نظريه هاي سروش، حجاريان و خاتمي بر گرفته از آراي مرده ايدئولوژي غربي بود
به گزارش خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، پيام فضلي نژاد در پنجمين همايش مرگ گفتمان اصلاحات كه صبح امروز به همت بسيبج دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي(ره) در دانشكده ادبيات اين دانشگاه برگزار شد، با اشاره به برگزاري چهار دوره قبلي اين نشست ها گفت: جلسه اول در حوزه علميه قم و در مدرسه معصوميه برگزار شد و تلاش شد يك بازخواني تاريخي و فلسفي از غرب و تاثير آن بر گفتمان اصلاحات در ايران ارائه شود و جلسه دوم نيز در دانشگاه تهران به همين منوال طي شد.
وي در ادامه افزود: متاسفانه جلسه سوم و چهارم اين سلسله نشست ها با يك فضاي طب آلود همراه بود كه در دانشگاه اصفهان و صنعتي اصفهان برگزار شد؛ متاسفانه تنها و تنها به سبب اين كه من يك بازخواني تاريخي، فلسفي از غرب ارائه كردم و بحث من يك بحث كاملا آكادميك علمي بود، در نهايت به هتاكي و ابراز فحش به بنده به پايان رسيد.
فضلي نژاد در ادامه افزود: چرا بايد يك بحث بازخواني تاريخي فارغ از اين كه درست مي باشد يا خير به اينگونه نتايج منجر شود و بنده را مورد هتك حرمت قرار دهند، چرا با كشيدن برنامه به تنش و نقشه كتك زدن سخنران اينگونه با بنده برخورد كنند.
روزنامه نگار و عضو موسسه فرهنگي - پژوهشي كيهان با بيان اينكه من اين حركات را از چشم دانشجوان و دانشگاهيان نمي بينم، افزود: اين حيثيت سوزي ها و جنجال هايي كه به پا شده است همه ريشه در آراي باليني برخي احزاب سياسي در كشور دارند كه فقط شعار آزادي مخالف و آزادي حقوق منتقد را سر مي دهند.
نظريه پرداز سابق اصلاحات در آغاز بحث خود به بازخواني فاشيسم سكولار پرداخت و افزود: ابتدا بايد صورت مساله را مشخص كرد و معلوم ساخت نزاع ما بر سر چيست، آيا صرفا يك جنگ قدرت است يا يك نزاع سياسي كه بنده بارها اعلام كرده ام، اهل هيچ گونه نزاع سياسي نيستم.
فضلي نژاد در ادامه افزود: من از اردوگاه اصلاح طلبان جدا شدم به واسطه آنكه در بين آنها چيزي جز كسب اقتدار سياسي و حجيت سياسي معناي ندانست و از آنجا جدا شدم كه وارد يك فضاي حريت شوم و بر روي آن هيچ گونه ادعايي ندارم من آمدم به اين سو تا بتوانم از ظرفيت ها به نحو احسن استفاده كنم.
وي در ادامه گفت: من نماينده هيچ حزب و گروهي نيستم و نه ماموريت از كانديدايي يا جرياني كه بخواهم بيايم و بر سر پيروزي او چانه زني كنم، من وارد اردوگاهي شدم كه بن مايه فكري آن برگرفته از حضرت امام(ره) بود، وقتي وارد اين اردوگاه شدم و با هويت ديني و كلام حضرت امام(ره) و هويت اسلام آشنا شدم، فهميدم هيچ گروه و جرياني مشروعيت ندارد، مگر آنكه نقشه امام را تعقيب كند.
شاگرد سابق عبدالكريم سروش در ادامه اظهار داشت: مگر ما كسي را متهم كرديم و يا به دنبال دعواهاي ژورناليستي بوديم، بلكه به نقد بيان فلاسفه دنيا و تاثير آن در ايران پرداختيم، اگر روزگاري سروش از مرگ دانش سوزي و دانشگاه صحبت مي كرد، امروز تحويل بگيريد سنتي را كه بنا نهادند و هواداران آنها هيچ گونه گوش شنوايي براي شنيدن انتقادها را ندارند، مگر ما چه گفتيم كه بايد اين همه توهين ها و برچسب ها را تحمل كنيم.
فضلي نژاد همچنين افزود: به دروغ تيتر اول روزنامه ها كردند كه فضلي نژاد حكم ارتداد ميرحسين و خاتمي را صادر كرده است، بنده كي همچنين سخناني را بيان كردند، مي خواهند فضا را مه آلوده كنند تا مردم نتوانند واقعيت را از غيرواقعيت تميز دهند.
پيام فضلي نژاد با نكوهش اين حركت اصلاح طلبان، اظهار داشت:اگر بناي فلسفه رفرم چه از نوع ديني و چه از نوع سياسي در ايران آنقدر سست است كه فرياد انديشه هاي انتقادي بلند مي شود بايد يك تجديد نظر كلي صورت گيرد، اگر اين بازخواني ها اينطور آنها را به هراس مي اندازند بروند و فكري به حال خودشان بكنند.
وي در ادامه افزود: من هر چه دارم از حضرت امام(ره) است و واجب سياسي در اين دوران تمييز بين اسلام ناب و اسلام آمريكا است و بايد دانشگاهيان ما اين خط تمايز را دريابند و اين را نيز بگويم كه بعد از اين همه جنجال و فحاشي نسبت به بنده من نه به دنبال قدرت هستم و نه به دنبال جاه و مقام.
روزنامه نگار و موسسه فرهنگي - پژوهشي كيهان با اشاره به ميانه جنگ جهاني اول و دوم اظهار داشت: هنگامي كه ايدئولوژي مدرنيته خود را از حيث فلسفي تثبيت كرده بود و توانسته بود با شعار جهان آزاد و مدرن يك مشروعيت حداقلي به دست آورد، بزرگترين فيلسوف جهان غرب جان ديويي به همفكران خود پيشنهاد كرد تا زمين بازي فلسفه را تغيير دهند و سوال محوري فلسفه را تغيير دهند و فضا را به گونه اي آماده كنند كه ديگر كسي از دموكراسي نپرسند.
فضلي نژاد افزود: ديويي در بين سال هاي 1920 تا 1930 اين نظريه را ارائه كرد كه فيلسوفان ليبرال دموكرات، بايد ابتدا ايمان قطعي و يقين خود را به نهادهاي ليبرال سرمايه داري اعلام كنند و بعد از پذيرفتن آن، براي مشروع جلوه دادن آن توجيحات فلسفي به هم ببافند و اين باعث شد سردمداران آمريكا براي عقل مردم بخشنامه صادر كنند.
وي گفت: فلسفه مدرن در اين مقطع عقل و توانايي انسان را محدود كرد و ديويي اشاره مي كند كه وقتي فيلسوفان ايمان قطعي خود را به ليبرال سرمايه داري ابراز مي كنند جايي براي منتقدان باقي نخواهد ماند.
شاگرد اسبق سروش در ادامه بحث خود تصريح كرد: كاركروز در كتاب آخرين روزهاي بشريت كه در سال 1930 منتشر شد به دو جريان اشاره مي كند، اول اينكه فلاسفه در تمام دنيا دست به دست هم دادند تا توان مردم را نابود كنند و دوم اينكه سياست هاي حكومت را توجيه كنند و فلسفه را از رسالت خود جدا كنند.
فضلي نژاد اظهار داشت: نگاه كاركروز به رژيم فاشيستي يك نگاه فاشيستي هيتلري در دنيا بود و در همين هنگام كه كاركروز به سرسپردگي فلسفيون به اين امر اعتراض مي كرد، يك روشنفكر فرانسوي، نويسنده، روزنامه نگار و صاحب رساله سگ هاي پاسبان و از 4 چهره برجسته غرب در سال هاي بين 1920 تا 1930 به نام پل نيزان ظهور مي كند و مي گويدكه امروز فيلسوفان ليبرال با جنگ فلسفي – فرهنگي و تبليغاتي مي خواهند يك روايت رياكارانه از حقيقت ليبرال ارائه دهند و فلاسفه ليبرال يك توافق با همديگر مي كنند و آن اينكه فلسفه اي را ارائه كنند كه تمام سياست هاي آمريكا را حق جلوه دهند.
وي افزود: هر دو اين فيلسوفان مي گفتند كه يك نسل از فيلسوفان بروز كرده است كه فقط كارشان لانسه كردن اقدامات غربيان است و در آن سال ها وقتي ديويي مي گفت فيلسوفان سياست را در اولويت قرار دهند و فلسفه اي بسازند كه با اين سياست همخواني داشته باشد، پل نيزان مي گفت كه فيلسوفان خواهند آمد و توانايي تشخيص مردم را خواهند گرفت.
نظريه پرداز سابق اصلاحات در بخش ديگري از بحث خود تصريح كرد: از سال 1947 كه جنگ سرد آغاز شد دو ابرقدرت جهان پذيرفتند كه حوزه هاي نفوذ هم را مورد تهاجم قرار دهند و يك جنگ سردي در حوزه ادب و هنر و معرفت آغاز شد كه از آن به عنوان جنگ آيينه ها ياد مي شود.
فضلي نژاد در ادامه افزود: سازمان سيا در جنگ سرد در حقيقت يك جنگ سرد فرهنگي را آغاز كرد و بزرگترين فلاسفه، شاعران، رمان نويسان را در اختيار گرفت و آثار آنان را در خدمت ليبرال دموكراسي قرار داد و ليبرال سرمايه داري را كه ديويي در ميانه جنگ جهاني اول و دوم ترسيم كرده بود را در پي گرفتند و آمريكايي ها چاره اي جز اين نمي ديدند كه با منابعي كه در اختيار دارند به پيكره ليبرال سرمايه داري خود مشروعيت ببخشند.
روزنامه نگار و موسسه فرهنگي - پژوهشي كيهان در ادامه به اقدام سازمان سيا كه به دنبال ساختن مغز فلسفي بشر بود اشاره كرده و افزود: پوپر در كتاب جامعه باز و دشمنان آن مي گويد كه سازمان سيا به دنبال توليد علم و فلسفه بود و به دنبال ايجاد يك انقلاب فرهنگي و معرفي آن در جهان بود و فهميده بودند براي مشروع جلوه دادن ليبرال سرمايه داري چاره اي جز اين نداشت كه فلسفه محض را در دانشگاه جهان قالب كنند و اگر ساختار انقلاب هاي توماس كوهن را بخوانيد متوجه خواهيد شد كه علم ليبرال سرمايه داري محض چيست.
فضلي نژاد در ادامه اظهار داشت: سازمان سيا تنها به يك انقلاب علمي صرف بسنده نكرد و ريمون آرون در مقاله اي كه در سال 2001 منتشر شد نشان داد كه در حلقه فلسفه، فلاسفه غرب حضور داشته است و هان آرنت نيز بر اساس اسناد سازمان سيا نيز در اين حلقه بوده است و به سفارش سيا توليد علم مي كرده است.
وي گفت: در 28 ژانويه سال 2001 روزنامه لوس آنجلس تايمز گزارشي را منتشر كرد و در آن واقعه تكان دهنده را برملا كرد كه دانشگاه هاي هاروارد، كلمبيا، MIT يا در مالكيت سازمان سياه بوده اند و يا سازمان سيا بر روي آنها نفوذ داشته است و آنها را به يك خاكريز علمي – فلسفي تبديل كرده بود و فيلسوفاني در اين دانشگاه تدريس مي كردند كه همگي تابع اين راي بودند جانمان را براي استقرار اسرائيل فدا مي كنيم و همگي آنان از چپ گرايان بودند و آمدند در دوران جنگ سرد با پول سازمان سيا توليد علم كردند تا دموكراسي را خير مطلق جلوه دهند.
پيام فضلي نژاد در بخش ديگري از سخنان خود افزود: در عصر خودفروشي فيلسوفان كه هنرمدان در برابر ليبرال سرمايه داري به زانو درآمده بودند، بر اساس گزارش سازمان سيا در سال 1991 ، 1000 كتاب در بين سال هاي 1947 تا 1991 در تثبيت ليبرال سرمايه داري منتشر شد و به طور رايگان در جهان انتشار يافت و در همين دوران 30 هزار جلد كتاب به عنوان كتب مضره توصيف شد.
وي در ادامه گفت: در 20 اكتبر 1997 نشريه رلينگ استون گزارش مي دهد كه تا اين تاريخ سازمان سيا، 400 روزنامه نگار و نويسنده را در آژانس هاي ميامي، واشنگتن پست در اختيار گرفته است، بيش از 5000 نيروي تبليغاتي را در اين سال ها در خدمت خود درآورده است و ترور 150 تا 300 هزار، روشنفكر، معلم، استاد، روزنامه نگار از سوي سازمان سيا صورت گرفته است و جاي تاسف اينجاست كه به آن فخر نيز مي فروشد.
نظريه پرداز اسبق اصلاح طلبان تاكيد كرد: روي اصلي بحث ما در اينجاست كه ما يك علامت سوال بزرگ بر روي تاريخ فلسفه غرب قرار دهيم و بگوييم آنچه كه به عنوان معرفت تجربي غرب از زمان انقلاب فرانسه آغاز شده است يك پديده صاف و صادق نبوده است و ما مي گوييم اين تاريخ هيچ نسبتي با تاريخ ما ندارد.
فضلي نژاد در ادامه اظهار داشت: زماني كه در سال 1991 جنگ سرد تمام شد و با اين آمارهايي كه از خود به جاي گذاشت، سال سال اقتدار سنت پراگماتيست ها بود و حرف امروز تمام گروه هاي سياسي ما صحبت از پراگماتيست است و ايدئولوژي آنان تمام بر مبناي اين انديشه است.
وي گفت: جنگ سرد با چهره سياهي كه از خود باقي گذاشتن يك سنت فكري جديدي را آغاز كرد و بزرگترين نماينده فلسفه پراگ ريچارد رورتي بود كه او هم در ارودگاه ليبرال سرمايه داري حضور داشت و تلاش بسياري براي ثبت آن انجام داد كسي كه خود متاثر از جان ديويي بود و در سال هاي 1979 تا 1989 كتاب هاي مختلفي چون آينه طبيعت را نوشت و لازم به ذكر است كه سال 1991 مصادف است با دهه 1360 در كشورمان.
روزنامه نگار و موسسه فرهنگي - پژوهشي كيهان در ادامه افزود: رورتي مگر چه انديشه اي را مطرح كرده است كه همه به دنبال او هستند و جك رو در ايران بيداد مي كند و امثالي چون فريد زكريا و ولي رضا هنرآراء خود را بر پايه فلسفه پراگماتيسم بنا كرده اند مگر آراي او تا چه حد جذاب بوده است كه ناگهان پروژه فكري او منتشر شد و به يك بار در سال 82 كه كسي رورتي را نمي شناخت ناگهان 6 كتاب از او به چاپ رسيد و باعث آن شد كه سروش اقرار كند تمام فلسفه پيشين خود را بايد كنار گذاريم و عملگرايي را در پيش بگيريم.
فضلي نژاد در ادامه تصريح كرد: رورتي آمد و در كتاب آينه و فلسفه، مدرنيته را كنار گذاشت و گفت چيزي به نام معرفت شناسي وجود دارد و مدرنيته چيزي جز خودفريبي نبوده است.
وي با انتقاد از عملكرد برخي اساتيد در همين دانشگاه علامه طباطبايي تاكيد كرد: اساتيدي در همين دانشگاه علامه طباطبايي حضور داشتند كه در دوره كارشناسي ارشد براي دانشجويان ادامه دهنده راه رورتي شده بودند و هنگامي كه دانشجويي به نقد و پرسشگري از آنان مي پردازد تهديد به اخراج از كلاس مي شوند و عجب است كه با پول بيت المال به ترويج افكار رورتي مي پردازند و زماني كه به آنها انقياد مي كنند مي گويند كه شما مي خواهيد دانشگاه را دولتي كنيد و فلسفه سلطه گرايي را حاكم كنيد.
فضلي نژاد در ادامه اظهار داشت: پس از سه دهه فلسفه غرب از اعتبار افتاده داد و به جاي اينكه فلسفه خود را بازسازي كنند مي خواهند گرفتاري هاي خود را در درز بگيرند و اين فرجام همان تمدني است كه حضرت امام(ره) فرمودند رو به توحش مي رود.
وي در ادامه افزود: رورتي مي گويد همه چيز بايد فداي آمريكا شود و در سال هاي بين 1989 تا 1999 در كتاب فلسفه و اميد اجتماعي آورده است، ما از جان ديويي آموختيم چگونه بايد عقل را جانشين فلسفه كنيم و ارزش دارد اميد سياسي را جايگزين عقل كنيم و در آن زمان بود كه رورتي به عنوان فيلسوف اميد معرفي شد و از آن پس كار به جايي رسيد كه اميد سياسي رورتي پس از چند سال تمام شد و از تراژدي غرب مدرن سخن گفت و اظهار داشت كه آمريكا انرژي خويش را به پايان رسانده است و روز به روز زندگي غربي ها حقيرتر خواهد شد و اميد جاي خود را به ترس خواهد داد و از آن پس بود كه فيلسوف اميد به فيلسوف يأس تغيير نام داد.
روزنامه نگار و موسسه فرهنگي - پژوهشي كيهان با انتقاد از عملكرد اصلاح طلبان تصريح كرد: متاسفانه اصلاح طلبان زماني كه رورتي در سال 1991 مرگ ايدئولوژي مدرنيته را اعلام كرد، نداي گذار سنت از مدرنيته را سر دادند و گفتند كه موفقيت جامعه ايران در اين است كه يك جامعه دموكراتيك داشته باشد و سكولاريزم را ترويج دادند و گفتند بايد يك رنسانس اسلامي اتفاق بيافتد.
فضلي نژاد با اشاره به اينكه اصلاح طلبان سعي در تحقق هرمنوتيك را داشتند، افزود: تمام آنچه كه از عصر رنسانس بر مبناي فهم نسبي از دين و حقيقت بود، تنها مصرف دين است و در آن زمان بود كه ابتدا در حلقه كيهان فرهنگي مبناي تئوريك شريعت اصلاح طلبان شكل گرفت و به اين بهانه سعي داشتند تا هرمنوتيك را محقق كنند و روحانيون را از صحنه خارج كنند.
وي در ادامه افزود: آقاي خاتمي در اين ميان كه مخزن معرفتي اصلاح طلبان در حلقه كيان و آيين و مركز بررسي استراتژيك رياست جمهوري شكل مي گرفت، قرائت مدرني از دين ارائه كرد و بحث ها و جدل هايي در اين ميان به راه انداخت كه از منتقدان وي، شهيد آويني در انتشارات سوره بود.
فضلي نژاد گفت: آقاي خاتمي بعد از طرح مقدماتي كه 5 سال به طول مي انجاميد، تئوري توسعه خود را ارائه مي دهد و شرط تمدن جامعه را در تعامل با غرب مي داند و مي گويد بايد تمدن غرب را به خوبي بشناسيم و توسعه در شناخت تمدن غرب است و بايد خرد و بينش غربي را به خوبي آموخت.
وي همچنين افزود: خاتمي در مصاحبه اي از نشر دين در آمريكا سخن مي گويد و به ستايش اين امر در آمريكا مي پردازد و اظهار مي دارد كه جامعه آمريكا يك جامعه دين محور است و از حسن فرهنگ پراگماتيسم غرب سخن مي گويد و مي گويد پراگماتيسم دستاوردهاي بزرگي را براي بشر به همراه آورد و پس از آنكه در سال 86 آقاي خاتمي اين موضوع را مطرح كردند، شوراي روابط خارجي آمريكا گزارشي را ارائه كرد و گفت اين روند اقتدار حكومت سياسي را در ايران متلاشي مي كند.
تئوري پرداز سابق اصلاحات با ابراز تاسف از اردوگاه اصلاح طلبان افزود: امروز كار رهبر اصلاحات به جايي رسيده است كه به تعريف و تمجيد از روشنفكران سياسي غربي در باب آزادي بپردازد و مبناي نظريه پردازي و حركتي خود را بر پايه آن بنا نهد.
فضلي نژاد در ادامه افزود: امروز تصوير واقعي اي كه نامزدها از آمريكا دارند، تصوير غلطي است و كساني كه سال ها براي جنگ و انقلاب تلاش كردند، چگونه شعار حمايت از تغيير آمريكا را سر مي دهند.
وي در پايان خطاب به نامزدهاي رياست جمهوري دهم اظهار داشت: نسبت هاي خود را با سخنان امام(ره) روشن كنيد و پيشنهاد مي كنيم روشنفكران اصلاحات كه امروز مرگشان رقم خورده است و آمريكا آنها را قبول ندارند، بيايند و مردانه با صداي بلند اعتراف كنند كه ما اشتباه كرديم و در ادامه راه ادامه دهنده بيانات امام(ره) باشند./انتهاي پيام/