حقوق بشر؛ اسب ترواي غرب
کد خبر:۲۷۰۸۸
یاداشت/ مهدي مرادي

حقوق بشر؛ اسب ترواي غرب

واقعيات تاريخي به ما مي گويد اگر غربيان در دو سه قرن پيش به جايي لشگر مي‌كشيدند كمتر ‏شعار‌هاي متناقض سر مي‌دادند، ولي امروز در تهاجمات نظامي خود به ‏ايراد شعار‌هاي كاملاً متناقض (پارادوكسيكال) پرداخته‌اند.‏

 وقتي آبرا‌هام لينكلن، رييس جمهوروقت آمريكا، در اواسط قرن 19 ‏توانست در جنگ‌هاي انفصالي ميان ايالات شمالي و ايالات جنوبي ‏آمريكا، تا حدودي نظام برده‌داري را از اين كشور از ميان ‏بردارد، ايالات متحده از آن زمان به بعد خود را به عنوان ‏سردمدار حمايت از حقوق انسان‌ها در جهان مطرح كرد.‏

از آن زمان تاكنون، اين كشور به خود مي‌بالد كه بيش از همه ،‏مدافع حقوق بشر و مخالف سرسخت جنايات بشري بوده است.‏

پس از آغاز سده بيستم ميلادي به عنوان حساس‌ترين دوره تاريخ ‏بشريت، كشور آمريكا براي آن كه از قافله غارتگران جهاني و ‏چپاولگران استعماري عقب نماند، وارد جنگ‌هاي آتشين اول و دوم ‏جهاني شد و بدين سان خوي استكباري و ضد حقوق بشري خود را بيش از ‏پيش به معرض نمايش گذاشت.

دخالت اين مدعي دفاع از حقوق بشر در اين دو جنگ خانمان برانداز ‏و بمباران شهرهاي بسياري از جهان به ويژه بمباران اتمي دو شهر ‏هيروشيما و ناكازاكي، جهان را وارد عرصه ديگري ساخت و بر همگان ‏معلوم گشت كه قدرتي نو با ابزار‌هاي بسيار مخوف و ضد انساني پا ‏بر اريكه قدرت جهاني نهاده و نويد جهاني خطر ناك را به جهانيان ‏مي‌دهد.‏

پس از جنگ‌هاي جهاني، آمريكا كه خود را به عنوان يكي از ‏دو قطب مطرح جهان معرفي مي كرد، با حمله به كشور‌هاي ضعيف و بي پناهي ‏چون ويتنام ثابت كرد كه به هيچ وجه حقوق بشر و انسانيت برايش ‏مطرح نيست و فقط ژست نمادين دفاع از حقوق انسان‌ها را به خود ‏مي‌گيرد.‏

در سال هاي اخير نيز گاوچرانان آمريكايي به بهانه دروغين دفاع از ‏حقوق بشر و مبارزه با تروريسم به دو كشور مسلمان عراق و ‏افغانستان حمله كرده‌ و آنها را به اشغال نظامي خود در ‏آوردند، ضمن آنكه مشاركت مستقيم آمريكا در وقوع جنايات اسراييل در لبنان وغزه  و ديگر نقاط جهان بر هيچ كس پوشيده نيست.

 

واقعيات تاريخي به ما مي گويد اگر غربيان در دو سه قرن پيش به جايي لشگر مي‌كشيدند كمتر ‏شعار‌هاي متناقض سر مي‌دادند، ولي امروز در تهاجمات نظامي خود به ‏ايراد شعار‌هاي كاملاً متناقض (پارادوكسيكال) پرداخته‌اند.‏

در جريان جنگ عراق نيز شعار دفاع از حقوق بشر آمريكايي‌ها با ‏كشتارها و شكنجه‌هاي هولناك آنها بار ديگر پرده تزوير از چهره ‏آنها كنار زد و چهره جنگ طلبان صليبي را با يونيفورم جديد به ‏نمايش گذاشت.‏

يكي از مسايل بنيادي كه در دنياي معاصر، در باور آدميان راه ‏يافته و همواره انسان‌ها بر آن پاي مي‌فشارند حقوق بشر به ويژه ‏حقوق آزادي بيان، انديشه و ساير حقوق انساني است و اصولاً ايجاد ‏نهادهايي چون مجلس يا پارلمان، قواي مجريه و قضائيه در راستاي حفظ ‏اين حقوق انساني در محيط‌هاي اجتماعي است و حتي جوامع ديكتاتوري ‏نيز تا حدي خود را پايبند به رعايت مقداري از حقوق بشر ‏مي‌دانند. ساليان سال است سازمان‌هاي مختلفي چون سازمان ديده‌بان ‏حقوق بشر و ‏‎…‎‏ جمهوري اسلامي ايران را به نقض آشكار مفاد اعلاميه ‏جهاني حقوق بشر مصوب سال 1948 م متهم مي‌كنند و هر روز بهانه ‏مختلفي را با توجه به شرايط روز سياسي و تهديدات و منافع قدرت‌ها ‏عليه ملت ايران مي‌تراشند.‏

يكي از مواردي كه غرب همواره در اتهاماتش عليه ايران مبني بر نقض ‏حقوق بشر مطرح مي‌كند مسأله زنان و حقوق آنها است. بايد توجه ‏داشت كه نظام حقوق فعلي ايران بر مبناي دستورات و تعاليم اسلام ‏پايه‌ريزي شده و لذا در بسياري از موارد با اصول حقوق بشر غربي ‏كاملاً متمايز است.‏

در غرب، به زن به عنوان يك شي نگريسته مي‌شود كه براي استفاده ‏مردان و لذت‌‌جويي آفريده شده و لذا هر چه زنان زيباتر باشند در ‏جامعه محبوب‌تر و مطرح‌تر هستند.‏

اصولاً در اين مكتب كه معجوني از افكار ليبراليستي، پلوراليستي و ‏فمينيستي است، زن به عنوان يك انسان مستقل و آزاد حقوق چنداني ‏ندارد و كاركرد سودجويانه و تبليغاتي او در جامعه موجب آزادي ‏دادن به او شده است.‏

آمارهاي وحشتناك خودكشي و شكنجه زنان در غرب و كشورهاي غرب‌زده ‏به خوبي گواه آن است كه شعارهاي حمايت از حقوق زنان و حمايت از ‏آنها همچون طبلي توخاني است كه نقش ويترين را براي وجهه تبليغاتي ‏آن كشورها بازي مي‌كند. اما در اسلام به زن از ديد يك انسان ‏مخلوق خداوند كه داراي حق و تكليف است نگاه مي‌شود و لذا در اين ‏مكتب براي حفظ گوهر وجودي زن و حراست از حقوق وي، دستوراتي ‏وجود دارد كه هدف از وضع آنها صرفاً حفظ جامعه از آلودگي‌هاي ‏ناشي از اختلاط و بي‌بند و باري زنان و مردان است. در اسلام ‏زندگي دنيوي و اخروي انسان چنان به هم گره خورده كه ضمانت ‏سعادت در هر يك، مستلزم رعايت فرامين الهي مي‌باشد كه منطبق با ‏فطرت انسان است. ‏

مسأله ديگري كه غريبان همواره از آن به عنوان دستاويز عليه ‏اصول و مباني نظام ايران به كار مي برند، ماجراي نخ نما شده ي آزادي بيان، ‏انديشه و مطبوعات است.‏

همگان به خوبي مي‌دانند در غرب كه خود مدعي حمايت بي‌چون و چرا از ‏آزادي‌هاي انسان است بزرگ‌ترين جنايت‌ها بر صاحبان انديشه آزاد ‏صورت مي‌پذيرد و وضعيت افراد فراواني چون روژه ‌گارودي، اسلام ‏شناس معاصر، خود دال بر اين ادعا است. ‏

آزادي بيان و مطبوعات در غرب تا آن حدي مجاز است كه مخالف ‏انديشه‌هاي سرمايه‌داري اربابان ثروت و قدرت نشود. به عبارت ‏ديگر، در كشورهاي مدعي دموكراسي و حقوق بشر آن جايي كه پاي ‏مثلث شوم‌زر، زور و تزوير به ميان مي‌آيد، اصالت آزادي بيان و ‏انديشه رنگ مي‌بازد.‏

اما در كشور ما آزادي بيان و مطبوعات دو حد يا به عبارتي دو ‏محدوده قرمز دارد؛ يكي حفظ حقوق شخصي افراد و احترام به آن است ‏و ديگري حراست از مباني و اصول شرع مقدس به عنوان ميثاق ديني و ‏ايماني مردم ايران. حال اگر كساني بخواهند اين حدود را بشكنند و ‏قانون آنها را محدود كرد، منافاتي با اصل آزادي تفكر ندارد بلكه ‏لازمه آن نيز هست. از سوي ديگر حقوق بشر در اسلام متضمن عزت، ‏كرامت و سربلندي فرد و جامعه است و دين مبين اسلام در وهله نخست، ‏مخالف سرسخت هر گونه تجاوز به حقوق ديگران و جنگ و خونريزي است ‏و آنچه در اسلام اصل اولي است صلح و آرامش مي‌باشد. اسلام دين ‏عدالت و اصلاح آدميان است نه دين شونت‌طلبي؛ بر خلاف مكتب غرب كه ‏ظاهر زيبا ولي باطني ستيزه‌جو دارد. ‏

غريباني كه ايران را به دليل اجراي مقررات قانوني و ديني ـ كه ‏در قانون اساسي و ساير قوانين به دقت آمده ـ متهم به شكنجه و ‏اعدام يا سنگسار مي‌كنند بايد بدانند كه خود بدترين شكنجه‌هاي ‏تاريخ بشريت را به  ويژه در قضاياي گوانتانامو و زندان ‏ابوغريب عليه انسان‌هاي مظلوم و بي‌گناه روا داشته‌اند و لذا حق ‏ندارند با وجود جنايات وحشتناكي كه عليه بشريت اعمال كرده‌اند، ‏از دفاع از حقوق انسان‌ها دم بزنند و ژست حمايت از حقوق بشر به ‏خود بگيرند.‏

 

امروز بشريت از جنايات غربي‌ها، از بشر بودن شرمنده است. ‏غربي‌ها اگر راست مي‌گويند بايدجامعه خود را از اين شرمندگي نجات ‏دهند.‏

در اين ميان ،آنچه مهم است اين كه ما نبايد اين واقعيت مسلم را از ياد ببريم كه کشورهاي غربي در اجلاس هاي مختلف و از جمله در اجلاس اخير ژنو وقبل تر از آن دراجلاس دوربان ، با موضع گيري هاي خود ثابت کرده‌اند که دم زدن از‌حقوق بشر، مبارزه با نژاد پرستي و جنايت جنگي و ... براي آنها تنها ابزاري براي رسيدن به اهداف مورد نظرشان است چنانکه هر زمان منافع آنها حکم کند در چارچوب آنها حرکت مي‌کنند و در غير اين صورت به مخالفت با آن مي‌پردازند

پربازدیدترین آخرین اخبار