شوخي هاي جدي آدل خان
طالب پور: از استقلال تكان نمي خورم
كجا بهتر از استقلال ...
خداداد: نمي دانم پست حجازي در استقلال اهواز چگونه تعريف شده است.
آقاي حجازي هم مثل شما به عنوان دوست در استقلال همكاري مي كنند.
آشوبي: از تيم ملي خط نخوردم كنارهگيري كردم
پس شما هم مثل بقيه كناره گيري كرديد!!!!
پيشنهاد گونش به پرسپوليس: يك ميليارد تومان بدهيد تا بيايم.
گونش هم فهميده كه شما چقدر پول را حيف و ميل مي كنيد.
قطبي: شك ندارم كره را شكست مي دهيم.
خدا از زبونت بشنوه.
شجاعي: دوست ندارم حسرت جام جهاني 2010 را بخورم.
نه تنها شما، ما هم دوست نداريم كه حسرت بخوريم.
رحمتي: مطمئناً كرهاي ها مقابل ايران به آب و آتش نمي زنند.
ولي ما بايد حتماً خودمان را به آب و آتش بزنيم.
عزيزيان: من شاگرد تنبل كلاس بودم.
اتفاقاً پرسپوليسي ها به اين تنبل ها نياز دارند.
عمران زاده: براي پيشرفت به استقلال آمدم.
چه اشتباه بزرگي كردي.
برهاني: ديگراز قطبي ناراحت نيستم.
چون بازيت داد، ناراحت نيستي؟
ميناوند: حداقل بايد با 2 مهاجم حمله كنيم.
خوبه همه كارشناس شدند!!
نيك انديش: مگر كفاشيان در كار كميته انضباطي دخالت مي كند.
تا علي آبادي است، فرصت به كفاشيان نمي رسه.
عباسفرد: غير فوتبالي ها براي استقلال تصميم مي گيرند.
هميشه همين طور بوده....
خداداد: مشكلي با آمدن حجازي ندارم.
خوب خدا را شكر، تو بالاخره با يكي به مشكل نخوردي.
ناصر ابراهيمي: مهدوي كيا و هاشميان بايد از تيم ملي خداحافظي كنند.
شما هر وقت از مربيگري خداحافظي كردي، آنها هم از فوتبال خداحافظي ميكنند.
پولادي: چون بلد نبودم پشت سر قلعه نوعي حرف بزنم، نيمكت نشين شدم!
حالا كه از استقلال رفته اين حرفا رو مي زني.
روانخواه: مرفاوي مربي بي حاشيهاي است.
شايد خودش بي حاشيه باشد ولي اطرافيانش...
اولتيماتوم استقلالي ها به روته مولر، سفر به آلمان فقط هر 2 ماه يكبار.
هر 2 ماه يك بار به مدت 30 روز؟؟؟
پروين: مي توانيم كره جنوبي را شكست دهيم.
خوب شد اين نكته را متذكر شديد.
پژمان نوري: دوست دارم در پرسپوليس بمانم.
شايد پرسپوليس دوست نداشته باشد.
عنايتي: اصلاً احساس خطر نمي كنم.
نيمكت نشيني كه احساس خطر نداره.
نيكبخت: من و استقلال؟ شوخي است.
گاهي مواقع همين شوخي ها جدي مي شود.
كفاشيان: اگر رفتنم به صلاح فوتبال است مي روم؟
به اين ميگن آدم چيز فهم.
استيلي: پرسپوليس به تغييرات بنيادين نيازمند است.
از مديريت و كادر فني شروع كن.
مرفاوي: پيروز خودش رفت جباري بماند بهتر است.
چقدر جالب، همه خودشون مي روند، اجباري نيست؟
سامره: در مس آقاي گل استقلالي مي شوم.
باز هم توهم زدي.
برهاني: گل صعود را من مي زنم.
شما دروازه خالي را گل بزن، گل صعود پيشكش.