سقوط دلخراش
کد خبر:۳۰۷۰۹
وبلاگ «دست نوشته هاي يک دانشجو»/ اميرحسين ثابتي

سقوط دلخراش

اين روزها اتفاقات تلخي در جريان است. تلخ نه از اين جهت که مدعيان قانون و مردم سالاري سنگ و چماق به دست گرفته اند و در پي انتقام از ملت هستند، از اين جهت که سقوط انسان ها خيلي ناراحت کننده است ...

در فيلم مستند تبليغاتي دوم احمدي نژاد، وقتي شمقدري از او مي پرسد تلخ ترين خاطره شما کي بوده؟ دکتر پاسخ کوتاه اما با معنايي مي دهد:

"موقعي است که مي بينم بعضي ها سقوط مي کنند، چقدر بعضي ها سقوط مي کنند، خيلي دلم مي سوزد ..."

فارغ از اينکه منظور دکتر از اين جمله چه کسي يا کساني هستند، معتقدم تغييرات جوهري افراد طي گذر زمان از هر تلخي، تلخ تر است. کاري به سوابق افراد ندارم چرا که اگر چاره ساز بود حسينعلي منتظري هيچ گاه پس از آن همه سال که خود امام، "فقيه عاليقدر" خطابش مي نمود، عزل نمي شد . اصلا هرچقدر انسان به سوابق آدم ها نگاه مي کند و از طرفي ديگر هم آن را با وضعيت فعلي آنها مقايسه مي کند، بيشتر جگرش مي سوزد ...

اتفاقاتي که اين چند روز در تهران افتاده قابل پيش بيني بود زيرا از همان زمان که شعار مي دادند:

 "اگر تقلب نشه موسوي برنده ميشه / اگر تقلب بشه ايران قيامت ميشه" مشخص بود چه اتفاقاتي در انتظار است اما سوال اساسي اين است هاشمي رفسنجاني با نامه بي ادبانه خود به رهبري چه چيزي را خواست ثابت کند؟ نامه اي که حتي در آن سلام هم فراموش مي شود و پس از مقايسه گستاخانه رييس جمهور با بني صدر و منافقين، تلويحا پي بيني مي شود که در صورت ادامه وضع موجود مردم به خيابان ها خواهد آمد و ...

بهترين مکمل اين نامه هم بيانيه سخيف موسوي پس از اعلام نتايج بود که بدون مدرک و استدلال و با کلي گويي 24 ميليون راي را تقلب دانست و از هوادارانش خواست تا زير بار استبداد نروند و...

بارها در جمع هاي دوستانه با بچه ها گفته ام که اگر سن مان ديدن مشروطه يا ملي شدن نفت يا انقلاب يا دفاع مقدس و ... را قد نداده است بايد خدا را شاکر باشيم برهه حساس ديگري از تاريخ معاصر ايران را از سوم تير 84 تا به همين امروز را ديده ايم. مبالغه نمي کنم، اين حرف اعتقاد قلبي ام است. مگر تا الان کشوري بوده که بعد 30 سال گذشت انقلاب خود اين همه فراز و نشيب به خود ببيند؟ فراز و نشيبي که به نظرم يکي از حساس ترين برهه هاي آن همين روزها رقم مي خورد...

هاشمي و موسوي نه تنها بايد پاسخ کشته شدگان درگيري هاي چند روز اخير را بدهند که بايد پاسخ تک تک شهدايي که براي حفظ اين نظام رفتند را بدهند. هاشمي اي کاش روزي پاسخ دهد ارزش محسن و مهدي و فائزه و فاطمه و ياسر چقدر است؟ بيشتر از کل نظام؟... " أَنَّمَا أَمْوَلُكمْ وَ أَوْلَدُكُمْ فِتْنَةٌ "

و صد البته آقاي موسوي که به نظرم خودش هنوز هم نفهميده چطور و بازي چه کساني را خورده، اما بايد پاسخ دهد ارزش کسب قدرت تا کجاست؟ موسوي در تمام صحبت هاي انتخاباتي اش احمدي نژاد را به دروغ، به دروغگويي متهم کرد تا بهترين مصداق براي اين آيه شود:

"آنان که براي تصاحب صندلي رياست به کذب تو را به دروغگويي متهم مي کنند، خود از دروغگويان عالم اند" (سوره ص، آيه 28)

هاشمي و موسوي تا حالا يک بار هم اين جملات امام را خوانده اند؟

"من باز به همه اين آقاياني كه مي‌خواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نمي‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام مي‌كنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ،‌ بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد." (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

اين فتنه هم به زودي تمام خواهد شد. اما تاريخ ثبت خواهد کرد چه کساني از پس چه آزمونهايي سربلند يا شکست خورده بيرون آمدند ...

قصد نوشتن اين مطلب را نداشتم اما حال و هواي اين روزها قلم آدم را جز به سمت اين مدل نوشتن نمي برد.

پربازدیدترین آخرین اخبار