مقصر فراموش شده ؟!
کد خبر:۳۱۴۸۱
یادداشت - مهدي جهانتيغي*

مقصر فراموش شده ؟!

امروز خاتمي و موسوي در خسارات وارده به نظام و مردم بعد از انتخابات در طول هم قرار دارند ونه در عرض هم و همان دست هاي که موسوي را با زيرکي بر صحفه شطرنج انقلاب مخملي به حرکت مي دارد خاتمي را نيز به عنوان کمک کار و مهره قوي هدايت مي کند

اين روزها موجي از خونخواهي و اعتراضات مردمي از عاملان اغتشاشات اخير ايجاد شده است، برخورد با عاملان اصلي اين جريانات از درخواست هاي اصلي مردم در اين روزها از دستگاه هاي امنيتي و قضايي است.

بسياري از حقوقدانان و نخبگان قضايي در راس اين جريانات ميرحسين موسوي را مقصر اصلي  مي دانند. افکار عمومي نيز اين روزها تک تک شخصيت هاي سياسي که موجب پيش آمدن چنين حوادث تلخي شده اند را زير نظر دارد و رصد مي کند و قطعا زماني خواهد رسيد که اگر لازم شد براي مجازات آنان نيز اقدام کنند.

شايد يکي از شخصيت هاي که بعد از موسوي بيش از ديگران مردم درباره او بحث مي کنند، «محمد خاتمي» باشد و برايشان بسيار مهم است که بدانند نقش و جايگاه و ميزان ورود و تاثيرگذاري وي در حوادث اخير چقدر مي باشد و چگونه است .

محمد خاتمي رئيس جمهور سال هاي 76 تا 84 ايران از شخصيت هاي کليدي است که رصد جريانات منتسب، حامي و حتي منتقد درون حزبي او و همچنين رفتار شناسي خود او مي تواند به بسياري از سوالات مطرح شده در اذهان افکار عمومي اين روزهاي مردم ايران و قضاوت درباره او نحوه مواجه با او را در آينده جواب دهد.

براي رسيدن به جواب اين سوالات به نظر مي آيد بايد عملکرد محمد خاتمي را قبل از انتخابات و بعد از آن مورد بررسي و تحليل قرار داد.

محمد خاتمي چندين دوره انتخاباتي بود که ليست و افراد مورد حمايتش موفق به کسب راي اعتماد مردم نشده بودند. جريان اصلاحات که او خود را رهبر اين جريان مي دانست در حال فراموشي، انزوا و طردشدن بود.

خاتمي مي دانست که شکست دوباره در انتخابات دهم رياست جمهوري معادل با سقوط به پرتگاهي است که راه نجات براي او و هم حزبي هايش بسيار کم خواهد بود.

او احساس کرد که خود بايد به عرصه انتخابات بياييد، اما خيلي زود با چند سفر و نظرسنجي متوجه شد که آرائش نسبت به احمدي نژادي که چهار سال پيش هم کانديداهاي مورد حمايتش را قاطعانه پشت سر گذاشته بود، بسيار کمتر خواهد بود، لذا خيلي زود خود را کنار کشيد.

کنار کشيدن خودخواسته خاتمي يک روي سکه در آن زمان بود و روي ديگرش پروژه عبور از خاتمي بود که چند سال قبل توسط افراطيون اصلاح طلب کليد خورده بود. پروژه عبور از خاتمي در ميان جريانات اصلاح طلب جريان ريشه دار و قوي بود که با شکست هاي پياپي خاتمي و مخصوصا با اعلام آمادگي ميرحسين موسوي براي کانديداتوري رياست جمهوري بسيار قوي تر شد. جريانات مدافع عبور از خاتمي او را شخصي کامل و مقتدر براي رسيدن به خواسته هايشان نمي دانستند. بطوريکه فائزه هاشمي به صراحت اذعان کرد که خاتمي فردي بي عرضه است و نمي تواند کانديد خوبي براي رياست جمهوري و ادامه راه اصلاحات باشد.

هرچند محمد رضا خاتمي برادر وي به عنوان عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت در اين سال ها بسيار تلاش کرد که خود را چهره اي تندرو در راه رسيدن به اهداف اصلاحات نشان دهد و بارها نيز موضع گيري ها و سخنراني هاي افراطي انجام داد ولي نتوانست به گونه اي کامل کننده شخصيت سياسي برادرش به دلخواه افراطيون باشد.

خاتمي هنگامي که با اين جريان روبه رو شد علي رغم ميل باطني و قلبي، هم حمايت از ميرحسين موسوي را پذيرفت و هم به رهبري جريانات تندرو اصلاح طلب را که ستاد انتخاياتي موسوي را در دست گرفته بودند تن داد.

افراطيون حامي موسوي که آن روزها سخت سرگرم آماده شدن خود و افکار عمومي را براي شائبه تخلف در انتخابات و بعد از آن هم تجمعات و اغتشاشات خياباني بودند، از مهره اي قوي به مانند محمد خاتمي نمي توانستند به راحتي بگذرند. به نظر آنها بهترين روش اين بود که محمد خاتمي نقش يک تبلیغاتچي که داراي جايگاه مردمي خوبي است را براي موسوي در ايام انتخابات بازي کند و بعد در پروژه شائبه تخلفات و تجمعات و اغتشاشات نيز کمک حال موسوي باشد و نامه و بيانيه هاي کمکي براي او صادر کند.

خاتمي نيز سعي کرد اين دو کار را به خوبي انجام دهد؛ او قبل از انتخابات اعلام کرد اگر تقلب نشود موسوي پيروز است.

خاتمي نيز به مانند خود موسوي با يک برنامه از پيش تعيين شده در همان روز انتخابات اعلام کرد موسوي پيروز انتخابات است.

اعلام اين پيروزي ها از طرف خاتمي حاکي از آن است که خاتمي کاملا هماهنگ و در اختيار برنامه ريزي ها براي ايجاد شائبه تخلف در انتخابات و بعد از آن اغتشاشات و تجمعات غير قانوني قرارداشته است.

خاتمي چند روز بعد از انتخابات و در روزهايي که تجمعات غيرقانوني و اغتشاشات خياباني منجر به خسارات جاني و مالي هنگفتي به مردم شد در نامه مشترک به همراه ميرحسين موسوي گام ديگري براي ادامه اغتشاشات بر مي دارد.

خاتمي در اين نامه بدون آنکه اشاره اي به خسارتي که از فضايي که تجمعات غير قانوني حاميان او و موسوي براي اراذل و اوباش بوجود آورده است براي ايجاد اغتشاش، غارت و خسارت به مردم؛ نيروهاي انتظامي را متهم به خشونت مي کند و خواستار آزادي کساني مي شود که مسببان اصلي اين بي نظمي ها و خسارات به مردم شده اند.

خوش خدمتي خاتمي به اينجا نيز ختم نشد و خاتمي چند روز بعد گام طراحي شده دوم را برداشت و بيانيه اي صادر کرد. وي در آن بيانيه به صراحت اعلام کرد ارجاع شکايت به مراجعي که بايد حافظ حقوق مردم باشند ولي خود مورد انتقاد و شکايت هستند راه حل مسئله نيست و عملا ادامه تجمعات و اغتشاشات خياباني را خواستار شد.

طبيعي است وقتي مدعي باشيم جايگاهي براي رسيدگي به شکايات نيست بنابراين گرفتن حق به دست خودمان مي باشد!! خاتمي در آن بيانيه مدعي شد: «بستن راه اعتراض مدني به روي مردم به معني گشودن راه هاي خطرناکي است که خدا مي داند به کدام سرانجام برسد.»

البته درباره ديدار مخفيانه خاتمي با آمريکاي ها در يکي از کشورها، حرف و حديث ها زياد است ولي به اعتقاد بعضي از کارشناسان انجام اين ديدار قسمتي از ماجراي ايجاد آشوب هاي خياباني و اغتشاشاتي است که موسوي قبل از اعلام انتخابات در گفتگو با مجله تايم به آن اشاره کرده و خبر داده بود.

اگر از کنار اين موضوع هم بگذريم دوستان هم حزبيش که امروز دستشان براي ايجاد انقلاب مخملي و ارتباط با بيگانگان رو شده است سبب مي شود که دامن محمد خاتمي از حوادث اخير هيچگاه پاک نشود.

امروز خاتمي و موسوي در خسارات وارده به نظام و مردم بعد از انتخابات در طول هم قرار دارند ونه در عرض هم و همان دست هاي که موسوي را با زيرکي بر صحفه شطرنج انقلاب مخملي به حرکت مي دارد خاتمي را نيز به عنوان کمک کار و مهره قوي هدايت مي کند و با کمال تاسف بايد گفت خاتمي رئيس دولت اصلاحات، خواسته يا ناخواسته به خوبي نقش تاريخي خود را براي تحقق انقلاب مخملي در ايران انجام داد؛ انقلاب مخملي که تئورسين ها و دست اندرکاران آن ملت ايران را هنوز نشناخته اند و براي همين متوجه نبودند که ايران گرجستان نيست!

*مهدي جهانتيغي - خبرنگار «شبکه خبر دانشجو» در سيستان و بلوچستان

/انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار