تابوهاي سه گانه تاريخ
در خبرها آمده است كه حجت الاسلام رسايي، سخنراني خود را در دانشگاه آزاد نجف آباد و خمين شهر اصفهان به نشانه اعتراض، لغو كرده اند.
وي در توضيح اين اقدام خود گفته است: «به من اعلام شد كه پيرامون دانشگاه آزاد، رياست دانشگاه آزاد و رياست دولت سازندگي سخنراني نكنم كه اين اقدام مرا شگفت زده كرد...»
اين ماجرا مرا به ياد مطلبي از صحيفه امام خميني(ره) انداخت؛ در صحيفه امام، جلد1، صفحه 246 آمده است:
امام در يكي از سخنراني هايشان فرموده اند: «امروز به من اطلاع دادند كه بعضي از اهل منبر را برده اند در سازمان امنيت(ساواک) و گفته اند شما سه چيز را كار نداشته باشيد ديگر هرچه مي خواهيد بگوييد؛ يكي شاه را، يكي هم اسرائيل را و يكي هم نگويد دين در خطر است. ديگر هرچه مي خواهيد بگوييد...»
البته امام در ادامه همان مطلب فرموده اند: «خب اگر اين سه تا امر را كنار بگذاريم، ديگر چه بگوييم؟! هرچه گرفتاري داريم از اين سه موضوع است تمام گرفتاري ها...»
يك شب جلوي درب ورودي يك هيئت مذهبي، يك وهابي از سخنران مجلس خواهش مي كند كه حين سخنراني و روضه امام حسين(ع) از سه نفر مطلبي نگويد؛ يكي يزيد، يكي عمر بن سعد و ديگري هم شمر(لعنهم الله).
سخنران هم كه بسيار از اين درخواست عصباني شده بود، مي گويد: پس مرد حسابي! من بالاي منبر بگويم امام حسين(ع) چه بلايي سرش آمد؟ بگويم در صحراي كربلا تصادف كرد؟!