نفس های آخر فتنه
کد خبر:۳۱۳۸۳
یادداشت - سید علی حسینی*

نفس های آخر فتنه

 هم اکنون شروع ثبات و آرامش مردم، آغاز فرایند باز پرداخت هزينه خسارات متعددي است که دشمنان و نااهلان در اين دو هفته بي رحمانه به ملت ايران تحميل کرده اند؛ همانا ادامه حيات اجتماعي مراکز قدرت و ثروت و تحميل آنها به مردم از جانب قدرت هاي سياسي دیگر امکان پذیر نیست...

سناريوي انقلاب مخملين يا همان پروژه براندازي نرم نظام جمهوري اسلامي ايران که اين روزها در فاز اجرايي اقدامات واکنشي در برابر شکست در انتخابات مي باشد، داراي ابعاد مختلفي است که ضمن پيچيدگي، با گذشت زمان به پايان خود نزديک مي شود.

 ورود زود هنگام و شتابزده عوامل پشت صحنه خارجي آشوب ها، با اظهارات نسنجيده و غيرديپلماتيک آنان، آنهم درسطح بالاترين مقام هاي دولتي آمريکايي و اروپايي – که نشانه کمين طولاني اين گرگ هاي درنده سياسي است – فضاسازي سرپل هاي داخلي جريان برانداز را که مي کوشيدند حرکت مخملين خود را تا شکل گيري نهايي، با برپايي تجمعات گسترده و به ظاهر آرام در سراسر کشور ادامه داده و با شيوه هاي متنوع و پيچيده عمليات رواني، اقشار و لايه هاي مختلف مردم را به آرامي با خود همراه کنند، با ناکامي مواجه کرد.

در اين ميان ورود سازمان منافقين (مجاهدين خلق) - که يکي از منفور ترين سازمان هاي تروريستي جهان خصوصا در بين ملت ايران است - به عرصه نمايش هاي خياباني در ميان طرفداران يکي از کانديداها، مشکلات تئوريسين هاي جريان برانداز را دوچندان کرد.

چنانچه به زعم بعضي از ايشان؛ اگر ورود علني و عجولانه عوامل پشت پرده جريان هاي اخير صورت نمي گرفت روند رو به رشد جريان سازي داخلي و حتي خارجي، به بسياري از اهداف خود دست مي يافت.

ليکن همسويي عملي و گره خوردن منافع سردمداران جريان به اصطلاح اصلاحات در ايران با منافع چپاول گرايانه برخي دول اروپايي و امريکا، سازمان منافقين (مجاهدين خلق) و تقريبا تمامي اراذل و اوباش و سارقين مسلح پايتخت و آشکار شدن حضور و نقش ايشان براي عموم مردم، تحليل رفتارهاي پيچيده و حساب شده رهبران براندازي نرم را بسيار ساده و همه فهم گردانيد، بطوريکه پس از وقايع اخير برغم روزهاي اوليه نا آرامي ها، سرپل هاي اصلي جريان با احتياط کامل تمامي توان خود را معطوف به دعوت از عوامل خود به آرامش کرده و شعار پرهيز از هرگونه خشونت را جزو اصلي ترين تاکتيک هاي اجرايي خود نمودند.

درحاليکه بحران مقبوليت و مشروعيت اين پروژه براندازانه به روشني در تلفيق ناشيانه دو حرکت نامتجانس انقلاب هاي رنگين شوروي سابق با انقلاب بزرگ ملت ايران به چشم مي خورد، خود به خوبي مي دانند که با توجه به فقدان شديد هرگونه پشتوانه تئوريک مناسبي براي دست زدن به يک کودتا و حتي انقلاب مخملين در نظام ايران، کاهش و يا پايان حرکت هاي هيجاني اخير- که از چند ماه قبل از انتخابات با هزينه هاي هنگفت طراحي شده و به صورت موجي شديد پس از اعلام نتايج انتخابات بروز کرد - و نيز کاناليزه شدن اعتراضات در مسير قانوني منطبق بر استدلال و عقلانيت، در حقيقت پايان پروژه پر هزينه براندازي نرم ايشان مي باشد.

ضمن اينکه خطر مهمتري که سرپل هاي اين جريان را بشدت تهديد مي کند، اين است که در جريان حوادث اخير تقريبا تمامي عوامل ضدانقلاب و مسئله دار داخلي و خارجي تمامي قواي خود را به صحنه آورده و به طور علني مکنونات قلبي خود را در معرض ديد همگان قرار دادند.

ايشان به خوبي مي دانند که هم اکنون شروع ثبات و آرامش مردم، آغاز فرایند باز پرداخت هزينه خسارات متعددي است که دشمنان و نااهلان در اين دو هفته بي رحمانه به ملت ايران تحميل کرده اند؛ همانا ادامه حيات اجتماعي مراکز قدرت و ثروت و تحميل آنها به مردم از جانب قدرت هاي سياسي دیگر امکان پذیر نیست.

اگر چه احياي سناريوي حذف فيزيکي آقايان موسوي و خاتمي و ديگر رهبران اين جريانات به عنوان آخرين تکاپو ها براي ادامه اغتشاشات بسيار محتمل بوده و هوشياري جدي نيروهاي نظام را مي طلبد، ليکن به نظر مي رسد اقدامات بعدي تئوريسين ها و عوامل اصلي اجرايي ايشان در روزهاي آتي منفعلانه و با سردرگمي و آشفتگي بيشتري همراه باشد که اين خود به پايان ماجرا نزديک تر است و به فضل الهي نظام اسلامي از اين گردنه حساس نيز مانند گذشته عبور نموده و فصل جديدي را در دهه چهارم انقلاب اسلامي ايران آغاز خواهد نمود. انشاء الله.

والعاقبه للمتقين

*سيد علي حسيني - فعال دانشجويي
 

پربازدیدترین آخرین اخبار