7خاطره يك پيشمرگ كرد مسلمان از آيتالله خامنهاي
يكي از كساني كه در مأموريتها و رفت و آمدهاي متعدد به تهران در ماجراهاي اوايل انقلابِ كردستان حضور داشت، جميل بابايي بود. او كه اهل پاوه و از موسسين سپاه اين شهرستان و مسوول اطلاعات آن بود، در اين رفت و آمدها با حضرت آيتالله خامنهاي در شوراي انقلاب آشنا شد. بابايي تا سال 1363 كه تنشهاي كردستان شدت داشت، به منظور مشورت و حل مشكلات كردستان، بارها به خدمت مقام معظم رهبري و حضرت امام (ره) رسيده بود. او كه 110 ماه سابقه حضور در جبهههاي جنگ تحميلي را دارد، در طول جنگ بارها مجروح و مصدوم شده و هم اكنون 45 درصد جانباز است. آنچه از پي ميآيد خاطرات بابايي از كردستان و مقام معظم رهبري است.
دستخط سرنوشتساز
به دنبال صدور فرمان تاريخي حضرت امام (ره) در باره پايان دادن به غائله پاوه، هيئتي از دولت موقت با بعضي احزاب كرد در حال مذاكره بود. در پي اين مذاكره شايعاتي مطرح شد كه مسئوليت منطقه از سوي دولت به حزب دموكرات واگذار شده است. همچنين اين شايعه نيز قوت گرفته بود كه چنانچه اداره منطقه به دست اين احزاب بيفتد، اكراد انقلابي و مسلمان در مخمصه خواهند افتاد.
با شدت گرفتن اين شايعات، كردهاي مسلمان كه زحمتهاي فراواني در راه دفاع از كيان انقلاب اسلامي در كردستان متحمل شده بودند، نگران شدند، از اين رو براي برطرف كردن نگرانيها و احياي روحيه انقلابي، براي ديدار با حضرت آيتالله خامنهاي كه در آن زمان معاون وزارت دفاع بودند، به تهران رفتم، خدمت ايشان رسيده و ماجرا را در ميان گذاشتم. حضرت آيتالله خامنهاي ضمن دلجويي، در تاريخ دوم آذر ماه سال 1358 دست خطي به بنده دادند تا بهاطلاع مسلمانان انقلابي كرد برسانم. نامه حضرت آيتالله خامنهاي حاوي دو بند مهم بود:
1- دولت هيچ گونه قراردادي مبني بر اينكه حفاظت شهرهاي كردستان به عهده حزب دموكرات است، نبسته و نخواهد بست.
2- نخستين شرط دولت با هر شخص يا گروهي، قبول حاكميت دولت بر روستاها، شهرها و استانهاي سراسر كشور است.
با دست خط آقا و روحيه دو چندان به كردستان بازگشتم. نامه ايشان آبي بر آتش شايعات بود. دست خط ايشان سند بسيار مهمي براي كردهاي مسلمان به شمار ميآمد كه مورد استقبال رسانهها نيز قرار گرفت. اين دست خط هم اكنون به عنوان يك سند در كتاب خاطرات و وقايع سياسي پاوه ثبت شده است.
دعاي او و روحيه ما
اوايل سال 1359 بود. من به همراه شهيد محمد بروجردي براي تأسيس سازمان پيشمرگان مسلمان كرد از طريق ارتباطي كه با آيتالله خامنهاي داشتيم، به شوراي انقلاب در تهران رفتيم. پس از شركت در جلسهها و پيگيري و اخذ مجوزهاي لازم و تهيه ملزومات تأسيس سازمان، آماده عزيمت به جبهههاي غرب كشور شديم. حضرت آيتالله خامنهاي هنگام بدرقه ما فرمودند: بروجردي را به شما و شما را به پروردگار ميسپارم... با روحيهاي كه از آقا گرفته بوديم به كرمانشاه برگشتيم. در مدت زمان كوتاهي نيروهاي پراكنده سازمان را متمركز و سازماندهي كرده و فعاليتهاي خود را با قدرت آغاز كرديم.
سني بودن دليل بياعتمادي نيست
آقا سنگ صبور و ياور كردها بود. پنجم خرداد ماه سال 1360 همراه با هيئتي با مسئوليت امام جمعه پاوه نزد حضرت آيتالله خامنهاي در شوراي انقلاب رفتيم و درد دلها و دل نگرانيهاي خود را با ايشان در ميان گذاشتيم.
بنده به ايشان گفتم: گروههاي ضد انقلاب و دموكرات به ما لقب مزدور و نوكر حكومت ميدهند؛ مسلمانان سني تندرو هم به ما ميگويند: شيعه شدهايد! بعضي از مسئولان دولتي هم به دليل اينكه ما سني هستيم به ما اعتماد ندارند...
آقا با مهرباني هميشگي و با صداي پر طنين خود فرمودند: آناني كه اين مسائل را مطرح ميكنند، نه شيعه هستند و نه سني! اينها هدفشان ايجاد تفرقه است. سني بودن دليلي براي بي اعتمادي نيست و نبايد باشد.
هرچه خواستيم دادند
جنگ تحميلي در سال 1359 تازه آغاز شده بود. در آن زمان سپاه پاوه ضمن پاسداري از مرزها و ايستادگي در برابر هجوم ارتش عراق، با وجود كمبود امكانات نظامي، با ضد انقلابها نيز ميجنگيد. من به عنوان مسئول اطلاعات سپاه پاوه براي درخواست امكانات نظامي از شوراي انقلاب، به تهران رفتم. در جلسهاي با حضرت آيتالله خامنهاي كه علاوه بر عضويت در شوراي انقلاب، نماينده امام در شوراي عالي دفاع هم بودند، نيازمنديهاي تسليحاتي سپاه پاوه را براي ايشان تشريح كردم. آيتالله خامنهاي آقاي رفيق دوست را به نزد خود خواندند و همان طور كه با مهرباني دست بر شانه من نهاده بودند، فرمودند: هر چه ميخواهند برايشان مهيا كنيد. به دنبال سفارش مقام معظم رهبري فهرست نيازمنديهاي تسليحاتي سپاه پاوه به سرعت مهيا شد...
سخنراني پرشور
آقا در فروردين 60 به پاوه آمدند. ايشان در آن زمان امام جمعه تهران بودند. حضرت آيتالله خامنهاي براي بازديد از جبهههاي نوسود آمده بودند. بنده به عنوان عضو شوراي فرماندهي سپاه پاوه، به اتفاق شهيد مجيد حداد عادل مشاور سياسي استاندار كرمانشاه، شهيد محمد بروجردي فرمانده سپاه غرب كشور، شهيد ناصر كاظمي فرمانده سپاه و فرماندار شهر پاوه و آيتالله صدوقي از ايشان استقبال و همراهيشان كرديم. ايشان ضمن بازديد از مناطق مختلف و سركشي به مزار شهداي پاوه، در مسجد ميدان پاوه سخنراني پر شوري كردند
مسيح كردستان
شهيد بروجردي را از سال 1358 و پس از غائله پاوه، زماني كه معاون سپاه پاوه بودم، ميشناسم. شهيد بروجردي فرمانده سپاه پاسداران غرب كشور بود. شهيد ناصر كاظمي هم فرمانده سپاه پاوه و از دوستان نزديك و هم كيش شهيد بروجردي بود. اين دو شهيد بزرگوار مانند هم بودند. آنها دو بال بودند كه براي نجات كردستان آمدند تا حامي و اميد كردها باشند. شايد اگر بروجردي و كاظمي نبودند، پاك سازي كردستان به راحتي و با هزينه و تلفات پايين انجام نميشد.
شهيد بروجردي بسيار متواضع، مردم دار و جذاب بود. به شخصيتها و علماي كرد احترام خاصي ميگذاشت. هميشه با آنها مشورت ميكرد و به آنها ارزش ميداد؛ خود رأي نبود و به اتكاي كردها عمل ميكرد. همين منش، او را در قلب مردم كرد جاي داد تا اندازه ايي كه او را مسيح كردستان ناميدند. مسيح يعني ناجي و شهيد بروجردي ناجي مردم كرستان بود.
پس از شهادت محمد بروجردي، بيش از 20 هزار نفر از مردم كردستان و اورامانات، پيكر پاكش را از كردستان تا بهشت زهراي تهران همراهي كردند. شهيد بروجردي و شهيد كاظمي براي مردم كردستان بيهمتا هستند.
منبع : Khamenei.ir
/انتهای پیام/