بيانيه تحليلي «بسيج دانشجويي دانشگاه اصفهان» پيرامون حواشي همايش «مرگ گفتمان اصلاحات در ايران»
به گزارش خبرنگار «شبکه خبر دانشجو»
متن کامل بيانيه تحليلي بسيج دانشجويي دانشگاه اصفهان پيرامون حوادث سخنراني پيام فضلينژاد در همايش «مرگ گفتمان اصلاحات در ايران» به شرح زير است:چهارشنبه هفته گذشته (9-2-1388) بسيج دانشجويي دانشگاه اصفهان برنامه اي با حضور پيام فضلي نژاد (پژوهشگر مؤسسه کيهان و نويسنده پرفروش ترين کتاب سياسي سال 87) با عنوان « بازخواني نظريه مرگ گفتمان اصلاحات در ايران» در تالار شهيد آويني دانشگاه برگزار کرد. اين برنامه جلسه سوم از سلسله سخنراني هاي فضلي نژاد پيرامون شرح اين نظريه بود.
هدف بسيج دانشجويي از برگزاري اين برنامه افشاي ماهيت حقيقي مدعيان اصلاح طلبي از زبان فردي بود که خود سال ها حضور در اردوگاه فکري آنان را در عاليترين سطوح تجربه کرده بود و پس از دريافت حقيقت ماهيت اين جريان، وجدان بيدارش او را به ترک همه وابستگي هاي پيشين فرا ميخواند و او نيز مردانه به اين نداي مقدس پاسخ مثبت مي دهد و با دل کندن از خيمه عوام فريبان و پيوستن به جبهه اصيل اصولگرايي، گام در راه افشاگري ميگذارد. به دليل آنکه رويکرد جديدش خوشايند دوستان سابقش نيست، بدون دريافت کوچکترين پاسخ منطقي در مورد آنچه که به نحو علمي و اصولي طرح کرده، از سوي آنان آماج ناجوانمردانه ترين حملات و تهمت ها و افترا ها قرار مي گيرد.
از آنجايي که " عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد" واکنش دانشجويان راديکال و افراطي در طول برنامه به سخنان پيام فضلينژاد (عليرغم ميل آنها) موجب اثبات ادعاي مطرح شده گرديد!
فضلي نژاد در ابتداي سخنراني خويش با يادآوري ضرورت توليد علم و انقلاب علمي (برگرفته از فرمايشات مقام معظم رهبري) گفت: «ايشان ميفرمايند ما طي 30 سال در يک انقلاب علمي، بايد معرفت نويني را عرضه کنيم و هسته علمي و فلسفي جهان را از نو بازتعريف و بازسازي کنيم.» اين سخنان او با هياهو و جنجال منتقدان، که معتقد به بي ارتباطي اين بحث با موضوع برنامه بودند، مواجه شد. وي ضمن تأکيد بر ارتباط اين بحث با موضوع اعلام شده گفت: «در باب مرگ گفتمان اصلاح طلبي به گونه اي صحبت ميکنم که در نهايت ضرورت برپا کردن يک انقلاب علمي عليه اين گفتمان ماسون زده و ارتجاعي در ذهن دانشجويان نقش ببندد».
فضلينژاد سپس به بيان مباني تئوريک فلسفه مدرنيته به مثابه ريشه ها و اصول گفتمان اصلاح طلبي در ايران پرداخت. اما از آنجا که دانشجويان مدعي اصلاح طلبي اين بخش از سخنان وي را نيز برنتافتند، با فحاشي مکرر به او و با ادعاي اينکه فضلي نژاد از بحث اصلي طفره مي رود(!) خواستار بيان اصل مطلب يعني دلايل اثبات " مرگ گفتمان اصلاحات" شدند. فضلينژاد سپس با شرح روش بحث خود، گفت که من بايد يک زيربناي فلسفي و تاريخي را بيان کنم تا از آن نقطه عزيمت، براي شما استدلال نمايم که گفتمان اصلاحات مرده است. پژوهشگر موسسه کيهان تاکيد کرد که روش او، روشي آکادميک است و پس از بيان زيربنا و ساختار نظريه، نتايج خود را مستندا بيان ميکند. در حالي که وي با ارائه 10 منبع و ماخد مستند به اسناد سياسي، اثبات کرد که زيربناي فکري و فلسفي اصلاحات در تضاد با اسلام ناب محمدي(ص) است، آشوبطلبان سخنراني مستند وي را هم تاب نياوردند و در تمام مدت سخنراني فضلي نژاد با فحش هاي رکيک (که قلم از بيان آن شرم دارد) و ناسزاهايي نظير " فاشيست"، " جاسوس"، "مزدور"، "ياوه گو"، "مرگ بر فاشيست" و... فضاي سالن را متشنج و اهانتهاي بسياري به فضلينژاد کردند!
در اين ميان، با هجوم ناگهاني فردي به نام «ع.ت» به سمت جايگاه سخنران، آشوبطلبان قصد ضرب و شتم فضلينژاد را داشتند که با مقاومت دانشجويان اصولگرا مواجه شدند. البته، آنان در چند نوبت، قصد کضروب ساختن سخنران را داشتند که با هوشياري اعضاء بسيج دانشجويي و انديشيدن تمهيدات لازم براي حفظ امنيت فضلينژاد و جلسه به هدف خود نرسيدند.
پيرامون اين رويکرد افراطيون دو نکته قابل ذکر است:
نخست آنکه همه اين جريانات در حالي رخ مي داد که هنوز حتي 30 دقيقه هم از آغاز سخنراني فضلي نژاد نمي گذشت و مدعيان "تحمل مخالف" و "آزادي بيان" که ادعاهايشان گوش فلک را کر کرده است با فحاشي عليه ميهمان و ايجاد هياهو و جنجال مانع از ادامه سخنان وي شدند. با چنين شيوه اي ماهيت حقيقي ادعايي را که 8 سال تمام در همه جاي اين سرزمين طنين انداخته بودند را به نمايش گذاشتند.
آنان به خوبي ثابت کردند در قاموس آنها "آزادي بيان" تنها حق کساني است که زير علم اصلاحات[البته به قرائت آمريکايي آن] سينه مي زنند و به مباني آن پايبندند، در درون اين گفتمان به قول خودشان "اگر مجوزداده شود، حتي عليه خدا هم مي توان راهپيمايي کرد"، اما کافي است اندکي از اين تفکر فاصله بگيري و کوچکترين ترديد و خدشه اي بر مباني آنان وارد کني، آن زمان است که خواهي ديد نه تنها حقي براي بيان انديشه هاي خويش نداري و در ابراز آنها نمي تواني به اصل "آزادي بيان" استناد کني، که حتي به مثابه يک "جاسوس" و "مزدور" مستحق مجازات "زندان" نيز مي باشي! چنانکه اصلاح طلبان دانشگاه صنعتي اصفهان نيز در مورد فضلي نژاد مدعي آن بودند و در آن جلسه، پشت تريبون رسمي دانشگاه گفتند که فضلينژاد در هر کشوري باشد، بايد به زندان بيفتد !
ديگر اينکه واکنش سرشاخه هاي دانشجويي جريانات افراطي نسبت به بيان مباني انديشه مدرنيته از سوي فضلي نژاد و بي ربط خواندن آن با موضوع، يا گوياي عدم توانايي آنان در درک ارتباط فاحش اين تفکر با گفتمان مورد حمايت آنان بود و يا حکايت از واهمه شديد آنها از افشاگري فضلينژاد درباره ارتباط تئوريسين هاي شاخص جريان موسوم به اصلاحات با عقبه هاي خارجي و وابسته به سرويس هاي جاسوسي نظام سلطه بين الملل داشت!
تصور آنان بر اين بود که با ايجاد هياهو و قطع ارتباط اين بخش از سخنان فضلي نژاد با آنچه که موضوع اصلي برنامه بود، خواهند توانست با عقيم کردن سخنان وي بر موج ايجاد شده سوار شوند و به مانند بزرگان خويش بدون ارائه هيچ پاسخي به ادعاهاي فضلي نژاد، به زعم خود بر افشاگري هاي وي سرپوش گذاشته و با طرح تهمت هاي بي اساس و فحاشي هايي که نشان از بي تقوايي و بي اخلاقي آنان دارد، با پاک کردن صورت مسأله خود را بي نياز از پاسخ به آنها قلمداد کنند! اما غافل از آنکه اين تاکتيک نخ نما شده مدتهاست که کارايي خود را از دست داده است و اينک وجدان هاي بيدار، پرسشگرانه منتظر ارائه پاسخي از سوي جرياني است که با داعيه گفتگوي تمدن ها همواره منتقدان خويش را به عدم تحمل مخالف و فرار از پاسخ گويي متهم کرده است. چه اينکه اگر آقايان خود را به خواب بزنند ديگران را خواب فرا نمي گيرد!!
همچنين تعجب از افرادي است که خود را سخنگوي اصلاح طلبان _ در دانشگاه اصفهان_ مي دانند و مدعي اند اصلاحاتي که ايشان به آن معتقدند "مبتني است بر قيام حضرت اباعبدالله" اما فراموش کرده اند اگر بزرگان اين جريان چنين تعريفي از اصلاحات ارائه داده بودند اينک ما و آنان در دو صف مقابل يکديگر نيايستاده بوديم! البته فضلينژاد پس از سه سوال شفاهي و پياپي مدعيان اصلاحطلبي، در طول 10 دقيقه يک چکيده کامل از انديشههاي امام خميني(ره) را بيان کرد و با مقايسه اسلام ناب با شاخصهاي گفتمان اصلاحات، پرده از نفاق سران سياسي اين جريان و استفاده ابزاري مدعيان اصلاحات از دين و خط امام(ره) برداشت که اين پاسخها و سخنان، سخت آنان را برآشفته کرد!
از سوي ديگر پس از آنکه اين جريان موفق به بهره برداري از برنامه مذکور نشد، هدف شوم خود را به گونه اي ديگر دنبال کرد و اينبار با به ميدان آوردن همه توان رسانه اي خود، تلاش مذبوحانه اي را در راستاي تخريب چهره فضلي نژاد از سويي و اعضاء بسيج دانشجويي از سوي ديگر به کار گرفت و در يک اقدام هماهنگ و سازماندهي شده متني مشحون از کذب و تهمت را به عنوان گزارش اين سخنراني به فضلي نژاد نسبت داد. در 5 روز گذشته، رسانههاي وابسته به اصلاحطلبان با وارونه جلوه دادن فضاي جلسه و نشر اکاذيب و فحاشي عليه فضلينژاد، در صدد تطهير اعمال ناشيانه وابستگان به خود برآمد؛ رفتاري که آنقدر بي منطق و کودکانه بود که برخي از آنان را وادار کرد پس از اتمام برنامه با مراجعه به دفتر بسيج دانشجويي بابت چنان برخوردي از مسئولين اين تشکل عذر خواهي کنند!
در طول اين مدت، بيش از 15 سايت اينترنتي اصلاحطلبان در يک اقدام هماهنگ، «گزارش واحدي» را منتشر کردند که حاوي اخبار کذب و تهمت به پژوهشگر موسسه کيهان بود. سايتهاي «ياري نيوز»، «ياران باران»، «امروز»، خبرگزاري «آفتاب»، «ايران اکونوميست»، سايت رسمي ستاد ائتلاف اصلاحطلبان (اصفهان)، «تابناک»، «بازنويس»، «بالاترين»، روزنامه «سرمايه» و... با انتشار اين گزارش کذب و جعلي، جملات کذب و دروغي (مانند حمله وي به رييس مجلس خبرگان، منافق و مرتد ناميدن خاتمي و اينکه «هركس به حرف سروش گوش كند منافق است بنابراين رئيس دولتي كه معتقد به انديشه سكولار سروش است نيز منافق است.» ...) را به فضلينژاد نسبت دادند که هيچ يک از مضامين اين گزارش در فيلم جلسه موجود نيست!!!
اين رسانهها، همچنين ادعا کردند فضلي نژاد در ادامه جلسه قصد داشت سخنان دانشجويان را بي اهميت جلوه دهد به طوري كه در بين صحبت يكي از دانشجويان جلسه را ترك كرد!
ادعايي که درست به منزله قلب حقيقت محسوب مي شود! چرا که هنگام هياهوي مخالفان و در ميان فحاشي هاي آنان، مجري جلسه به صراحت اعلام کرد که ما از دادن تريبون آزاد به مخالفان هيچ واهمه اي نداريم و پس از آن سه دانشجوي مخالف به بيان انتقادات خود پرداختند، اما به محض آنکه فضلي نژاد در صدد پاسخگويي به آنها برآمد با از سر گرفتن هياهو و جارو جنجال سعي در ايجاد اخلال در جلسه و سخنراني وي داشتند و يکي از همان دانشجوياني که سؤال خود را به صورت تريبون آزاد مطرح کرده بود با خروج از جلسه بي توجهي خود را به پاسخهاي سخنران نشان داد که پس از بازگشت به جلسه و فريادهاي مکرر با اين اعتراض مجري مواجه شد که:" شما يک برخورد زشتي کردي، زماني که فضلي نژاد پاسخ سؤالت را مي داد سالن را ترک کردي".
گفتني است فيلم برنامه که به طور کامل ضبط شده است، در اختيار بسيج دانشجويي دانشگاه اصفهان مي باشد. اين تشکل آمادگي کامل دارد براي رفع هر گونه شبهه و ادعايي پيرامون اين برنامه فيلم مذکور را در اختيار همگان قرار دهد تا آنان که در پي حقيقت اند، بي هيچ تفسير و اظهار نظري با ملاحظه فيلم برنامه خود به قضاوت در مورد آن بپردازند.
نکته پاياني آنکه، متأسفانه به خاطر هياهو و جار و جنجال يک عده افراد معلوم الحال که چنين رفتاري به يک رويه هميشگي براي آنان تبديل شده است، سخنراني فضلي نژاد - عليرغم همه تلاش هايي که صورت گرفت- ناتمام ماند و وي موفق به ايراد کل سخنراني خود نشد. اما خوشبختانه وي اين مهم را در برنامه هاي ديگر خود به انجام رسانده است. لذا همه کساني را که در جستجوي ادله فضلي نژاد براي اثبات ادعاي «مرگ گفتمان اصلاحات» مي باشند به مطالعه متن و ديدن فيلم کامل سخنراني هاي وي در «مدرسه علميه معصوميه قم» و «دانشگاه تهران» (22 و 25 فروردين 1388) ارجاع مي دهيم. همچنين قرار است که مجموعه ديدگاههاي فضلينژاد به زودي در رساله اي تحت عنوان «مرگ فلسفه مدرنيته» منتشر شود که مطالعه آن را توصيه ميکنيم.
ومکروا و مکرالله و الله خير الماکرين
بسيج دانشجويي دانشگاه اصفهان