اسب ترواي استحاله طلبان
کساني که در زمان حاکميت اصلاح طلبي مي گفتند: "امام به موزه هاي تاريخ رفته" چگونه است که در انتخابات رياست جمهوري پشت سر کسي ايستاده اند که با شعار گفتمان امام خميني(ره) وارد رقابت انتخاباتي شده است.
«گفتمان خط امام (ره)»؛ چنديست که اين عبارت در اکثر محافل سياسي و رسانه ها مطرح شده است و يکي از محورهاي مهم در مباحث مربوط به انتخابات رياست جمهوري دهم اين موضوع مي باشد.
جريان اصلاح طلب نيز که هنوز نتوانسته است به ائتلاف دروني برسد، با دو کانديدا وارد عرصه انتخابات شده است و گفتمان خط امام(ره) را به عنوان شعار خود انتخاب نموده است.
ميرحسين موسوي، کانديدايي که اغلب اصلاح طلبان (دوم خردادي ها) پشت سر وي قرار گرفته اند نيز امروزه با اين شعار پا به عرصه انتخابات نهاده است. در اين رابطه لازم است به چند نکته توجه شود:
1- يادآوري تبليغات انتخابات رياست جمهوري دوره هفتم و هشتم، در تحليل فضاي کنوني بسيار مؤثر است و مي تواند ما را در شناسايي صف بندي هاي سياسي امروز ياري رساند.
در آن زمان شعارهايي چون آزادي، جامعه مدني، ايران براي همه ايرانيان، توسعه سياسي و... در تابلوي تبليغاتي جناح اصلاح طلب(چپي و دوم خردادي سال 76 و 80) خود نمايي مي کرد و اين شعارها را در انتخابات سال 84 نيز ادامه دادند اما در نهايت اين شعارها نتوانست آبشخوري براي جريان اصلاح طلب باشد تا جائی که نافرماني مدني، خروج از حاکميت، گزار به دموکراسي و ... نتيجه اين شعارها شد.
اما مردم، اين گفتمان را نپسنديد و نتيجه انتخابات نهم طور ديگر رقم خورد، دولت نهم با گفتمان عدالت و گفتمان اصيل انقلاب و امام(ره) توانست از ديگران پيشي بگيرد که پس از آن جريان عدالت خواهي در کشور به راه افتاد.
توجه به محرومين، ساده زيستي، ارتباط مستقيم با مردم، برخورد قاطعانه با زورگويان، روحيه استکبار ستيزي و ظلم ستيزي و... حاصل روي کار آمدن اين دولت بود.
اين در حالي بود که اصلاح طلبان در رسانه ملي و در مقابل چشمان همه مردم گفتمان عدالت و شعارهاي دکتر احمدي نژاد را به سخره گرفتند.
2- تغيير فضاي سياسي کشور و تبديل نمودن فضاي ضدآرماني به يک فضاي آرماني و مطرح شدن گفتمان اصيل امام و انقلاب درکشور، بزرگترين دستاورد دولت نهم است.
دولت نهم گفتماني را زنده کرد که در کوچه پس کوچه هاي قدرت طلبي و مصلحت طلبي هاي ويرانگر، گم شده بود؛ اين که پس از گذشت 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي هنوز هم مردم به گفتماني رأي مي دهند که همان گفتمان اول انقلاب است، توانست نقشه هاي دشمن مبني بر تغيير ساختار در ايران را نقش بر آب نمايد.
دشمني که با روي کار آمدن اصلاح طلبان به «تغيير ساختار» در ايران اميدوار شده بود، انقلاب ايران را با ديگر انقلاب ها -که پس از گذشت چند دهه دچار حرکت دوري شده بودند و از آرمان هاي خود دور شده بودند- اشتباه گرفته بود. پس از اين شکست و جواب دندان شکن مردم به دشمن، آنها راهبرد «تغيير رفتار» را در پيش گرفته است تا بتوانند جمهوري اسلامي را مهار کنند.
3- براي يافتن نقشه دشمن بهتر است خود را جاي آنها بگزاريم. اکنون که در ايران گفتمان اصيل امام و انقلاب حاکم است و اين گفتمان هنوز در بين مردم پويا و زنده است و تقابل مستقيم نتوانسته آن را از بين ببرد، لذا بايد در آن نفوذ کرد تا بتوان آن را از راه اصلي منحرف ساخت. اما چگونه؟
تقريبا همه افسانه تروا را شنيده ايم؛ در اين داستان سپاه يونان که نتوانسته بود در چنگي طولاني و مستقيم با سرزمين تروي به پيروزي برسد، تصميم مي گيرد که اسب بزرگي به عنوان هديه در پايان جنگ به ملت تروي بدهد و در لواي آن سربازان خود را وارد قلعه کند تا بتواند از درون تروي را نابود سازد. اين داستان پندي براي فروپاشي و نابود کردن يک گفتمان به دشمنان مي دهد: ورود «جريان استحاله» در لواي گفتمان «خط امام».
4- چگونه بايد اين جريان را شناخت؟ از چه راهي بايد به اين مکر پي برد؟ نشانه هاي آن چيست؟ نگاه به گذشته و مراجعه به تاريخ مي تواند در شناخت اين جريان ها به ما کمک کند. رفتارهاي اين جريانات در گذشته مي تواند چراغ راه ما در اين دوران باشد.
5- کساني که در زمان حاکميت اصلاح طلبي مي گفتند: "امام به موزه هاي تاريخ رفته" چگونه است که در انتخابات رياست جمهوري پشت سر کسي ايستاده اند که با شعار گفتمان خط امام(ره) وارد رقابت انتخاباتي شده است.
کساني که زماني مي گفتند: "بسيج مدرسه خشونت است" در کنار کسي ايستاده اند که امروز در نطق هاي خود توهين به بسيج را نمي پذيرد.
کساني که در زمان حاکميت خود نامي از گفتمان امام نمي بردند امروز دايه دار گفتمان خط امام (ره) شده اند.
چرا کسي که مدعیست؛ امروز براي زنده نگه داشتن گفتمان امام خميني (ره) آمده است، در مقابل حمله به گفتمان خط امام (ره) سکوت اختيار کرده است؛ طرفداران آقاي موسوي در برنامه تبليغاتي خود در برج ميلاد، هنگام پخش فيلم رحلت امام خميني (ره) در حضور خود آقاي موسوي سوت و کف مي زنند.
البته که در طرفداری توهین کنندگان به ساحت خمینی کبیر از جناب مهندس میرحسین موسوی، شک و شبهه جدی وجود دارد، اما سکوت ناجوانمردانه ایشان در برابر این اقدام زشت را چگونه باید ارزیابی کرد؟
اما اين اسب تروا بر خلاف اسب ترواي افسانه اي ظاهري کج و معوج دارد. چرا که سوسيال دموکرات مسلمان و ليبرال دموکرات مسلمان با گفتمان امام خميني (ره) قابل جمع نيست. کساني که در زمان خود بر طبل رابطه با آمريکا کوبيدند را نمي توان دايه دار گفتمان امام خميني(ره) دانست.
6- البته منظور اين نوشتار اين نيست که هم اکنون آقاي موسوي مستقيم با دشمن در ارتباط است اما امروز ايشان بازيچه افرادي شده اند که قصد دارند تيشه به ريشه انقلاب بزنند و آقاي موسوي را حلقه کامل کننده زنجير خود مي دانند.
سجاد اکبري
/انتهای پیام/