نمودار «تقلب بزرگ» يا «دروغ بزرگ»
دوستان! من در زندگي ام همواره کوشيده ام به حقيقت و نه به هيچ چيز يا کس ديگر، حتي به خودم- و به خصوص به خودم- وفادار باشم.
همواره به دوستانم هم گفته ام که اگر از جاده انصاف ذره اي دور شدم، در نقد من به سمت حقيقت، کوچکترين رحم و اغماضي به خرج ندهند.
اين بهترين و سخت ترين شيوه زيستني است که آموخته ام. ولو اينکه به خاطرش از هر دو طرف راست و چپ رانده شدم و از هر دو حرف شنيده ام.
امروز هم به شما مي گويم، اين شعار من است: «حقيقت و نه هيچ چيز ديگر، حتي شما دوست عزيز!»
اگر پست هاي پيشين من باعث شده براي من کامنت بگذاريد و مني که سال ها "تو" بوده ام را بدين خاطر که امروز گمان مي کنيد حقيقت را پايمال کرده ام، به سختي "شما" خطاب کنيد، از شما مي خواهم بر من سخت بگيريد و کوتاه نياييد. هرجا که گمان مي کنيد از انصاف خارج شده ام و به وادي وهم رفته ام، بر من بتازيد آنچنان که من نيز بر دوستان يا دشمنان شما تاخته ام. هيچ دوستي اي بر من به «شيريني» دوستي نيست که به سخت ترين شکل مرا از اشتباه-حتي اشتباه- باز مي دارد.
اما من همين جا مي نويسم که در پست هايي که موجب رنجش شما شده و شايد بر خلاف سليقه سياسي تان بوده و باعث حتي سکوت شما شده است، هرگز آگاهانه و براي خوشامد کسي ذره اي خلاف آنچه که حقيقت دانسته ام ننوشته ام و براي همه حرف هايم دليل مدرک و استدلال دارم.
در باب «تقلب در انتخابات» که به من اعتراض کرده بوديد، من در اين پست همه آن مباحث رياضي را که درباره نمودارها گفته شده مي آورم و قضاوت را با شما و با تاريخ مي گذارم.
من نوشتن اين پست را بر خودم لازم مي دانم تا باور کنم که همه حقيقت را در باب تقلب گفته ام و نه فقط تفاسير طنازانه خودم را.
اين توضيح را هم بدهم که قسمت هايي از اين نوشته ها از ايميل هاي دوستي به من رسيده که گمان نمي کنم عنوان نامش برايش مهم باشد.
پيش از هر چيز، به لينک زير نگاه کنيد:
https://www.huffingtonpost.com/robert-naiman/based-on-terror-free-tomo_b_215423.html
همان طور که مي بينيد، اين نظرسنجي يک نهاد آمريکايي وابسته به بنياد «راکفلر» پيش از انتخابات است، قاطعانه پيشبيني کرده که نتايج به صورت زير خواهد بود:
Mahmoud Ahmadinejad - 66.7%
Mir Hussein Moussavi - 27.5%
Mehdi Karroubi - 3.9%
Mohsen Rezai - 2.0%
حتما به خاطر داريد، فرداي اعلام نتايج انتخابات، نموداري بيرون آمد که نشان ميداد، بر اساس نتايج اعلام شده توسط وزارت کشور، رأي آقاي احمدينژاد به صورت خطي و با شيبي تقريبا ثابت از آقاي موسوي جلوتر است که براي بسياري از دوستان، اين کشف حجت علمي براي وجود تقلب در انتخابات بود.
به هر جهت و در باب آن نمودار خطي، بد نيست نگاهي هم به لينک زير بيندازيد:
يک سايت علمي آمريکايي که ظاهرا هيچ ارادتي هم به آقاي احمدينژاد ندارد، استناد به اين نمودار را بي اساس دانسته است، نويسنده در اين سايت نشان داده که چنين نموداري کاملا طبيعي است و به هيچ وجه وجود تقلب را اثبات نميکند.
از همه جالبتر اين که محقق مزبور نشان داده نمودار نتايج انتخابات ميان اوباما و مککين در آمريکا هم از مدل خطي مشابهي پيروي ميکند:
https://www.fivethirtyeight.com/2009/06/statistical-evidence-does-not-prove.html
اگر دنبال دلايل رياضي پديد آمدن اين نمودار هستيد، فايلي را آقاي دکتر رستگار از ايتاليا براي دوستي ايميل کردهاند. از ايشان هم تشکر ميکنم و لازم به ذکر نيست که ايشان هم به آقاي احمدينژاد رآي ندادهاند.
به دليل فيلتر بودن تايني پيک، عکس نمودار را نمي توانم بگذارم، فکر کنم همه ديده ايد، اما هرکس خواست بگويد برايش کل ايميل را فوروارد مي کنم، اما متن ايميل اين است:
"يک تحليل نادرستي که در چند روز گذشته ديدم، نمودار و رکرسيون بالاست. در اين تحليل دو سري زماني تعداد آراي دو کانديدا را رگرسيون کرده اند و ديده شده يک خط راست از ميان نقاط مي گذره و R2 رگرسيون هم شده 99 درصد و از اين بعنوان دليلي بر دست کاري آرا ياد کرده اند. حالا اين تحليل چرا اشتباهه؟ چون دو متغيري که stationary نيستند را در رگرسيون استفاده کرده اند و R2 بالا از نشانه هاي رگرسيون متغيرهايي هستند که با زمان افزايش پيدا مي کنند. اين مبحث در سري هاي زماني بحث ميشه و مي تونيد اينجا را نگاه کنيد. پروفسور گرنجر که جمعه پيش هم درگذشت بابت تحقيقاتش در اين موضوع به همراه رابرت انگل چند سال پيش جايزه نوبل را هم برد. من از همين داده ها استفاده کرده ام و به جاي اينکه از مجموع آرا در هر زمان استفاده کنم به داده هاي اضافه شده در هر مقطع زماني نگاه کرده ام. مثلا اگر در واحد زماني 4 يک سري اراي جديد اضافه شده فقط به آراي اضافه شده نگاه کرده ام و درصد آراي هر کانديدا را در اطلاعات اضافه شده را حساب کرده ام. نمودار زير درصد آراي موسوي و احمدي نژاد را نشون ميده . همانطور که مشاهده مي کنيد درصد احمدي نژاد در آراي اضافه شده رو به کاهش بوده (نقطه چين سياه) ودرصد موسوي روند رو به رشد داشته داشته است (خط قرمز). بررسي آرا و نشون دادن اينکه تقلب شده يا نه، کار سختي نيست. وزارت کشور آمار را به تفکيک شهرها اعلام کرده. کافيست که چند صندوق بصورت تصادفي از هر شهر انتخاب شوند و شمارش آرا انجام بشه و بعد با يک تست ساده آماري ميشه نتيجه گيري کرد که آمار اعلام شده درست هست يا خير. من تو حرف هاي موسوي چنين چيزي نديدم. ولي آقاي محسن رضايي همين پيشنهاد را ارايه کرده و فکر مي کنم راه ساده و درستي براي تاييد يا رد نتايج انتخاباته. دولت هم اگر حسابش پاکه بايد اين اطلاعات را در اختيار آقاي رضايي قرار بده و کشور بهمين سادگي از بحران درمياد."
آخرين مطلب در باب نمودارها که من ديدم، اين مقاله علمي ست که از بسياري لحاظ بسيار هم جالب است. يکيش اينکه اين قدر برايشان مهم است، لابد آنها که مقاله علمي قابل چاپ کار کرده اند مي دانند که چقدر زحمت دارد و البته اين مقاله به نظرم بيشتر سياسي مي رسد. اکسپت گرفتن براي يک مقاله به طور معمول بين دو تا هشت ماه طول مي کشد به هر حال pdf مقاله را دارم. هر کس خواست مي توانم بفرستم. دوستان لطفا دقت کنيد که اين مقاله هنوز پذيرفته نشده. يعني هنوز داوري علمي نشده. بلکه صرفا نوشته شده و حتي احتمال دارد-مثل هر مقاله ديگري- توي داوري رد شود. بنابراين قابل استناد نيست. و اين توضيحات يکي درباره اش:
با توجه به اينکه تعدادي از دوستان در مورد مقاله ارسالي حساسيت نشان دادند و توضيح بيشتري را {....} لازم به ذکر است که نويسنده مقاله از کشور لهستان هستند و با استفاده از قوانين موجود در علم آمار (که در تمامي علوم تجربي مورد آزمون قرار گرفته است) صرفا به بررسي آمار انتخابات ايران (که توسط وزارت کشور ايران منتشر شده است) پرداخته اند. همچنين نويسنده در جاهاي مختلف اشاره کرده اند که براي افزايش درستي ادعاهايشان نياز به آمار دقيقتر (ريزتر) دارند. نکته مهم و جالب توجه ارائه مقاله اي کاملا علمي توسط يک خارجي با استفاده از آمار انتخابات ايران است که به معني زير ذره بين قرار داشتن کشورمان است.
در واقع اين قسمت به نحوي نتايج تحقيق را نشان مي دهد:
i.e. roughly 3 million votes would have been artificially added to A’s vote counts. Corresponding explanations for the anomalous (according to this alternative hypothesis) ...
يعني احتمال سه ميليون تقلب در راي احمدي نژاد وجود دارد. اگر چه اين فقط يک مقاله علمي ديتيلزاست و هنوز پذيرفته نشده و به هيچ وجه به معناي راي قطعي نيست، اما تنها راه درک آن يک بررسي آماري دقيق تر و -البته-آرام تراست. و براي اطلاع دوستان بايد عرض کنم من خودم هنوز اين مقاله را کامل نخوانده ام. اما هر چيز جديدي را که دانستم اينجا خواهم نوشت.
اين ها را نوشتم که مشخص باشد، من گرچه احتمال تخلف يا تقلب را به طور کلي رد نمي کنم و حتي در شرايط آرام-اتفاقا بررسي اش را دست کم براي برطرف شدن ايرادات وارده کاملا لازم مي دانم، اما اين به معناي اين نيست که هيچ يک از استدلالات غلط طرفين دعوا را مي پذيرم. در ضمن دوستان بدبين يا خوش بين من! اين احتمال در بهترين حالت -يعني اگر مقاله فوق پذيرش داشته باشد و مصداق هم درست باشد که همه اينها کار کارشناسي مي خواهد- حداکثر سه ميليون است و حتي اگر همه اين رقم مربوط به راي موسوي باشد باز هم هنوز اختلاف خيلي زياد است و انتخابات را به دور دوم نمي کشاند.
به هر حال معتقدم هر اصلاح و يا حتي محاکمه اي بايد در داخل و به دست معتمدين خودمان انجام گيرد. من در پي دفاع از هيچ چيز يا کسي نيستم مگر شناخت حقيقت، و زيرپاگذاشتن حق را يا نپذيرفتن اش را از هرکسي که باشد تاب نمي آورم.
و من مي دانم که اين بحث ها از براي عقل جزيي است، آنکه "اعتماد" کرده اعتمادش را از اينجاها بدست نياورده و آنکه "اعتماد" ش را از دست داده-و من به او هم حق مي دهم و اين از پيچيدگي حق است- با اينها به دستش بر نمي گردد. من اما در کنار گفتن از عقل کلي اين تحفه را هم براي عقل جزيي آوردم که گله کرده بود.
از دروغ خوشم نمي آيد. از هر که و هر چه که باشد.
و تا مطمئن نباشم قلم به دست نمي گيرم.
و اي دوست من! تو که اين روزها سکوت کرده اي! تو که خيلي پيشتر از سبز پوش ها نوميد شده بودي! چرا که بوي قدرت تمام کوچه هاي جان انسان را پرکرده بود! و تو اين بو را چه خوب مي شناختي! تو که «پيش بيني» مي کردي و نه «پيش گويي». و آنکه مي داند مي داند که يک دنيا فرق است ميان اين دو کلمه. و آنکه نمي داند را حرجي نيست.
با توام اي دوست من! تو که يک کوه حرفي! تو که اشکهايت را پنهان کرده اي و از ظلمت اين روزها دلت گرفته. تو که سکوت کرده اي و بيشتر از همه حرفي. چرا نمي نويسي؟ بنويس! اين ناله ها بايد جايي به ثبت برسد. ناله هاي انسان کامل. ميان اين همه انواع دارويني. ناله هاي تو در فراق انسان کامل در ميانه دروغگوياني که تشت رسوايي شان اين روزها از بام تاريخ افتاده، تنها تسلي روح انسان است. آن روح زجرکشيده تنها که به گفته هاي من و تو اميد بسته است.
بنويس دوست من! نگو به من که قرآن باز کرده اي و "مريم" آمده و روزه سکوت، نگو که گفتني اي نيست، نگو که اين نيز بگذرد؛ اين ها براي عظمت تو حرف هاي کوچکي ست، سکوتت را در اين خماري با سکر آورترين شراب ها بشکن، بگو بگو! پيش از آنکه ناگفته ها گلويت را ببندد بگو.
----------------------
بعدالتحرير: صرفا به خاطر احترام به جريان آزاد اطلاعات(!) اين پست را فرستادم اش براي همه اهالي دانشگاه. جالب است. آنهايي که تا حالا جواب داده اند بيشتر از خارج ايران بوده اند! و اين پاسخ يکي از اساتيد است.استاد ک. از آلمان(؟). اينکه مرا مستر خطاب کرده به کنار. اما اتهامي که برايم خيلي خنده دارتر است اتهام لاور(lover) احمدي نژاد است(که عشقش را کنار گذاشته) در حاليکه خيلي ها -از طرفدارانش- مرا هيتر(hater) احمدي نژاد مي دانند(که لابد put asside mu hate!)! عجب روزگاري شده! چه جوابي مي توانم به او و امثال او بدهم. مثل اينکه اينها خودشان منطقشان باينري شده!
Hi dear Mr F...,
There is no need to refer to these statistical predictions.
What do think when you are alone, and when you put aside your love to Mr.
Ahmadinejad? Do you actually believe that Ahmadinejad has won the election
with more than 25 millions votes? And there is no fraud in it? Yes, I
know; no body can prove it; the only way is to take a new election with
independent observers.
good luck,
اين جواب چطور است؟
do you think that an alone person could not take his wisdom
/انتهای پیام/