فرزندان انقلاب و رهبري آمادهاند تا مقابل فتنههايي كه شما احتمالش را دادهايد، بايستند
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، متن نامه بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف به هاشمي رفسنجاني در خصوص نامه وي به رهبر معظم انقلاب به اين شرح است:
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني
نامه سرگشاده بدون سلام و تحيت شما به رهبري معظم انقلاب كه لحن آن نشان از گستاخي و جسارت بيحد و حصر جنابعالي در مقابل ملت و رهبري داشت، قلب دلسوزان نظام و انقلاب را جريحهدار كرد، نكته قابل تأمل نامه شما اين بود كه حتي از مواضع پيشين خود كه نظر رهبري را شرعاً بر نظر خود مقدم ميدانستيد، عدول كرده و خود را دوست و همراه رهبري و نه مطيع و تابع قلمداد كرديد. لذا از باب تذكر و به اميد اثرگذاري، خدا را در نظر گرفته و مسائلي را گوشزد ميكنيم.
آقاي هاشمي
ولايت فقيه ميراث امام راحل است و در اثر مجاهدتها و دلسوزيهاي بسياري پا گرفته است. امام فرمود «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد». با اين وجود جاي بسي تأسف است كه شما متني چنين غيرمسئولانه و با تعابير تعريضآميز را به صورت سرگشاده خطاب به وليفقيه نگاشتهايد! و بدتر آنكه اعتراض شما در فضايي صورت ميگيرد كه كه دوست و دشمن ميشنود، ميخواند و ميبيند و حتي چنين مواضعي را تحسين نيز ميكند! اين نامه چنان بازتاب داشت كه در برنامهاي ويژه از سوي يك تلويزيون فارسي مخالف انقلاب مورد بحث قرار گرفت و «بسيار مهم» و «تعيين كننده» خوانده شد. ميدانيد كه چه خدمت ارزندهاي به استكبار كردهايد؟!
يار ديرين انقلاب
به اذعان هر فرد منصفي اكبر هاشمي رفسنجاني جزئي از تاريخ ايران است. شما براي ايجاد حكومت اسلامي مبارزه كرديد، براي آن زندان رفتيد و شكنجه شديد، آقاي هاشمي شما جزو نزديكترين نزديكان امام بوديد، شما نماينده امام بوديد، شما بوديد كه امام فقيد و حكيم امت، دليل زنده بودنتان را زنده بودن انقلاب دانست؛ شما جزو قديميترين و نزديكترين ياران و دوستان مقام معظم رهبري بوديد. فردي كه رهبر انقلاب در وصفش فرمود: «هيچ كس براي من آقاي هاشمي نميشود».
ولي بايد توجه كرد كه «حبّ الدنيا رأس كل خطيئه». تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ لااقل شما ياد زبير را در ذهن تاريخ زنده نكنيد. زبير هم «سيفالاسلام» بود اما گذشتهاش هيچ كمكي به سعادتش نكرد. حتي تاريخ 30 ساله انقلاب نيز حوادثي چون وقايع مربوط به قائم مقام رهبري را در حافظه خود دارد.
البته قصد ما قرينهسازي و يا پيشبيني سرنوشتي مشابه آن حوادث نيست، بلكه به قول خودتان «مقصود اين است كه بايد مانع گرفتار شدن كشور به سرنوشت آن روزگار شد».
نميتوان پذيرفت كه نزديكان كسي كه مدعي صلاحيت جهت كارگزاري حضرت اميرالمومنين(ع) است و خود را انقلابي و معتقد به اصول اسلام و انقلاب ميداند، عمدتا افرادي باشند كه در معرض اتهامات گوناگون اقتصادي و رانتخواري قرار دارند. در زندگيهاي شخصيشان ذرهاي سادهزيستي به چشم نميخورد. محاسبه و نظارت آنها بر رفتار زيردستانشان مطابق با اصول مديريت ليبرالي بوده و فرسنگها از تصوير ترسيم شده از عدالت محوري در حكومت حضرت علي(ع) فاصله دارد.
جناب آقاي هاشمي
شما در مرقومه خود فرمودهايد: «اينجانب براي پرهيز از آلوده شدن فضاي سياسي كشور در آستانه انتخابات به تشنجات بيشتر، از عكسالعمل فوري كه مورد انتظار ملت است، خودداري كردم». سوال اينجاست كه چه زماني حساستر از چند روز مانده به انتخابات و چه عكسالعملي شديدتر از نامه سرگشاده به رهبري؟!
در مورد اظهارنظرتان نيز گفتهايد:« با اين همه بر فرض(!) اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بيشك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نميتابند و آتشفشان هايي كه از درون سينههاي سوزان تغذيه ميشوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونههاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاها مشاهده ميكنيم». آيا اين گفته شما غير از تهديد و فشار به رهبري است؟ آيا فتنه برپا كردن غير از اين است كه انسان بخواهد تبليغ فتنه، و يا تهديد به فتنه بكند؟!
وقتي مقام معظم رهبري در آخرين سخنرانيشان در روز 14 خرداد در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خميني (ره) با صراحت همه مردم را به شركت در انتخابات دعوت كردند و امر به خودداري از درگيري و برخوردها فرمودند و تصريح كردند كه اگر جايي كساني دنبال ايجاد درگيري هستند يا خائن يا غافل هستند، ديگر چه عبارتي بالاتر از اين است؟ آيا شما نيستيد كه به اين درگيري دامن ميزنيد؟! آيا شما نيستيد كه آتشفشانسازي ميكنيد؟! آيا شما به احزاب و جريانهاي سياسي چراغ سبز نشان نميدهيد؟! خودتان قضاوت كنيد، شما جزو كدام گروهيد؟
جناب آقاي هاشمي
شما در اين نامه سرگشاده، به سكوت رهبري اعتراض كرده و به ايشان توصيه كردهايد: «با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنههاي خطرناك و خاموشكردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هر گونه كه صلاح ميدانيد اقدام موثري بنماييد و مانع شعلهور تر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد.» آيا اين در شأن شماست كه چنين بيمهابا سخن گفته و رهبري را توصيه و تهديد ميكنيد؟ آيا انتخابات مورد نظر شما و انتخاب فرد مورد نظر شما، انتخاباتي سالم و پرابهت و حداكثري است؟ اين نجات شما و وابستگان است يا عامل نجات كشور؟!
آقاي هاشمي
بغض در گلو مانده هر دانشجوي متعهد به آرمانهاي انقلاب و اصول نظام اين است كه چرا يار امام(ره) و ياور رهبري نسبت خود را با كساني كه در ظاهر گرد او جمع شدهاند روشن نميسازد؟ چرا آقاي هاشمي كه بزرگي خدماتش بر نظام و انقلاب، بر كسي پوشيده نيست به اين شبهات پاسخ نميگويد؟ چرا نسبت خود را با عدالت و توسعه عدالتمحور تبيين نميكند؟ چرا آقاي هاشمي نسبت خود را به طور شفاف با ليبرال دموكراتها، مفسدين اقتصادي و يا حداقل با كسي كه از نظر دستگاه قضايي جمهوري اسلامي اتهام اقدام وي عليه امنيت ملي كشور به اثبات رسيده است مشخص نميكند؟ و چرا يار ديرين انقلاب و ولايت چنين جسارتي را در خود ميبيند كه با اين محتوا و لحن، آن هم به صورت سرگشاده، ولي امر مسلمين را خطاب و مورد هجمه قرار دهد؟! آيا اين غير از ايستادن در برابر فرمان وليفقيه و نايب امام عصر (عج) بر روي زمين است؟
در خاتمه شما را به تدبير در اعمال خود و اطرافيان و مروري بر نامه سرگشادهتان و رجوع به اصول دعوت ميكنيم؛ ضمنا در رابطه با فتنه و آشوب هم لازم است بدانيد كه فرزندان انقلاب و رهبري معظم، آمادهاند تا در مقابل همه تهديدات و فتنهها و آشوبهايي كه شما احتمال و انذار(!) آن را دادهايد، بايستند و مطمئن باشيد كه اين بار، چشم فتنه را كور خواهند كرد.
هم مــرگ بر زمــان شــما نيز بگذرد هم رونــق جهـــان شما نيز بگذرد
آن كس كه اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سـم خــــران شما نيز بگذرد
/انتهاي پيام/