سناريوي اصلاح طلبان براي ميرحسين
از همان زماني که اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم نتوانستند همچون چهار دوره انتخابات مهم پيش از آن ،راي قابل قبولي را حتي با هزينه کردن از خاتمي و حمايت هاي متعدد وي از ليست واحد اصلاح طلبان کسب نمايند ،بسياري از آنها دريافتند که نتيجه انتخابات رياست جمهوري دهم نيز به چه شکل خواهد بود ،زيرا آنها سرنوشت انتخابات مجلس هشتم را با رياست جمهوري دهم بسيار به يکديگر نزديک مي دانستند وبعد از شکست در انتخابات مجلس ،شکست در انتخابات رياست جمهوري دهم را نيز پيش بيني مي کردند.
گرچه اين مطلب را به سهولت مي توان دريافت که وقتي در ليست اصلاح طلبان در تهران ،فقط يک کانديدا آن هم با روشي نادرست مي تواند به مجلس راه يابد، بي گمان ديگر، نمايندگان اين گفتمان در ميان اذهان عمومي مردم ايران جايي را ندارند و اعتبار آنها در ميان ملت از بين رفته است .
فلذا اصلاح طلبان براي آنکه اجازه ندهند تا گفتمان زوال يافته اصلاحات، براي هميشه از صحنه سياسي کشور حذف شود،سعي کردند تا خاتمي را به عنوان هزينه اي براي بقاي خود، در انتخابات رياست جمهوري دهم خرج نمايند،غافل از آنکه خود خاتمي نيز متوجه شده بود که تاچه حد در ميان مردم اقبال نسبت به او و حاميانش وجود دارد و اين شد که متزلزل آمد و به سرعت نيز کناره گيري کرد.زيرا نظرسنجي ها که معمولا مهمترين ملاک اصلاح طلبان براي انتخاب نماينده خودشان در انتخابات گوناگون است، واضح و پرروشن نتيجه انتخابات را از قبل براي آنها نمايان کرده بود.
اما برخي از آنها حاضر به پذيرفتن اين واقعيت نبودند و دوست داشتند ژنرال اصلاحات به تنهايي کانديداي واحد اصلاح طلبان باشد، لذا از همان موقعي که کانديداتوري ميرحسين قطعي شد، سيل تهمت ها و تخريب ها را عليه او روانه کردند. عده اي از اصلاح طلبان ميرحسين را "ديرحسين" ناميدند و عده اي ديگر او را تشبيه به "هندوانه سربسته" نمودند . آنها جسارت را تاجايي رساندند که حتي او را تهديد به منتشر کردن عکس هاي خانوادگي اش در صورت عدم کناره گيري از انتخابات کردند . اما چه سود و چه فايده که ژنرال خسته اصلاحات بخوبي دريافته بود که ديگر جايي براي او و برخي ياران افراطي اش در ميان مردم باقي نمانده است، لذا براي فرار از اين مهلکه شعار "يا من يا ميرحسين" را مطرح نمود .
اگرچه ميرحسين موسوي فرداي آنروز در نامه¬اي عتاب انگيز خطاب به خاتمي اينگونه بيان کرد که چرا چنين شعاري را مطرح کرده¬ايد، و اصلا چنين قول و قراري ميان من و شما نبوده است ؟! ،اما خاتمي تمام تلاش خود را مي نمود تا بتواند دوستان و همراهانش را که اشتراکات گفتمان خود را با گفتمان ميرحسين بسيار کمرنگ مي دانستند، نسبت به حمايت از ميرحسين معتقد نمايد . تلاش هاي ژنرال خسته اصلاحات بي نتيجه نيز نبود، و رايزني هاي او بود که باعث شد سازمان(نامشروع) مجاهدين که حتي بيانيه حمايت از خاتمي را در انتخابات 76 صادر نکرده بود، عليرغم همه مشکلات با ميرحسين، بيانيه حمايت از او را امضاء کند و در پي آن ديگر حزب دولت ساخته مشارکت نيز،بيانيه را با مضموني مشابه به بيانيه سازمان مجاهدين صادر نمود.
ميرحسين موسوي نيز که به گمان خودش ديگر مي توانست پس از استعفاي احتمالي کروبي، به عنوان تنها نماينده اصلاحات معرفي شود تلاش نمود تا حمايت بيشتر اين دوحزب اصلاحات و حتي مجمع روحانيون مبارز را که روزگاري کروبي رياست آن را برعهده داشته است ،بخود جلب نمايد. و از همين منظر مي توان تناقضات قول فعلي و عمل سابق ميرحسين در عرصه هاي گوناگون را اينگونه تحليل کرد که کمال همنشينان، در ميرحسين نيز اثر کرده است تا آنجا که القائات اين طيف تندرو و تجديدنظرطلب در ميرحسين به حدي رسيده است که او دانسته يا ندانسته از مسائلي انتقاد مي کند که عملکرد گذشته خود او را زير سوال مي برد.
در اين زمينه مثال هاي متعددي وجود دارد اما انتقاد عجيب ميرحسين به نطق احمدي نژاد در ژنو در حاليکه بسيار به نطق خودش در سازمان ملل در سال 1360 از حيث محتوايي شبيه بود، نمونه اي از اين موارد مي باشد و يا انتقادهاي مکرر و بي حدو حصر او نسبت به تغييرات ساختاري در سازمان مديريت و برنامه در حاليست که خود او به زعم دو تن از اساتيد برجسته دانشگاه صنعتي شريف ( دکتر نيلي و دکتر نجفي ) که از دولتمردان دوران نخست وزيري اش نيز بوده اند، کمترين اهميت را به کارهاي کارشناسي اين سازمان مبذول مي داشته است.
تلاش هاي خاتمي براي متقاعد ساختن همه گروه هاي اصلاح طلب نسبت به حمايت از ميرحسين موسوي (که البته هيچ گاه اتفاق نيافتاد) را نمي توان در نزديکي طيف هاي مختلف اصلاحاتي به مهندس موسوي بي اثر دانست، اما واقعيت اين است که بعيد به نظر مي رسد، گروه ها و عناصر اصلي دوم خردادي که نحوه برخوردشان با خاتمي به جايي رسيده بود که از رييس دولت اصلاحات تنها يک تدارکاتچي باقي گذاشته بودند، اينچنين گوش به فرمان خاتمي براي حمايت از ميرحسين باشند و بي گمان در پس قبول اين حمايت نکته اي را در ذهن خود داشته اند، زيرا دوم خردادي ها بي اعتمادي خود را به ميرحسين به عنوان کسي که بتواند اهداف شوم آنها را پيش ببرد، بارها نشان داده بودند و اين مطلبي بود که بهزاد نبوي نيز بر آن تاکيد داشت آنجا که گفت :"ميرحسين ترسوتر از خاتمي است".
لذا کليد حل اين معما را بايد در جاي ديگري جست و آن مي باشد که در واقع طيف ها و گروه هاي راديکال دوم خردادي پس از آنکه متوجه شدند که نتيجه اين انتخابات نيز همچون انتخابات اخير گذشته، پيام ديگري جز شکست براي آنها نخواهد داشت،سعي نمودند تا با آوردن ميرحسين موسوي بازي باخت_ برد خودشان را با اصولگرايان به بازي باخت-باخت تبديل کنند. زيرا آنها بخوبي مي دانستند، گفتمان ميرحسين ( که اگرچه اکنون توسط همين طيف بسيار استحاله شده است ) در مبنا بيشتر به اصولگرايي شبيه است تا اصلاح طلبي، فلذا در پي اين سناريو افتادند تا با مطرح کردن نام ميرحسين موسوي دو هدف عمده را دنبال کنند، هدف اول آنها، همان نکته اي است که در سطور گذشته نيز اشاره شد و آن، اين است که به نوعي شکست اصلاحات را نتيجه خلط گفتماني اصلاحات با اصولگرايي نمايش دهند و اينگونه وانمود نمايند که مردم به گفتمان ميرحسين که بيشتر بر روي اسلام ناب و جهت گيري هاي انقلابي تاکيد دارد، نه گفته اند و اگر همان گفتمان اصلاحات توسط يک اصلاحاتي ناب(خاتمي)، مطرح مي شد قطعا پيروز انتخابات آنها مي بودند .
هدف دوم آنها نيز از حمايت کانديداتوري ميرحسين موسوي آن بود که به نوعي عامل شکست و حذف گفتمان اصلاحات از صحنه سياسي کشور را کسي قرار دهند که بسيار بسيار کمتر در نقش بستن جلوه اي زشت از اصلاحات در ذهن مردم نقش داشته است ، وچه بهتر که اين فردي کسي باشد که در طي 20 سال - درست يا غلط-ذهنيت مثبتي از او در اذهان مردم باقي مانده باشد . و در واقع با اين سناريو به نوعي، علت تمامي شکست هاي دوره هاي گذشته اصلاحاتي ها و دوره دهم رياست جمهوري را که بي شک نتيجه کجروي ها و سياست هاي دشمن پسندانه همين افراد تجديدنظرطلب بوده است را به دوش فردي بيندازند که در ميان حلقه آنان نبوده است .
لذا با علم به اينکه مي دانند ميرحسين سخت تر از خاتمي تن به مطامع آنها مي دهد ،اما باز هم گرد او جمع مي شوند تا بتوانند سناريوي مقصر ناميدن ميرحسين به عنوان عامل انزواي اصلاحات پس از انتخابات 22 خرداد که بي گمان با هجمه کثيري از روزنامه هاي اصلاحات به ميرحسين همراه خواهد شد را، پياده نمايند./انتهای پیام/