وقتي پدرم به آيت الله توسلي حمله کرد!
کد خبر:۲۵۳۴۰
وبلاگ «تله پاتي»

وقتي پدرم به آيت الله توسلي حمله کرد!

چهار سال پيش در شب جمعه سوم تيرماه  زمان برگزاري دور دوم انتخابات رياست جمهوري به همراه پدرم براي نماز مغرب و عشاء به مسجد جامع قلهک رفتيم. امام جماعت اين مسجد مرحوم توسلي بود. مسجد جامع با توجه به اين که بر خيابان اصلي شريعتي قرار دارد معمولا در هنگام نماز جماعت چه آن زمان و چه حالا حد اقل صد يا صدوپنجاه نمازگزار را در خود جاي مي داد و مي­دهد. در بين دو نماز، آيت الله توسلي که معمولا در بين نمازهاي مغرب و عشاء صحبتي نمي­کرد به سمت نمازگزاران برگشت و شروع کرد به صحبت کردن پيرامون انتخابات و انتقاد از حملاتي! که به آقاي هاشمي رفسنجاني مي شود. جزئيات حرف­هاي ايشان را به خاطر ندارم. فقط يادم هست که ايشان در حالي که بغض کرده بود و اشک در چشمهايش حلقه زده بود! و به شدت متاثر بود از اين که در آن چند روز نسبت به آقاي هاشمي رفسنجاني اهانت­هايي مي شود ابراز ناراحتي مي کرد. من البته هم در دل مي خنديدم و هم به شدت عصباني بودم از اين که چنين افرادي که از نزديکان امام(ره) بوده­اند و تا امروز-و يا آن روز!- هم نان همراه بون با حضرت امام(ره) را مي خورند اين گونه نسبت به بدترين تهمت­ها و بداخلاقي­ها و حتي هتاکي­هاي رسمي در روزنامه­ها نسبت به کانديداي رقيب هاشمي رفسنجاني که شهردار وقت تهران بود سکوت مي کردند و در مقابل، اين گونه از حجم اهانت­هايي که به آقاي هاشمي رفسنجاني انجام مي­شود دم مي­زنند. به هر حال هنگامي که مرحوم توسلي مشغول صحبت بود پدرم که در آخرين صف نماز جماعت نشسته بود برخاست و به حاج­آقا در باره­ي اين که به کانديداي رقيب تهمت­هاي زيادي زده مي­شود تذکر داد. لفظ "تذکر" بهترين عبارت براي توصيف آن صحنه است. مثل اين که کسي دارد از مشکلي انتقاد مي کند و شما به او تذکر مي­دهيد که فلان جنبه­ي کار را هم ببين. مرحوم توسلي البته توجهي نکرد و به حرف­هايش ادامه داد. در همين حين يکي ديگر از نمازگزاران که به فاصله­ي چند نفر آن طرف تر از پدرم در همان صف نشسته بود بلند شد و به حاج آقا در همين مورد تذکر داد. مرحوم توسلي به اين حرف­ها توجهي نمي­کرد و به حرف­هاي خود ادامه مي داد. بعد از چند ثانيه­ پدرم و آن مرد که از توجه حاج­آقا به حرف­هاي خود نا اميد شده بودند، نشستند.

بعد از تمام شدن نماز عشاء پدرم به سمت آقاي توسلي رفت تا در اين مورد با ايشان به صورت خصوصي صحبت کند. شخصي که معمولا همراه حاج آقا بود و نمي­دانم محافظ بود يا چه کاره از اين کار به بهانه­ي اين که حال حاج­آقا مساعد نيست ممانعت کرد. منطقي بود که پدر من اين استدلال را بپذيرد و البته اين کار را هم کرد و از صحبت با ايشان صرف نظر کرد. همه چيز آن قدر عادي تمام شد که شايد به مخيله کسي خطور نمي­کرد که  اين واقعه دست­آويزي شود براي مظلوم نمايي­هاي بعدي مرحوم توسلي.بارها ديده­ام افرادي را که هنگام سخنراني يک روحاني در بالاي منبر -حتي در باره­ي مسائل مذهبي- به او تذکر مي­دهند و سوال مي­کنند و آن روحاني به راحتي پاسخ اشکال او را مي دهد. هنگامي که از مسجد خارج مي شديم به شوخي به دوستان همراه گفتم احتمالا فردا روزنامه­ها خبر حمله­ي افراطيون به آيت الله توسلي را منتشر مي­کنند!

شوخي من گرفت و شد آن­چه شد! پسر مرحوم توسلي در مصاحبه با ايلنا ضمن اعلام خبر تعرض به پدرش در هنگام سخنراني در مسجد اعلام کرد: "با دخالت نمازگزاران، كسي نتوانست به پدرم ضربه‌‏اي وارد سازد."! خبرگزاري فارس البته اين خبر را به نقل از بعضي نمازگزاران مسجد جامع قلهک تکذيب کرد.

اين خبر در خبرگزاري­ها و رسانه­ها اصلاح طلبان به شدت بازتاب داشت. روزنامه­هاي کارگزاران در مطلبي که پس از فوت مرحوم توسلي منتشر کرد نوشت: "توسلي به موازات حمايت‌هاي قاطعانه خود از دولت خاتمي و اصلاح‌طلبان، هرگز دفاع از اصل انديشه‌هاي امام و آرمان‌هاي انقلاب را فراموش نكرد و در اين راه مقابله با تفكرات متحجرانه و جمودانه و به‌خصوص بازگشت تفكر انجمن حجتيه، اولويت اصلي او بود. شايد همين دفاع از آرمان‌هاي امام و نزديكان او بود كه ماجراي مشهور حمله و تعرض به او در جريان انتخابات رياست‌جمهوري نهم در مسجدجامع قلهك را موجب شد."!

چيزي که به شدت براي من تعجب آور و البته مايه­ي تاسف بود اين که بعدها ديدم مرحوم توسلي در مصاحبه­ي خود با ايسنا اين گونه از آن شب ياد مي­کند: "يك شب قبل از پايان مهلت تبليغات، حاج حسن آقا براي اينكه از وضعيت تبليغات مطلع شود به خيابانها رفته بود و وقتي برگشت به من گفت بخاطر نسبت‌هاي زشتي كه به يكي از كانديداهاي روحاني داده شده خيلي متاثر شدم. شب بعد از تبليغات، شب جمعه، به عنوان اينكه نصيحتي كرده باشم در بين دو نماز بجاي خواندن نافله در مورد انتخابات صحبت كردم و گفتم معناي آزادي در تبليغات اهانت به ديگران نيست. روايتي خواندم كه پيغمبر مي‌فرمايد حتي دشمنان اسلام را هم فحش ندهيد. آقاي هاشمي يك عالم انقلابي و كسي است كه امام براي سلامتي او بعد از ترور، سه گوسفند نذر كرد كه يك اقدام بي‌سابقه بود و براي هيچ كس اين كار را انجام نداده بودند. آن وقت يك عده به اسم دين نسبت‌هايي به ايشان مي‌دهند كه واقعا گريه‌آور بود. گفتم چنين تهمت‌ها و نسبت‌هايي به شخصي انقلابي و روحاني كه امام نظر خاص نسبت به او داشته صحيح نيست.

در ميان صحبت‌هاي من چند نفر كه نمي‌دانم از كجا بودند به من حمله كردند اما مردم جلوي آنها را گرفتند كه البته آنها هم فرار كردند. بعدا شنيدم در قم هم براي آقاي جوادي آملي هم چنين اتفاقي افتاده است."!!

ظاهرا امر بر خود آقاي توسلي هم مشتبه شده بود که مي خواسته اند به او حمله کنند و مردم نگذاشته اند. البته هرچه تلاش کردم نتوانستم اين مصاحبه را در آرشيو ايسنا پيدا کنم./انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار