کد خبر:۲۷۰۲۷۹
وبلاگ کهنه سرباز عجول

اولین تجربه در فیس بوک

دیشب بعد از مدت‌ها کلنجار رفتن با خودم، بالاخره صفحه فیس ‌بوکم رو باز کردم و چشمم به جمال این فناوری که دنیای ارتباطات رو متحول کرده، روشن شد!

به گزارش گروه فضای مجازی «خبرگزاری دانشجو»، در وبلاگ کهنه سرباز عجول آمده است؛


حالا چرا کلنجار رفتن؟
چون تا قبل دولت محترم فعلی و فیس‌بوک نوشتن‌های آقای دکترظریف، می‌گفتم فیلتره و غیرقانونی هست؛ مثل ماهواره که اسماً فیلتره اما عملاً آزاده.


اما با استارت کار دولت جدید، دیدم خب اگر دکترظریف و خیلی مسئولان و بزرگان مملکت، صفحه فیس‌بوک باز کردن و با مردم از این طریق هم در ارتباطند، چرا من باز نکنم؟


و این شد بزرگ‌ترین بهانه و شاید هم انگیزه برای فیس‌بوک باز کردن.

 

صحبت‌های بالا مقدمه بود و کمی حاشیه.


می‌خوام از اولین تجربه فیس‌بوکم امروز براتون بگم.


وارد پنل مدیریت که شدم، دیدم ظاهرش خیلی ساده هست؛ اما بعدش دیدم نه! خیلی پیچیده‌تر از این‌هاست و شاید همین سادگی و در عین حال پیچیدگیش هست که همه رو جذب خودش کرده.


نکته بعدی که خیلی برام جالب بود، این بود که حریم خصوصی در اینجا اون‌چنان معنایی نداشت برای خیلی‌ها.


مثلاً عکس‌های شخصی و خیلی خونوادگی، قابل مشاهده توسط همه بود؛ این در حالی هست که اگر همین عکس‌ها تو دنیای واقعی پخش بشه، کار به جاهای خیلی باریک می‌کشه؛ چه برای صاحب عکس و چه برای خونواده‌اش.

 

من هنوز زیاد کار نکردم با این شبکه قدرتمند اجتماعی اما با یه اطلاعات اولیه به جرأت می‌تونم بگم یه نوع سردرگمی، ذوق‌زدگی و تابوشکنی رو در بیشتر اعضای فیس‌بوک دیدم که البته حق هم دارن؛ اون هم تا حد زیاد. و یا حداقل من بهشون حق می‌دم.


اگر مخاطبای فیس‌بوک رو از لحاظ اجتماعی به چهار دسته نوجوون، جون، می‌انسال و پیر تقسیم کنیم، تکلیف سه تا دسته مشخصه و فقط یک دسته جای بحث داره:
نوجوون که به اصطلاح اول بلوغشه، جو گرفتدش و می‌خواد از قافله هم‌سن‌وسال‌های خودش عقب نمونه؛


می‌انسال علاقه داره شبکه ارتباطاتش رو با انگیزه‌های مختلف از جمله کسب‌وکار حفظ بکنه؛


پیران هم بیشترین عامل، می‌لشون به حفظ حداکثری ارتباطات با آدم‌های دوروبرشون و احساس مفید بودنه.


البته از یه دسته‌بندی هم می‌شه به دو دسته کلی تقسیم کرد که بهش کاری نداریم: سرگرمی و کسب‌وکار.

 

فیس‌بوک اومده سرگرمی و کسب‌وکار رو با هم ادغام کرده؛ دوتا عامل مهم در زندگی روزمره آدم‌ها. کسب‌وکارهای مختلف از این شبکه می‌تونن استفاده بکنن برای افزایش فروش محصول و خدماتشون. از طرف دیگه علاوه برکسب‎وکار و بیزینس، فیس‌بوک اومده این ارتباطا رو به سرگرمی تبدیل کرده.


سرگرمی چیا هستن؟ ارتباط با دوستا، اطلاع از علاقه‌مندی‌هاشون، فیلم، عکس، موسیقی و حتی جنس مخالف!


بله. تو اون دسته‌بندی بالا منظورم از دسته‌ای که جای بحث دارن، دهه‌شصتی‌ها و جوون‌هاست. دهه شصتی الزاماً متولد 1360 بودن یا ایرانی بودن نیست بلکه جوون بودن اون هم در اوج شوروشیداییش هست.
خب در نظر بگیرید علاقه‌مندی‌های یه جوون چیه؟ به خصوص تو کشور ما؟

 

شخصاً اعتقاد دارم که ماهواره آتیشه در منزل اکثر ما ایرانی‌ها؛


به نظرم فیس‌بوک هم این قاعده مستثنی نیست اما بازم تأکید می‌کنم: برای اکثر ما ایرانی‌ها!


چرا؟
چون ما یاد نگرفتیم با فرهنگ‌وهنجارهای فعلی دنیا تعامل صحیح و برد-برد داشته باشیم و هنوزم در عمل نمی‌خوایم.


تا وقتی ما بخواهیم صورت مسأله رو پاک بکنیم، هیچ معجزه‌ای اتفاق نمی‌فته.


ما گلایه می‌کنیم چرا جوون‌ها بیشتر از نمازوقرآن به چک کردن فیس‌بوکشون اهمیت می‌دن اما گلایه نمی‌کنیم متولی‌های فرهنگی و دینی چرا کم‌کاری کردن؟
ما انتقاد می‌کنیم که چرا دختر و زن ما عکس‌های بدون پوشش و حجاب که چه عرض کنم... عکس‌های نیمه‌برهنه و س.... ی از خودش اونم با هفت قلم آرایش از خودش منتشر می‌کنه؛ اما به این نگاه نمی‌کنیم که وقتی ازدواج جوون به تأخیر می‌فته، این مسائل هم رخ می‌ده؟ به این دقت نمی‌کنیم که وقتی مردی از صبح تا شب برای تأمین معاش و اقتصاد سخت کار می‌کنه، دیگه فرصت نمی‌کنه به زنش برسه؛ زن هم نیاز طبیعی جلب توجه و تحسین رو با لایک به عکس‌های شخصیش و کامنتهای اونچنانیش تأمین می‌کنه.

 

صحبت درباره فیس‌بوک خیلی زیاده و این حوصله هم خارج اما خداوکیلی یک بار هم که شده، همه ما بیایم جدی و منطقی (نه تعصبی و غیرمنطقی) به خودمون و فیس‌بوک نگاه بکنیم:
اگر کاربر عادی هستیم، از خودمون بپرسیم نمی‌شه از این فناوری، بهتر و حرفه‌ای استفاده کرد؟ به تعبیر مرحوم جلال آل‌احمد: نمی‌شه این اسب سرکش فناوری غرب و شیطان بزرگ رو مهار بکنیم و ازش سواری بگیریم؟


و اگر مسئول کشور عزیزمون هستیم، به خاطر خدا هم که شده، از خودمون بپرسیم چه کم‌کاری کردیم که تو جنگ فرهنگی کم اوردیم؟


یکی از دوستان می‌گفت جهانی سازی همینه و مردم در حال یکی شدن هستن. من هم قبول دارم. جهانی شدن پدیده مبارکیه. اصلاً ظهور آخرین منجی بشر حاصل به نتیجه رسیدن یک واحده که مردم دنیان؛ اما نمی‌شه فرهنگ و دین خودمون رو با همین ابزار به دنیا معرفی بکنیم؟


ما در دعاهای ماه رمضون داریم که:
خدایا! هر اسیری رو آزاد کن؛ هر گرسنه‌ای رو سیر بکن؛ هر برهنه‌ای رو بپوشون؛ هر فقیری رو پولدار کن و هر بدهکاری رو دینش رو ادا کن.


آیا خطاب این دعا‌ها فقط شیعه‌هان؟ فقط مسلمونان؟ نه کل مردم دنیان.


جهانی شدن قشنگ‌تره اگر اون بودایی بدونه ما داریم براش دعا می‌کنیم هیچ گرسنه‌ای در کشورش نباشه؛


جهانی شدن خیلی مبارک‌تره اگر اون اروپایی و امریکایی بدونن به واسطه دعاهای ما و آخرین اماممون هست که در نعمت هستن و خدا بهشون رحم می‌کنه.


و جهانی شدن وعده حتمی خداست اگر باور داشته باشیم هر کدوم از ما می‌تونیم به نحوی یاری دهنده آخرین ذخیره الهی باشیم.

 

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار