کد خبر:۲۵۹۸۴۶
در باب مرام شهدا؛

کمک به خاله ایران

از پنجره‌‌ همان اتاق دیدم که خاله ایران، پیرزن بی‌سرپرست روستای مجاورمان یک کپسول گاز مایع بالای سرش گذاشته بود و با سختی آن را حمل می‌کرد؛ نعمت الله رفت و آن را از بالای سر مشهدی ایران گرفت.

به گزارش گروه فضای مجازی «خبرگزاری دانشجو»، روز جمعه منزل پدری شهید نعمت الله بودیم. بعد از اذان ظهر، شهید نعمت الله مشغول خواندن نماز اول وقت بود؛ اتاقی که او نماز می‌خواند، پنجره‌ای داشت که رو به خیابان باز می‌شد.

 

شهید نعمت بر خلاف نمازهای قبلی‌اش که خیلی طول می‌کشید، آن روز نمازش را به سرعت خواند، کفشش را پوشید و رفت. من که تعجب کرده بودم با نگاهم دنبالش می‌کردم.

 

از پنجره‌‌ همان اتاق دیدم که خاله ایران، پیرزن بی‌سرپرست روستای مجاورمان یک کپسول گاز مایع بالای سرش گذاشته بود و با سختی آن را حمل می‌کرد؛ نعمت الله رفت و آن را از بالای سر مشهدی ایران گرفت و کپسول را تا منزلش حمل کرد.

 

از آنجائی که در آن زمان، خبری از ماشین نبود، مسافت زیادی را طی کرد و برگشت. وقتی به خانه آمد، از او سوال کردم:

 

 «کجا رفته بودی؟ چرا با عجله نمازت را تمام کردی و رفتی؟!»

لبخندی زد و گفت:

 «یک لحظه در حین نماز، کار واجبی یادم آمد که باید زود‌تر آن را انجام می‌دادم. به خاطر همین رفتم دنبال آن کار.»

 

برای اینکه از ثواب کارش کاسته نشود، حتی حقیقت موضوع و ماجرای کمک به خاله ایران را به من هم نگفت.

 

راوی: اشرف پاک نهاد همسر شهید نعمت الله تلکانی

 

منبع: جنگ و گنج

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار