شوخي هاي جدي آدل خان
باقري: براي پرسپوليس متاسفم كه سرمربياش وينگادا بود.
* اتفاقاً ايشان هم براي شما متاسف بودند.
پروين: خوب شد پرسپوليس حذف شد.
*همين حذف باعث ميشه كه به پرسپوليس برگرديد!!
مرفاوي: از قلعه نوعي مشاوره نميگيرم.
* دقيقا، كلاس مربيگري شما، خيلي بالاتر از اين حرفاست.
كريمي: به همه ميگويم خوردبين چه كاره است.
* اتفاقاً ايشان هم ميخواهند بگويند كه شما چكاره هستيد!!
وينگادا رفت: بقيه هم بايد بروند.
* ديگه به اين رفت و آمدها، عادت كردهايم.
در پي پيشنهاد بازي دوستانه با تيم ملي، پاسخ منفي فدراسييون فوتبال به هلندي ها.
* حتماً هلندي ها مثل آمريكاييها ارزون نبودند.
اعتراف تلخ ملي پوشان پرسپوليس: گفتند مقابل بنيادكار راه برويد.
* ماشاالله به غيرتتون.
دايي: از هيچ كانديدايي حمايت نكردهام.
* احتمالا كانديداها ا ز شما حمايت كردهاند؟!
نيكبخت: خودم پست بازيام را عوض كردم.
* پس وينگادا در پرسپوليس چكاره بوده؟
پروين: با تعويض مدير و بازيكن چيزي درست نميشود.
* احتمالاً با آمدن شما، همه چيز درست ميشود؟!
هدايتي: ميخواهند ناكاميهاي پرسپوليس را گردن من بيندازند.
* نگران نباش، تا وينگادا هست، نوبت به شما نميرسه.
كفاشيان: خداداد نميتواند مربيگري كند.
* از كي تا حالا شما نقش آقاي شريفي را اجرا ميكنيد؟
كريمي: نباشم حاشيههاي پرسپوليس كم ميشود.
* خوب شد به اين نكته پي بردي!
پروين: پرسپوليسيها با هم رفيق نبودند.
* تو اين فوتبال پاك، كي با كي رفيقه.
باقري: وينگادا در حد پرسپوليس نبود.
* شما چطور؟
انصاري فرد: اگر باشم سرمربي خارحي ميآورم.
* خيالت راحت، نيستي.
قطبي: ميدانم زود گل بزنيم چه حالي پيدا ميكنند.
* اگز زود بخوريم، چي؟
كريمي: وينگادا مقصر است نه بچهها.
* پشت سر آدم رفته حرف نزن
هدايتي: هم با مصطفوي دوست هستم، هم با انصاري فرد.
* البته دوستيتون از نوع خاله خرسه است ديگه؟
نيكبخت: باخت را گردن ميگيريم و از مردم عذرخواهي ميكنيم.
* ديگه خيلي ديره.
پروين: برخي از بازيكنان پرسپوليس بي تعصب هستند.
* فقط برخي؟
انصاري فرد: هر شخص ديگري هم جاي من بود، نمي توانست كار كند.
* خوب استعفا را براي همچين روزهايي گذاشته اند.
كريم باقري: چرا وينگادا اين شكستها را نميبيند؟
* به همون علتي كه شما نميبينيد!
قرباني: مرفاوي از استقلاليهاي اصيل و با تعصب است.
* در مورد قلعه نوعي هم چنين حرفي زديد!
وينگادا: از پرسپوليس جدا ميشوم.
* جدا نشي هم جدا مي كنند
نيكبخت: برخي پرسپوليس را به من و 2 نفر ديگر خلاصه ميكنند.
* اونا توهم زدند، تو چرا باور مي كني؟
قطبي: كره شمالي آخر دنيا نيست.
* تو تهران بودي از اين حرفا نمي زدي؟
مصطفوي: آن حق كشي، نويد اين روزها را مي داد.
* مگر حق شما را كشتند؟!
مرفاوي: جواب دشمنم را نميدهم.
* تا بيانيه است چرا ميخواهي جواب بدي.
مرفاوي: واعظ گفت يك سال فرصت داري!
* كه از استقلال خداحافظي كني؟!