اينبار اما، «حقيقت» تلخ نيست!
1. اصطلاح هاي ساده لوحانه، گنگ، بي معني و افليجي مثل «جنبش اصلاح طلبي»، عبارت هايي خرفت و بي هويتند كه مدت هاست از لغتنامه مردم حذف شده اند و هيچ نشانه و جايگاهي در آن ندارند.
2. مردم براي چيزي به نام «احزاب سياسي»، هيچ محلي از اعراب قائل هستند و انرا به هيچ و بلكه زير هيچ مي گيرند.
3. جعل واژه اي مثل «نخبگان» براي عده اي خاص كه تنها دنباله رو اهدافي خاص تر هستند هيچ دردي از اين و آن گروه سياسي كه چشم طمع به صندوق هاي راي دوخته اند را دوا نكرده و نخواهد كرد.
4. هنرمندان در اين جامعه در حكم «عدم» هستند و اگر انگشت اشاره شان به سمت شخص يا گروهي باشد، «مردم» حتما به شخص و گروه و طيف مقابل نشان مي دهند.
5. ديگر از مانكن ها و دختركان و زنان بزك كرده خيابان، براي كانديداهاي «صادق» كه ادب شان قرار است «به ز دولت شان باشد» كاري برنمي آيد.
6. راي مردم، راي «قاطبه» مردم را نه با سکس و پورنوكراسي و عشوه و رقص و توهين، بلكه با خدمت و سادگي و صداقت واقعي مي توان جلب كرد و به همراه داشت.
7. وقتي گروهي كه سال ها مال مردم و ثروت كشور را به صورت يكپارچه بالا كشيده اند، يك شبه پشت سر كانديدايی قرار مي گيرند، قضيه بيشتر مضحك مي شود تا مدبرانه و كارساز!
8. وقتي پاي قدرت و شهوت و مقام پيش مي آيد، رطب خوردگان بسياري، منع رطب مي كنند!
مثلا همان ها كه فرياد شان براي جلوگيري سو استفاده از مقدسات براي جلب راي گوش فلك را كر كرده بود، با علم كردن سيادت و قاطي كردن آن با سياست، معجوني مي سازند كه هر چه بيشتر به هم مي زنند بوي نامطبوعش بيشتر بلند مي شود!
9. كساني كه به خاطر مصلحت «1» از دست ندادن راي جماعت پورنوكراسي، حاضر نشدند، اقدامات خلاق قانون و شرع آن ها را محكوم كنند، كارنامه سياهي براي آخرت و البته دنياي خود رقم زدند!
10 . اما ...
اما دولت عدالت و مهر و اميد، با آغوش باز، منتظر تمام كساني است كه قلبشان براي اسلام و ايران مي تپد. حتي اگر استفاده كرده باشند و حتي اگر دشمني ورزيده باشند زيباترين پيشنهاد، دعوت به بازگشت به آغوش ملت است.
كه اگر ملت آنان را ببخشد اميدي هست كه خدا هم از آن ها در گذرد.
فردا، روز ديگريست! به آغوش «خادم» ملت ايران برگرديد!/انتهاي پيام/