل آنها را زير سؤال برده بود، بي آنكه دليل منطقي و منصفانه اي براي ادعاهاي خود بيان كند.
وي در ادامه البته به طور صريح سياست تهاجمي دولت كنوني را زير سؤال برده بود ، حال آنكه رهبر معظم انقلاب چندين بار در طول يكي دو سال اخير شيوه سياست تهاجمي اعمال شده از سوي دولت نهم و شخص آقاي دكتر احمدينژاد آن هم نسبت به كشورهاي زورگو و استكباري دنيا را مورد تجليل و تحسين قرار دادهاند.
به عنوان مثال ايشان در تاريخ دوم شهريور ماه سال گذشته و در ديدار با دولتمردان به مناسبت هفته دولت به صراحت فرمودند: «مسئلهي اعادهي عزّت ملّي و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زيادهطلبي سياستهاي ديگران و ترك شرمندگي در مقابل غرب و غربزدگي را هم انسان در اين دولت احساس ميكند؛ عزّت ملّي و استقلال حقيقي و معنوي از اينجا حاصل ميشود. »
اساسا مقام معظم رهبري در سه چهار سال اخير، بارها يكي از نقاط قوت و برجسته در كارنامه دولت نهم را عملكرد مناسب آن در عرصه سياست خارجي و بهويژه پايداري انقلابي دولت و شخص رييس جمهوردر بحث مربوط به دست يابي به فناوري صلح آميز هسته اي برشمردهاند.
در نتيجه اين پايداري امروزه حتي بسياري از دولتهاي غربي، بر حق ايران در اين زمينه تأكيد ميكنند؛ در حالي كه در گذشته ما شاهد عقبنشينيهاي بيمنطق از سوي دولتمردان سابق در زمينه هستهاي بودهايم؛ همان عقب نشينيهايي كه بارها و بارها موجبات گلايه رهبري را فراهم آورد. حال سؤال اصلي اينجاست كه چگونه آن زمان (دوره اصلاحات) منافع ملت ما از اين حيث تأمين ميشد و حالا كه دولتي مكتبي وشجاع بر سر كار است، اينگونه نيست؟!
آن گونه كه به نظر ميرسد در شرايط كنوني كه روز به روز به موسم انتخاب دهم ملت ايران در عرصه انتخابات رياست جمهوري نزديك و نزديكتر ميشويم، اتهامات تخريبي مخالفان دولت عدالت محور نهم شدت و حدت بيشتري به خود ميگيرد و به قول يكي از فعالان جبهه اصولگرا در حال حاضر وضعيت به گونهاي شده است كه گويي تخريب دولت نهم و رئيس جمهور محترم به مهمترين مؤلفه ائتلاف و اتحاد ميان مخالفان احمدينژاد، بهويژه جريان مدعي اصلاحات تبديل شده است. از اين رو بي جهت نيست كه در روزها و هفتههاي اخير، روزنامههاي اين طيف به موازات فعاليت رسانهاي سايتهاي اينترنتي منتسب به خود، انواع تخريب ها و سياهنماييها نسبت به عملكرد شفاف دولتمردان كنوني را حتي درعرصه سياست خارجي كه انصافا يكي از نقاط قوت عملكرد اين دولت محسوب مي شود، انجام ميدهند و جالب و تاسف آور اينكه در اين آشفته بازار بد اخلاقي سياسي، بعضاً مدعي خفقان و عدم وجود فضاي نقد و نقادي در سطح جامعه ميشوند و مع الاسف باري ديگر دولت را بدين اتهام واهي مورد هجمه قرار مي دهند!
اين موج فزاينده تخريبها كه بيشك يكي از دلايل اصلي آن، ترس مخالفان دولت نهم از شكست در انتخابات پيش رو است، در حالي وارد فاز جديد خود شده است كه بنابر نتايج حاصل از آخرين نظر سنجيها، محبوبيت دكتر احمدينژاد در مقايسه با ديگر نامزدهاي مطرح به مراتب بيشتر است.
در هر صورت وراي نتيجه انتخابات آتي اين اميد وجود دارد كه در خصوص مسايل كلان نظام، بهويژه سياست خارجي اتفاق نظري مبتني بر سياستهاي جمهوري اسلامي و ارزشهاي انقلابي، ايجاد شود.در اين ميان بي شك توجه به سياست تهاجمي در اين خصوص با الهام از بيانات رهبر بزرگوار انقلاب،يك امر ضروري و حياتي است كه نبايد در هيچ زماني مغفول واقع شود.