آقای مهندس! من جواب می خواهم
کد خبر:۳۱۲۵۰
وبلاگ «نوانديش»/ محمد هادي صحرابان

آقای مهندس! من جواب می خواهم

آقاي موسوي! اميدوارم يادتان باشد امام در قسمتي از پاسخ استعفاي شما آورده است: «همه بايد به خدا پناه بريم، و در مواقع عصبانيت دست به كارهايى نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند...»

جناب مهندس ميرحسين موسوي 

باعرض سلام و ادب

بدون مقدمه پيرامون اعتراض شما و هوادارانتان نسبت به نتيجه انتخابات چندسوال از شما مي پرسم:

1. شما معتقد بوديد احمدي نژاد با افشاي اسامي فقط دو سه نفر آبروي نظام را برد، آيا شما با زير سوال بردن برگزاري انتخابات و نتيجه انتخابات آبروي نظام را نبرديد؟

2. شما با تشکيل « کميته صيانت از آرا » قصد صيانت از آراي ملت را داشتيد، حال به قول خودتان در انتخابات تقلب و تخلف شده است، پس نتوانستيد با اين کميته از آراي ملت صيانت و حفاظت کنيد، حال چه تضميني است اگر ريئس جمهور مي‌شديد از نظام و ناموس و شرف و عزت و... کشور و ملت حفاظت کنيد؟

3. اگر مي دانستيد که در انتخابات تخلف مي شود و اگر احمدي نژاد راي بياورد، حق شما خورده شده پس چرا به صحنه آمديد؟ چرا اين همه هزينه ميلياردي کرديد؟ اين همه با شور و شوق به همراه همسرتان به شهرها سفر کرديد؟ چرا قبل از انتخابات به جاي همايش هاي آنچناني که دخترکان و پسرکان را با موسيقي‌هاي طرب انگيز به رقص واداشتيد، راهپيمايي عليه سلامت انتخابات انجام نداديد؟ اگر مي دانستيد به هر نحوي احمدي نژاد را از صندوق بيرون مي‌آورند، چرا انتخابات را تحريم نکرديد؟ آيا کارهاي تبليغاتي شما نشانه اميد به راي آوردن نبود؟

4. آيا اين اعتراض و به راه انداختن راهپيمايي هاي هر روزه و ميدان دادن به اغتشاشگران و کشته شدن و زخمي شدن انسان‌هاي بي گناه و مزاحمت براي هموطنان، اين قدر ارزش دارد که شما بر روي صندلي رياست تکيه بزنيد؟ آيا نمي‌شد از راه‌هاي قانوني اقدام مي کرديد که کم هزينه ترين و عقلاني ترين راه است؟ مگر ادعاي شما قانون گرايي و مبارزه با قانون گريزي نبود؟ آيا اين جار و جنجال‌هاي شما نمونه بارز قانون گريزي نيست؟

5. آيا شما قانون انتخابات را نمي دانستيد که در اين راه قدم گذاشتيد، پس اگر مي دانستيد و آنرا محترم مي شماريد، پس چرا صف خود را از صف اغتشاشگران جدا نمي کنيد؟ و دست از برگزاري راهپيمايي ها و ناهنجاري‌هاي اجتماعي و اعمال ضد قانوني و صدور بيانيه هاي تشنج زا برداريد؟

6. شما براحتي و بدون هيچ سند قوي خواستار ابطال انتخابات هستيد، شما حداقل چند سند محکمه پسند نه ادعاي تخلف که بر روي شعب اخذ راي و يا شهرستان يا استاني بتواند اعتراض بگذارد را ارائه نداده ايد، پس چه طور خواستار ابطال انتخابات هستيد؟ آيا مي دانيد در قانون انتخابات، ابطال در چه صورتي اتفاق مي افتد؟ اگر نمي دانيد که برايتان متاسفم! اگر مي دانيد و اينگونه فرافکني مي‌کنيد بازهم متاسفم! چرا که صداقتتان را زير سوال برده‌ايد.

7. شما با 40هزار و 676 نفر نماينده بر سر صندوق اخذ راي رکورد تعداد نماينده کانديدا در شعب اخذراي را در طول انتخابات زده‌ايد، حال سوال اينجاست که اين همه نماينده ناظر از سوي شما در شعب اخذ راي ،فرمانداري‌ها ،استانداري‌ها و ستاد وزارت کشور چه کار مي کرده‌اند؟ برخي از نماينده هاي آقاي کروبي که به او نارو زده و به شما راي دادند، اما نماينده هاي شما که فکر نمي کنم چنين کاري کرده باشند! پس چطور تقلب شده است؟ از سوي ديگر نماينده آقاي کروبي و رضايي هم که رقيب احمدي نژاد بودند با دقت مواظب بودند که طرفداران احمدي نژاد تقلب نکنند!

8. همسر شما معتقد است که راي لرستان به خاطر اينکه شما داماد آنها هستيد، مال شماست، راي آذربايجان شرقي هم به دليل زادگاهتان مال شماست، ما هم مي گوييم اگر راي آذربايجان غربي و شرقي و اردبيل و لرستان را به شما بدهيم، بازهم اختلاف فاحش است، اشکال ندارد راي شهر تهران هم مال شما، سيستان و بلوچستان هم مال شما، آيا فکرش را کرده ايد بازهم از احمدي نژاد عقب هستيد؟ جالب اينجاست که کروبي هم اهل لرستان است، رضايي هم از قوم لر است، داماد احمدي نژاد هم لر است، احمدي نژاد هم استاندار اردبيل بوده و هم شهردار تهران، اما اگر آراي مورد ادعاي شما پنج ميليون و يکهزار و 85  مي‌شود پس بهتر است دنبال بهانه ديگري بگرديد.

قابل ذکر است که راي شما در استان سمنان که زادگاه احمدي نژاد است، بيش از 20 درصد آراي اخذ شده است، پس احمدي نژاد هم بايد بگويد در استان زادگاهش تقلب به نفع موسوي شده است؟

راي احمدي نژاد در استان هاي مدعي موسوي: 5001085 = سيستان و بلوچستان432433 + آذربايجان شرقي 1131111 +آذربايجان غربي 623946 +اردبيل325911 + لرستان 677829 +تهران1809855، قابل ذکر است که اين آرا به طور فرض مي‌توان به شما بذل و بخشش کرد!

 9. سوالي در رابطه با ادعايي که روز جمعه 22خرداد مبني بر پيروزي قطعيتان در انتخابات دارم، چطور اين حرف را با صراحت زديد در حاليکه دوستان خود شما و موسسات و مراکز اطلاع رساني ايراني و خارجي و حتي برخي مسولان دولتهاي خارجي دوست و دشمن ايران، پيروزي احمدي نژاد را قطعي مي دانستند؟ مي‌شود بپرسم با چه شيوه علمي به اين نتيجه پي‌برديد؟

10. بايد يادتان باشد امام مکرراً مي فرمودند: هر جا دشمنان از ما دفاع کردند و تمجيد و ستايشمان کردند بايد از حرکت و کار خود مشکوک شويم و مخالف تعاريف آنها عمل کنيم، آيا فکر نمي کنيد حالا که رسانه هاي استکباري از بيانيه ها و حرکات و سخنان شما و طرفدارانتان حمايت مي کنند بايد شک کنيد و تغيير جهت دهيد؟ اگر ادعاي خط امامي به سينه مي زنيد، پس به نصايح امام عمل کنيد!

 11. شما و همسر محترمتان، دوست و دشمن نظام اسلامي و ميهن عزيزمان را مي توانيد تشخيص دهيد؟ اگر مي توانيد پس برچه اساسي رسانه هاي آمريکايي و انگليسي را محرم اسرار خود مي دانيد و با آنها مصاحبه مي کنيد، اگر هم تشخيص دوست و دشمن برايتان دشوار است، پس واي به حال کشوري که شما مي خواهيد سياست خارجه اش را هم اداره کنيد؟

 12. آيا خود مي دانيد که بازيچه دست دشمنان ايران اسلامي شده ايد؟ و مي‌خواهند به واسطه شما انقلاب رنگين براي واژگوني نظامي که شما در دوران دفاع مقدس نخست وزيرش بوده ايد، انجام دهند؟ اگر نمي دانيد، خوب است مطالعه اي از نحوه انقلاب رنگين در کشورهاي اوکراين، گرجستان، قرقيزستان داشته باشيد که مراحل کار تبليغاتي اطرافيان شما با کانديداهاي حامي غرب در کشورهاي مذکور چه تفاوتي دارد؟

13. شما در اعتراض به نتيجه انتخابات مدعي دفاع از حقوق مردم هستيد؟ آيا اين حقوق ارزشش را دارد که با جان و امنيت مردم به دستش آوريد؟ آيا امنيت از حقوق اوليه و اساسي ملت نيست که شما آن را سلب کرده‌ايد؟ آيا مردم تهران نبايد اين آزادي داشته باشند که بعدازظهرها جهت تفريح يا خريد وسايل زندگي خود آزادانه به تردد بپردازند؟ چرا باز هم پس از کشته شدن 17نفر از هموطنانمان بيانيه مي دهيد و برحق خود تاکيد مي ورزيد و فضا براي سوء استفاده اغتشاشگران هموار مي کنيد؟ اگر از مردم و نظام نمي ترسيد، از خدا بترسيد و يا لااقل آزادمرد و جوانمرد باشيد؟ مگر خودتان نبوديد که مي گفتيد: اين صندلي رياست جمهوري ارزشش ندارد که برايش دروغ بگوييم! پس اگر ارزشش يک دروغ ندارد، حتما ارزش از بين رفتن 17 نفر از مردم بي گناه و سلب آسايش و امنيت مردم را هم ندارد؟

14.اميدوارم يادتان باشد امام در قسمتي از پاسخنامه استعفاي شما آورده است: « همه بايد به خدا پناه بريم، و در مواقع عصبانيت دست به كارهايى نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند » و خيلي ظريف به شما تذکر داده‌اند: « شما در سنگر نخست وزيرى، در چهارچوب اسلام و قانون اساسى، به خدمت خود ادامه دهيد». آيا بهتر نيست حداقل به همين نکات از نصايح امام که با توجه به اشرافيت ايشان با اخلاق و رفتار شما تذکر داده‌اند، عمل نماييد؟

 انشاءا... خداوند به ما ظرفيت تحمل شکست را عطا فرمايد.

 والسلام

پربازدیدترین آخرین اخبار