جعل شعار و كليشه و ديگر هيچ!
واقعيت اين است كه ميرحسين تا اين لحظه از ارائه نقد جدي و برنامه مدون براي حل معضلات و مشكلات كشور - كه غيرقابل كتمان اند - برنيامده و عاجز مانده است.
اينكه موسوي يك جلد كتاب خوشرنگ چاپ كند و محتواي آن مجموعه اي از شعارهاي- بعضا – بي شعور و تهي و بدون عقبه باشد، مي شود نامش را گذاشت ارائه برنامه.
از مجموعه برنامه هاي ارائه شده از سوي آقاي ميرحسين موسوي، بخش فرهنگ آن را مطالعه كردم، واقعا جز معجوني از شعارها و كلي گويي هاي بي فايده چيزي در بر نداشت.
اينكه با عبارت پردازي هاي خوش آب و رنگ و جعل واژه هاي پر زرق و برق، كتاب سازي كنيم، الزاما فايده اي براي مخاطبان، خاصه اهالي فرهنگ و هنر در بر نخواهد داشت.
گذشته از اينكه در همين برنامه، مجموعه اي يكپارچه از ابهامات و ايرادهاي مفهومي و حتي تعبيرات نارسا، بيهوده و خنثي هم به چشم مي خورد كه اساسا معلوم نيست با چه نيت و هدفي تحت اين عنوان گنجانده شده است.
در اينجا اشاره اي به اصلي ترين و مشهورترين شعار انتخاباتي آقاي موسوي در حوزه فرهنگ و هنر ضروري و مفيد به نظر مي رسد.
شعار ميرحسين «دولت فرهنگي و فرهنگ غيردولتي» است؛ اين تعبير مي تواند مفهوش اين باشد كه دولت نمي خواهد به لحاظ حقوقي و سياستگذاري در امر فرهنگ و هنر دخالتي داشته باشد؛ آيا چنين چيزي شدني و قابل وقوع است؟ و اگر چنين باشد آيا امر قابل دفاعي است؟
خيلي جاي تعجب است كه جناب آقاي ميرحسين موسوي با آن سابقه در شوراي عالي انقلاب فرهنگي و بحث تعطيلي دانشگاه ها و نيز بخشنامه هايي كه در زمان صدارت وي در اين حوزه منتشر و اجرا مي شده است، به چنين رويكردي رسيده اند!
اگر منظور از «فرهنگ غيردولتي» جلوگيري از چيزهايي است جناب موسوي در سابقه شان دارند، امر مطلوبي است، ولي اگر معناي آن اجراي نوعي اباحه گري و لاابالي گري آن هم در حوزه خطير و مهمي مثل فرهنگ باشد، بايد فاتحه انقلاب و اسلام و ارزش ها را خواند!
به نظر مي رسد، جناب موسوي همچنان كه در ساير حوزه ها، در حوزه فرهنگ و هنر نيز با دست خالي، ولي پز عالي به ميدان آمده و اين امر تاكنون، كم كم از سايه روشن ترديدها و ترددها به روشني و وضوح كشيده شده است./انتهاي پيام/