شما رهبر نميشويد، بي خيال!
22 بهمن ماه سال 1357 کودکي 4 ماهه بودم و از آمدن آن امام بزرگ، خميني روحخدا، چيزي به خاطر ندارم. همو که وقتي آمد در خيابان هاي تهران -که بارها تصوير آن را از تلويزيون ديدهايم - مردم کوچه و بازار و پابرهنگان، مسير فرودگاه تا بهشتزهرا را پوشانده بودند. اما رفتن آن پير سفر کرده را به چشمان خود ديدهام که همان محرومين و مستضعفين بر سر و سينه ميزدند و جاي سوزن انداختن نبود...
انقلاب امام به لحاظ محتوي و هدف، متفاوت از همه انقلابهاي دنيا بوده و هست، اين را همه ميدانند. در روزهاي اخير شاهد خيابانگردي گروهي از آشوبگران هستيم که به اسم حمايت از مردي که خود را فرزند معنوي امام ميداند، در خيابان ها امنيت و آسايش خلقا... را به هم زدهاند، شعار ميدهند، شيشه ميشکنند و با روخواني از شبکههاي ماهوارهاي حرف از براندازي و... ميزنند.
امروز رسانههاي اروپايي و آمريکايي، مير حسين را «رهبر اپوزيسيون» ميدانند، ظاهراً اين دشمنان قسم خورده انقلاب اينبار براي رسيدن به اهداف خود سوژه جديدي پيدا کردهاند و با اميد بستن به او و کساني که از او حمايت ميکنند، تلاش ميکنند به اهداف پليد خود دست يابند.
اما غافل از آنکه سنگ بنايي که امام در ايران اسلامي بنا نهادهاند با حرکت هاي کور به جايي نخواهد رسيد، اساساً من اعتقاد راسخ دارم که اگر همين امروز دوباره رأيگيري مجدد انجام گيرد، بسياري که گمان ميکردند موسوي «فرزند انقلاب» است و در دايره نظام به او رأي دادند، دوباره او را انتخاب نخواهند کرد چرا که با حمايت اجنبيها و گروهي آشوبگر، اينروزها سعه صدر سياسي خود را در معرض نمايش همگان گذاشته است.
مقايسه آنچه با هدايت امام قبل از بهمن 57 در ايران اتفاق افتاد، با آنچه امروز در جريان است، مشخص ميکند، ايران کشوري نيست که هر کس در هر زمان و با هر وسيله قصد تغيير داشته باشد، بتواند نيت خود را عملي کند و اين مردم به راحتي ثمره خون جوانان خود را که اين درخت تناور انقلاب است، از دست نخواهند داد. شاهد اين مدعا مقايسه اتفاقات قبل از انقلاب با آنچه اکنون در حال جريان است ميباشد که به برخي از آنها در ذيل اشاره ميکنم:
1- امام خميني از سال 42 و قبل از آن تا 57 که انقلاب او به ثمر نشست خود در وسط ميدان و اولين معترض به جريان حاکم بود ولي آقاي موسوي! در مورد شما حتي در اين 4 سال که به قول خودتان احساس خطر کردهايد نيز کسي حرفي و اعتراضي از شما نشنيد و يک شبه مرد مبارزه و ميدان شدهايد!
2- امروز نقطه تمرکز تجمعات خياباني و لشکر کشي موسوي در خيابان هاي تهران است و تقريباً همه اين تجمعات در نقاط مرفه نشين اين شهر است. اساساً گويا عناصر پشت پرده اين جريانات جرأت کشيدن اعتراضات به جنوب شهر را ندارند چراکه ميدانند اگر اين اشتباه را مرتکب شوند مردم در مقابل عناصر آشوبگر ايستادگي کرده و به آنها روي خوش نشان نميدهند؛ در حالي که در خيابان هاي آنروز تهران به نقل از بزرگترها همه جا شور و حال انقلابي بود، اساساً گويا آن روزها جنوب شهريها بيشتر پاي رکاب رهبر خود بودند.
3- امام در برابر معاويه زمان ايستاده بود و شما دل علي دوران را خون ميکنيد.
4- امام در تمام طول مبارزه از حاميان بيگانه اين ملت و امپرياليست هاي جهاني برائت جسته بود و اينک که زورگويان عالم در تريبون هاي مختلف شما را رهبر اپوزيسيون ميخوانند شما سکوت کردهايد(در فرهنگ ما سکوت علامت رضاست)
5- يکي از اقدامات ياران خميني کبير، آزاد سازي مسجد خرمشهر از دست دشمنان اين ملت بود و اکنون دوستان شما مساجد را آتش ميزنند و شما باز سکوت کردهايد.
6- امام ثابت کرد که آمريکا هيچ غلطي نميتواند بکند ولي گويا شما تمام همت و توان خود را بکار گرفتهايد تا عکس آن را اثبات کنيد.
بگذريم آقاي موسوي اين مقايسه جفايي بزرگ به امام و انقلاب امام است، اما اگر فکر ميکنيد که هنوز در خط امام هستيد، بايد بگويم با امام ماندن مهم است، آنها که حکم رئيس جمهوري از امام داشتند نيز منحرف شدند، شما که حکمي هم از امام نداريد، لذا تنها به اين دليل که نخست وزير آيتالله العظمي خامنهاي در زمان امام بودهايد، دليل نميشود دل پابرهنگان و مظلومين را به درد آوريد، که شايد اگر امام نيز امروز بودند، شما براي رسيدن به قدرت براي ايشان نيز نامه توهينآميز مينوشتيد...
خلاصه کلام اينکه به قول ما جنوبشهري ها جناب آقاي موسوي سايز شما براي رهبر شدن خيلي کوچک است، بي خيال!
*عباس تقدسي نژاد: پژوهشگر مسائل سياسي
/انتهاي پيام/