وقتي كه سياه نمايي تنها هدف باشد!
در شرايط كنوني كه زمان چنداني تا برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري باقي نمانده است ،آنچه واضح ومبرهن است اين كه مخالفان دكتر احمدي نژاد و دولت نهم بر شدت تخريب هاي خود افزوده وبدين سان آخرين تير ها و ترفند هاي خود را به كار گرفته اند تا بلكه بتوانند با تشويش اذهان عمومي و در سايه غبار آلود كردن فضاي انتخاباتي كشور بر هم زدن شفافيت هاي مرسوم، به هدف اصلي خود كه همانا انتخاب هر كانديدايي به غير از محمود احمدي نژاد است، نايل شوند.
در اين ميان يكي از محورهاي تخريب رسانه اي عملكرد دولت نهم از سوي اين جريان، مربوط به بحث مهم سياست خارجي مي شود. برخي از مخالفان دولت كنوني در اين بين ضمن تجليل بي حد وحصر از سياست خارجي دولت هاي قبل، دستاوردهاي كم نظير و گاه بي نظير دكتر احمدينژاد را در اين خصوص كم اهميت جلوه داده و حتي در بسياري موارد اصل آنها را زير سؤال برده و مي برند، بي آنكه به پشتوانه نقدي كارشناسانه و بي غرض ومرض ، دليل منطقي و منصفانه اي براي ادعاهاي خود بيان كنند.
اينان اين روزها در سايت ها و روزنامه هاي خود همچنين ميتينگ هاي انتخاباتي ،چنان از ضرورت تغيير دولت فعلي به دليل عملكردش درعرصه ديپلماسي سخن مي گويند كه اگر كسي نداند فكر مي كند كشور ما در سه چهار سال اخير به معناي واقعي در بحراني خود خواسته گرفتار شده است ودر بدترين نوع انفعال از جامعه جهاني به سر مي برد، حال آنكه به واقع اين گونه نيست و با تحليلي واقع بينانه ودرست، هر شخص منصفي بر اين قبيل القايات نادرست وغرض ورزانه خط بطلان مي كشد.
چه خوب است اگر مخالفان قسم خورده دولت نهم براي يك بار هم كه شده نگاهي به فرمايشات راهگشاي رهبري بيندازند تا متوجه به اين مساله شوند كه رهبر معظم انقلاب چندين بار به ويژه در طول يكي دو سال اخير شيوه سياست تهاجمي اعمال شده از سوي دولت نهم و شخص آقاي دكتر احمدينژاد آن هم نسبت به كشورهاي زورگو و استكباري دنيا را مورد تجليل و تحسين قرار دادهاند.
به عنوان مثال ايشان در تاريخ دوم شهريور ماه سال گذشته و در ديدار با دولتمردان به مناسبت هفته دولت به صراحت فرمودند: «مسئلهي اعادهي عزّت ملّي و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زيادهطلبي سياستهاي ديگران و ترك شرمندگي در مقابل غرب و غربزدگي را هم انسان در اين دولت احساس ميكند؛ عزّت ملّي و استقلال حقيقي و معنوي از اينجا حاصل ميشود. »
اساسا مقام معظم رهبري در سه چهار سال اخير، بارها يكي از نقاط قوت و برجسته در كارنامه دولت نهم را عملكرد مناسب آن در عرصه سياست خارجي و بهويژه پايداري انقلابي دولت و شخص رييس جمهوردر بحث مربوط به دست يابي به فناوري صلح آميز هسته اي برشمردهاند.
در نتيجه اين پايداري امروزه حتي بسياري از دولتهاي غربي، بر حق ايران در اين زمينه تأكيد ميكنند؛ در حالي كه در گذشته ما شاهد عقبنشينيهاي بيمنطق از سوي دولتمردان سابق در زمينه هستهاي بودهايم؛ همان عقب نشينيهايي كه بارها و بارها موجبات گلايه رهبري را فراهم آورد. حال سؤال اصلي اينجاست كه چگونه آن زمان (دوره اصلاحات) منافع ملت ما از اين حيث تأمين ميشد و حالا كه دولتي مكتبي وشجاع بر سر كار است، اينگونه نيست؟!
آن گونه كه به نظر ميرسد در شرايط كنوني كه گويي تخريب دولت نهم و رئيس جمهور محترم به مهمترين مؤلفه ائتلاف و اتحاد ميان مخالفان احمدينژاد، بهويژه جريان مدعي اصلاحات تبديل شده است، انواع تخريب ها و سياهنماييها نسبت به عملكرد شفاف دولت مردان كنوني خاصه درعرصه سياست خارجي كه انصافا يكي از نقاط قوت عملكرد اين دولت محسوب مي شود ،صورت مي گيرد و جالب و تاسف آور اينكه در اين آشفته بازار بد اخلاقي سياسي، بعضاً عده اي ،مدعي خفقان و عدم وجود فضاي نقد و نقادي در سطح جامعه ميشوند و مع الاسف باري ديگر دولت را بدين اتهام واهي مورد هجمه قرار مي دهند!
به اعتقاد نگارنده اين سطور، وراي نتيجه انتخابات پيش رو اين اميد وجود دارد كه در خصوص مسايل كلان نظام، بهويژه سياست خارجي اتفاق نظري مبتني بر سياستهاي جمهوري اسلامي و ارزشهاي انقلابي، ايجاد شود كه در اين ميان البته توجه به سياست تهاجمي در اين خصوص با الهام از بيانات رهبربزرگوار انقلاب، يك امر ضروري و حياتي است كه نبايد در هيچ زماني مغفول واقع شود.