بايسته‌هاي نشريات حزبي در ساختار حاكميت اسلامي‏
کد خبر:۲۵۱۰۶

بايسته‌هاي نشريات حزبي در ساختار حاكميت اسلامي‏

«مطبوعات بايد يك مدرسه سيار باشند‎…‎‏ و به ‏صورتي شايسته از انحرافات جلوگيري كنند‎…‎‏ يعني به صورتي كه اگر ‏دست مردم بيفتد مردم هدايت شوند».‏

سيدمحمد مهدي موسوي

عده‌اي معتقد هستند كه عمده نشريات ايراني، زندگي شتر مرغي ‏دارند؛ بدين معني كه غالب آنها به گونه‌اي چاپ و توزيع مي‌شوند كه ‏اگر فلان حزب يا ارگان و يا حتي شخص حقيقي و حقوقي خاصي از آنها ‏حمايت مالي و معنوي نكند نمي‌توانند چند صباحي بيشتر به حيات خود ‏ادامه بدهند. علاوه بر آن، بخش عظيمي از نشريات سراسري و يا محلي ‏در كشور، به طور غير مستقيم و يا مستقيم وابسته به يك حزب و ‏گروه خاصي به شمار مي‌روند و همين امر، اصل بي‌طرفي اينگونه ‌مطبوعات ‏را تا حد زيادي زير سؤال برده است.‏

بخشي از همين نوع مطبوعات كه وابستگي شديد حزبي دارند و عموم مردم ‏هم به اين واقعيت آگاه هستند، به هيچ وجه حاضر نيستند تابلوي ‏حزب متبوع خود را بر سردر نشريه‌شان نصب كنند و حتي گاهي پا را ‏از اين فراتر گذاشته و مدعي هستند نشريه بي‌طرف هستند و كاملاً به ‏رعايت اخلاق حرفه‌اي در عرصه روزنامه‌نگاري معتقد مي‌باشند.‏

از اين گونه تناقضات در حال حاضر در ميان مطبوعات، بويژه ‏آنها كه توزيع سراسري دارند كاملاً مشهود است؛ در حالي كه فلان ‏روزنامه همواره از شخص يا حزب مورد علاقه‌اش مي‌نويسد و رقيبان ‏حزبي و جناحي خويش را با درج مطالب خلاف واقع و مغرضانه به ‏راحتي از دم تيغ مي‌گذرانند و در عين حال خود را مطبوعه مردمي و ‏مستقل خطاب مي‌آيند!!

گذشته از اين بحث، امروزه دسته‌اي از سياسيون و اهالي مطبوعات ‏معتقدند با توجه به شرايط سياسي و اجتماعي امروز، وجود ‏مطبوعات حزبي و لزوم حمايت از آنها ضروري است. گروهي ديگر وجود ‏نشرياتي كه علم احزاب و جريانات سياسي را بر دوش بگيرند را به ضرر ‏مصالح و منافع جامعه و مردم مي‌دانند. استدلال گروه اخير اين است ‏كه نشريات حزبي تنها به فكر تأمين منافع و مصالح باند و حزب ‏هستند كه از طريق آن ارتزاق مي‌كنند و لذا اين دسته از مطبوعات ‏نمي‌خواهند و يا حداقل نمي‌توانند در فواصل مختلف زماني به فكر حفظ ‏مصالح نظام و منافع ملي در معناي حقيقي و واقعي آن باشند.‏

از سوي ديگر، با توجه به اين‌‌كه چندي است در محافل سياسي و ‏اجتماعي بحث وجود يا عدم وجود نشريات حزبي در ميان است، حسين ‏صفار هرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، در اين خصوص به سخن ‏آمده و در يكي از آخرين اظهار نظرهاي خود نويد داده كه صدور ‏مجوز نشريات حزبي با سرعت بيشتري نسبت به گذشته در دستور كار ‏قرار مي‌گيرد كه البته اين اظهار نظر آقاي وزير با واكنش برخي ‏فعالان سياسي، به ويژه احزاب وابسته به جريان دوم خرداد يا به ‏اصطلاح اصلاح طلب روبرو شده و علاوه بر آن، برخي سايت‌هاي اينترنتي، ‏اين موضع‌ وزير ارشاد را عقب نشيني دولت تازه كار احمدي‌نژاد در ‏برابر روي آوردن گروه‌هاي سياسي به شبكه‌هاي ماهواره‌اي تلقي ‏كرده‌اند! پاسخ به اين سؤال كه آيا نويد وزير ارشاد، به ‏ساماندهي نشريات حزبي كمك خواهد كرد يا اين‌كه فضاي ابهام آلود ‏گذشته همچنان ادامه خواهد يافت در آينده‌اي نه چندان دور مشخص ‏خواهد شد، اما در هر صورت به نظر مي‌رسد پيشنهاد اخير وزير ‏فرهنگ و ارشاد اسلامي آغاز راه تازه‌اي براي جريانات سياسي كشور ‏باشد؛ راهي كه مي‌تواند احزاب سياسي را در روش‌مند كردن ‏برنامه‌ها و استراتژي‌هاي خود كمك كند. با اين حال آنچه مهم‌تر به ‏نظر مي‌رسد اين‌كه رفتار سياسي احزاب و گروه‌هاي سياسي از تمام ‏سلايق و با تمامي جهت‌گيري‌هاي رايج، مي‌تواند نشان دهنده سطح بلوغ ‏و شخصيت پذيري آنها باشد و بدانند كه ساز و كار داشتن يك نشريه ‏حزبي چيست تا بدين طريق به لوازم و تكاليف پيرامون آن پايبند ‏باشند.‏

هر چند گه‌گاه برخي از سران احزاب برجسته كشور از لزوم وجود و ‏تقويت رسانه حزبي، به ويژه نشريات و مطبوعات حزبي دم مي‌زنند ‏اما شواهد تاريخي نشان داده است كه بسياري از احزاب علاقه‌اي به ‏داشتن نشريه بلاواسطه منتسب به خود ندارند، چرا كه مي‌‌گويند ‏ويژگي‌ اصلي يك نشريه حزبي شفافيت كامل آن است و اين امر ممكن ‏است با اهداف يك حزب در به قدرت رسيدن و جذب آراي توده‌هاي ‏خاموش مردم در تضاد باشد و لذا عموم احزاب مي‌خواهند نظرات و ‏ديدگاه‌هاي خود را نه به صورت يك نشريه حزبي بلكه به صورت يك ‏نشريه قدرتمند به مردم جامعه انتقال دهند.‏

اصولاً در جوامع دموكراتيك جهان، داشتن يك نشريه براي كليه احزاب ‏يك امر ضروري محسوب مي‌شود حال آن‌كه در ايران به دليل مختصات ‏جغرافيايي خاص آن، اين‌گونه نيست. ما در اين مقال بر آن نيستيم ‏تا به طور كامل و جامع به دلايل اين حقيقت بپردازيم ليكن بنا ‏داريم تا بايدها و نبايدهاي يك مطبوعه، به ويژه نشريه حزبي را ‏در جامعه اسلامي‌مان بر شماريم و در اين ميان از سخنان گهربار ‏امام خميني(ره)، به عنوان بنيانگذار فكري و عقيدتي نظام مقدس ‏جمهوري اسلامي توشه‌اي برگيريم.‏

با توجه به اين‌كه امروزه كاركرد احزاب بيش از گذشته در ‏رسانه‌هاي آنها به خصوص مطبوعات و جرايد نمود مي‌يابد و كاركرد ‏سياسي نشريات نيز در جوامع مدني، بازگويي و انتقال تفكر و ‏ذهنيت سياسي سردمداران اصلي رسانه‌ها و حاميان‌آنها است، لذا جاي ‏هيچ ترديدي نيست كه براي برقراري توازن در چنين جوامعي بايد ‏عنصر نظارت بر نشريات وجود داشته باشد چرا كه غفلت از اين مهم ‏مي‌تواند ضربات خطرناكي را به حيثيت و كليت نظام سياسي وارد ‏آورد.‏

حضرت امام خميني(ره) در جايي با تأكيد بر لزوم رعايت مسايل ‏اسلامي و حدود قانوني در نشريات، مي‌فرمايند:«خط مشي را اسلام ‏معين كرده است و ما تابع اسلام هستيم و آن، اين است كه كليه ‏نشرياتي كه شما مي‌خواهيد اقدام كنيد بر آن بايد اسلامي باشد و ‏منزه از انحرافات‎…‎‏ چون ممكن است كه يك وقت يك كتابي چند سطرش ‏اسلامي باشد و در خلالش يك مسايلي غير اسلامي باشد، ابتدايش يك ‏جور باشد بعدش يك انحرافاتي داشته باشد.»‏

و نيز فرمودند:«اگر تيراژ روزنامه‌اي دويست هزار باشد، پانصد ‏هزار نفر آن را مطالعه مي‌كنند، اگر انحراف باشد، پانصد هزار ‏نفر را منحرف مي‌كند و اين مسؤوليت كوچكي نيست، اين غير از ‏معصيتي است كه در خانه است».‏

در حقيقت، حضرت امام (ره) حجت را بر مطبوعاتي كه در ايران ‏اسلامي به چاپ مي‌رسند تمام كرده‌اند؛ خواه اين مطبوعات حزبي ‏باشند و يا مردمي و يا حتي ملي، مسأله فرقي نمي‌كند. ضرورت تبعيت ‏نشريات از اصول و موازين اسلامي و رعايت مسايل قانوني از چنان ‏اهميتي برخوردار است كه انكار آن، انكار فلسفه وجودي مطبوعات در ‏جامعه اسلامي است.‏

بنيان‌گذار كبير انقلاب اسلامي در جاي ديگري تصريح ‏مي‌كنند:«روزنامه‌ها آزادند مطالب بنويسند، مسايل بنويسند اما ‏آزاد هستند كه اهانت به مثلاً مقدسات مردم بكنند؟!»‏

البته اين فرمايش حضرت امام(ره) ناظر به يكي از اصول قانون ‏اساسي كشورمان است كه مي‌گويد مطبوعات در بيان مطالب آزادند ‏مگر آنكه مخل به مباني اسلام  و يا حقوق افراد باشد.‏

ايشان همچنين در وصيت‌نامه سياسي ـ الهي خويش در باب خودداري ‏رسانه‌هاي گروهي از همراهي با جريانات ناسالم و سياست‌هاي غير ‏عادلانه آورده‌اند: «مطبوعات بايد يك مدرسه سيار باشند‎…‎‏ و به ‏صورتي شايسته از انحرافات جلوگيري كنند‎…‎‏ يعني به صورتي كه اگر ‏دست مردم بيفتد مردم هدايت شوند».‏

‏ در اكثر نظام‌هاي حقوقي جهان اين مسأله وجود دارد كه رسانه‌هاي ‏گروهي و به‌ويژه مطبوعات نبايد در جهت خلاف موازين و منافع ملي ‏يك حاكميت حركت كنند و در نظام حقوقي ايران نيز كه منبعت از ‏شرع مقدس اسلام مي‌باشد نيز به طريق اولي بر لزوم حفظ مصالح نظام ‏و انقلاب و نيز تقويت وحدت و انسجام ملي از سوي نشريات تأكيد ‏شده است. حال اگر امروز مشاهده مي‌شود مطبوعاتي خواسته يا ‏ناخواسته بر ضد اصل نظام و ارگان آن همچون قانون اساسي، ولايت ‏فقيه و خط امام و شهيدان والامقام انقلاب اسلامي مطلب مي‌نويسند و ‏بر اين امر خود نيز مصر هستند، وظيفه قوه قضاييه است كه با ‏اين گونه مطبوعات به طور ريشه‌اي و جدي برخورد لازم و مقتضي را ‏بكند و صد البته كوتاهي در اين امر به هيچ وجه قابل پذيرش ‏نيست.‏

البته اين گفته نبايد به اين مضمون تعبير شود كه مطبوعات به ‏طور كامل زير سايه خواست و اراده حاكميت هستند. خير، اين گونه ‏نيست بلكه مطبوعات مي‌توانند با مطالب روشنگرانه خود به سلامت و ‏پويايي نظام سياسي و به تبع آن رشد و تعالي جامعه كمك شاياني ‏كنند.‏

جاي هيچ ترديدي نيست كه وجود مطبوعات آزاد و مستقل نه تنها ‏مانع و دردسري براي نظام نيست بلكه مي‌تواند ضامن سلامت و بقاي ‏آن باشد و علاوه بر آن به دليل نظارت همگاني بر جريان قدرت، ‏منافع و خواست‌هاي مردم را تأمين كند و زبان گوياي توده‌هاي مردم ‏در رساندن پيام آنان كه همانا پيام بلند انقلاب اسلامي در ‏برقراري عدل،‌ آزادي و معنويت است، باشد.‏/انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار