وقتي پدرم به آيت الله توسلي حمله کرد!
چهار سال پيش در شب جمعه سوم تيرماه زمان برگزاري دور دوم انتخابات رياست جمهوري به همراه پدرم براي نماز مغرب و عشاء به مسجد جامع قلهک رفتيم. امام جماعت اين مسجد مرحوم توسلي بود. مسجد جامع با توجه به اين که بر خيابان اصلي شريعتي قرار دارد معمولا در هنگام نماز جماعت چه آن زمان و چه حالا حد اقل صد يا صدوپنجاه نمازگزار را در خود جاي مي داد و ميدهد. در بين دو نماز، آيت الله توسلي که معمولا در بين نمازهاي مغرب و عشاء صحبتي نميکرد به سمت نمازگزاران برگشت و شروع کرد به صحبت کردن پيرامون انتخابات و انتقاد از حملاتي! که به آقاي هاشمي رفسنجاني مي شود. جزئيات حرفهاي ايشان را به خاطر ندارم. فقط يادم هست که ايشان در حالي که بغض کرده بود و اشک در چشمهايش حلقه زده بود! و به شدت متاثر بود از اين که در آن چند روز نسبت به آقاي هاشمي رفسنجاني اهانتهايي مي شود ابراز ناراحتي مي کرد. من البته هم در دل مي خنديدم و هم به شدت عصباني بودم از اين که چنين افرادي که از نزديکان امام(ره) بودهاند و تا امروز-و يا آن روز!- هم نان همراه بون با حضرت امام(ره) را مي خورند اين گونه نسبت به بدترين تهمتها و بداخلاقيها و حتي هتاکيهاي رسمي در روزنامهها نسبت به کانديداي رقيب هاشمي رفسنجاني که شهردار وقت تهران بود سکوت مي کردند و در مقابل، اين گونه از حجم اهانتهايي که به آقاي هاشمي رفسنجاني انجام ميشود دم ميزنند. به هر حال هنگامي که مرحوم توسلي مشغول صحبت بود پدرم که در آخرين صف نماز جماعت نشسته بود برخاست و به حاجآقا در بارهي اين که به کانديداي رقيب تهمتهاي زيادي زده ميشود تذکر داد. لفظ "تذکر" بهترين عبارت براي توصيف آن صحنه است. مثل اين که کسي دارد از مشکلي انتقاد مي کند و شما به او تذکر ميدهيد که فلان جنبهي کار را هم ببين. مرحوم توسلي البته توجهي نکرد و به حرفهايش ادامه داد. در همين حين يکي ديگر از نمازگزاران که به فاصلهي چند نفر آن طرف تر از پدرم در همان صف نشسته بود بلند شد و به حاج آقا در همين مورد تذکر داد. مرحوم توسلي به اين حرفها توجهي نميکرد و به حرفهاي خود ادامه مي داد. بعد از چند ثانيه پدرم و آن مرد که از توجه حاجآقا به حرفهاي خود نا اميد شده بودند، نشستند.
بعد از تمام شدن نماز عشاء پدرم به سمت آقاي توسلي رفت تا در اين مورد با ايشان به صورت خصوصي صحبت کند. شخصي که معمولا همراه حاج آقا بود و نميدانم محافظ بود يا چه کاره از اين کار به بهانهي اين که حال حاجآقا مساعد نيست ممانعت کرد. منطقي بود که پدر من اين استدلال را بپذيرد و البته اين کار را هم کرد و از صحبت با ايشان صرف نظر کرد. همه چيز آن قدر عادي تمام شد که شايد به مخيله کسي خطور نميکرد که اين واقعه دستآويزي شود براي مظلوم نماييهاي بعدي مرحوم توسلي.بارها ديدهام افرادي را که هنگام سخنراني يک روحاني در بالاي منبر -حتي در بارهي مسائل مذهبي- به او تذکر ميدهند و سوال ميکنند و آن روحاني به راحتي پاسخ اشکال او را مي دهد. هنگامي که از مسجد خارج مي شديم به شوخي به دوستان همراه گفتم احتمالا فردا روزنامهها خبر حملهي افراطيون به آيت الله توسلي را منتشر ميکنند!
شوخي من گرفت و شد آنچه شد! پسر مرحوم توسلي در مصاحبه با ايلنا ضمن اعلام خبر تعرض به پدرش در هنگام سخنراني در مسجد اعلام کرد: "با دخالت نمازگزاران، كسي نتوانست به پدرم ضربهاي وارد سازد."! خبرگزاري فارس البته اين خبر را به نقل از بعضي نمازگزاران مسجد جامع قلهک تکذيب کرد.
اين خبر در خبرگزاريها و رسانهها اصلاح طلبان به شدت بازتاب داشت. روزنامههاي کارگزاران در مطلبي که پس از فوت مرحوم توسلي منتشر کرد نوشت: "توسلي به موازات حمايتهاي قاطعانه خود از دولت خاتمي و اصلاحطلبان، هرگز دفاع از اصل انديشههاي امام و آرمانهاي انقلاب را فراموش نكرد و در اين راه مقابله با تفكرات متحجرانه و جمودانه و بهخصوص بازگشت تفكر انجمن حجتيه، اولويت اصلي او بود. شايد همين دفاع از آرمانهاي امام و نزديكان او بود كه ماجراي مشهور حمله و تعرض به او در جريان انتخابات رياستجمهوري نهم در مسجدجامع قلهك را موجب شد."!
چيزي که به شدت براي من تعجب آور و البته مايهي تاسف بود اين که بعدها ديدم مرحوم توسلي در مصاحبهي خود با ايسنا اين گونه از آن شب ياد ميکند: "يك شب قبل از پايان مهلت تبليغات، حاج حسن آقا براي اينكه از وضعيت تبليغات مطلع شود به خيابانها رفته بود و وقتي برگشت به من گفت بخاطر نسبتهاي زشتي كه به يكي از كانديداهاي روحاني داده شده خيلي متاثر شدم. شب بعد از تبليغات، شب جمعه، به عنوان اينكه نصيحتي كرده باشم در بين دو نماز بجاي خواندن نافله در مورد انتخابات صحبت كردم و گفتم معناي آزادي در تبليغات اهانت به ديگران نيست. روايتي خواندم كه پيغمبر ميفرمايد حتي دشمنان اسلام را هم فحش ندهيد. آقاي هاشمي يك عالم انقلابي و كسي است كه امام براي سلامتي او بعد از ترور، سه گوسفند نذر كرد كه يك اقدام بيسابقه بود و براي هيچ كس اين كار را انجام نداده بودند. آن وقت يك عده به اسم دين نسبتهايي به ايشان ميدهند كه واقعا گريهآور بود. گفتم چنين تهمتها و نسبتهايي به شخصي انقلابي و روحاني كه امام نظر خاص نسبت به او داشته صحيح نيست.
در ميان صحبتهاي من چند نفر كه نميدانم از كجا بودند به من حمله كردند اما مردم جلوي آنها را گرفتند كه البته آنها هم فرار كردند. بعدا شنيدم در قم هم براي آقاي جوادي آملي هم چنين اتفاقي افتاده است."!!
ظاهرا امر بر خود آقاي توسلي هم مشتبه شده بود که مي خواسته اند به او حمله کنند و مردم نگذاشته اند. البته هرچه تلاش کردم نتوانستم اين مصاحبه را در آرشيو ايسنا پيدا کنم./انتهای پیام/