ياران حقيقي انقلاب کيستند؟
شاید فضای رسانهای را برای ماها چنان نمود داده باشند که تصور کنیم بعد از روی کار آمدن احمدینژاد در کشور و منطقه و جهان اتفاق خاصی رخ نداده است اما واقعیت آن است که اتفاقات بزرگی رخ داده و به نظر میرسد اتفاقات بزرگتری هم در راه است، اتفاقاتی که امثال موسوی، کروبی، رضایی، خاتمی و بزرگتر از اینها در آن گم میشوند.
رئیس جمهوری که به قول پرفسور مولانا به تنهایی یک رسانه است و انصافاً رسانه بود که توانست موجی از رایحه خوش خدمت را در سوم تیر 84 در فضای کشور ایجاد کرده و قلوب مردم را به سمت خود جذب کند، او اکنون در دلهای مردم جا دارد و به خوبی توانسته است با خدمتگزاری خالصانه و بیمنت، پاکدستی و یکی بودن با مردم همه اقشار را به سمت خود جذب کند و من با چشمان خود این موضوع را در سیل جمعیتی که 15خرداد در میدان امام (ره) اصفهان جمع شده بودند دیدم و هضم این مسئله برایم سنگین بود اما واقعیت داشت.
فرصت پرداختن به اتفاقات بزرگ چهار سال گذشته نیست که مقایسه وضعیت کشور در دنیا و وضعیت منطقه و دشمنان در شرایط فعلی با 4سال پیش خیلی از این اتفاقات بزرگ را نشان میدهد؛ پیشرفتهای بزرگ علمی در انرژی هستهای، نظامی، دارویی، ماهواره و...، کوتاه آمدن زورگویان در قبال ایران با ایستادگی و مقاومت کشور، تحولات منطقهای و شکست رژیم صهیونیستی در جنگهای 33 و 22روزه، حرکت کشور به سمت آرمانهای اصیل انقلاب بنحوی که در آن اصطلاحات ساختگی چپ و راست، اصولگرا و اصلاحطلب در آن رنگ باخت و افراد واقعیت وجودی خود را روشن کردند؛ علی لاریجانی که کردان ده سال دست راست وی در صداوسیما بود در جلسه رأی اعتماد برخلاف آئیننامه اجازه نمیدهد تا زاکانی واقعیات را برای نمایندگان بگوید تا رفیق شفیقش رأی بیاورد اما همو پس از روشن شدن مسایل برای همگان برای اینکه خود را روشنفکر جلوه دهد گذشته خود را فراموش کرده و بر احمدینژاد و کردان میتازد.
همین لاریجانی که طرح دولت ملی را برای مطرح کردن خودش و پایینکشیدن احمدینژاد مطرح کرد، وقتی برای خود سرانجام مطلوبی متصور نمیشود برادر محسن را تنها و تنها در میان راه رها میکند کاری که قالیباف نیز با رضایی انجام داد؛ لاریجانی که برای خودی نشان دادن و تبلیغاتی برای خودش سه سال زودتر از موعد همایش سی سال قانونگذاری در ایران را برگزار میکند و از همه حتی نهضت آزادی نیز دعوت میکند پس از عتاب حضرت آقا مجبور میشود شکرانه وحدت را به تلافی آن مراسم کذایی برگزار کند.
لاریجانی که با قرار دادن رحمانیفضلی در رأس دیوان محاسبات جنگ روانی جدیدی را همراه با افساد طلبان بر علیه دولت خدمتگزار و مردمی راه میاندازد و لحظهای تا روز قبل از انتخابات از این کار خود دریغ نمیورزد.
همین لاریجانی است که اخلاق را کنار گذاشته و در شرایطی که رئیسجمهور با استدلالهای منطقی به مجلس بواسطه تبدیل لایحه بودجه دولت به یک طرح اخطار قانون اساسی میدهد سخنان رئیسجمهور را به طنز تشبیه کرده و چماقی را برای کوبیدن بر سر احمدینژاد مظلوم در اختیار زیاده خواهان و یاوه گویان میدهد، آنهایی که توهم موج سبز آنها را موجی کرد و اکنون در توهم خودساخته چنان گرفتار آمدهاند که هیچکس را بجز خودشان قبول ندارند و گویی اینان فرشتهای از سوی پروردگار برای نجات انقلاب شدهاند.
همین لاریجانی که باز هم در شرایطی که کشور دچار چالش ایجاد شده از سوی قانونشکنان قانونگریز شده و دشمن نیز تحت لوای این آقایان به دنبال عملی کردن دستورات انقلاب مخملی در ایران است در گفتگوی ویژه خبری ژست روشنفکرمآبی گرفته و میگوید که چرا به مردم مجوز قانونی برای تجمع داده نمیشود؟ شاید ایشان هم فکر میکند با یک یا چند تجمع قانونی یا غیرقانونی کار تمام میشود؟ واقعاً عجیب است از این آقایان که نمیدانند یا خود را به نادانی زدهاند در این شرایط حساس آب به آسیاب دشمن میریزند.
مردم و آحاد ملت به دنبال بیانات رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه تهران مسیر خود را تشخیص داد و عجیب است که این سخنان لاریجانی پس از بیانات رهبری معظم افاضه میشود؟
باید برای مظلومیت علی زمان گریست که چنین یارانی در صدر انقلاب قرار گرفتهاند و اگر نبودند ملتی آگاه، شجاع و همیشه در صحنه با حضور ولیفقیه در رأس امور، این خواص که بارها پایشان لغزیدهاست انقلاب را بر باد فنا داده بودند.
درد خود را کجا ببریم که امثال لاریجانی که مغرضانه و آگاهانه و لجوجانه بخاطر رئیسجمهور نشدن خود در سوم تیر 84 از احمدینژاد انتقام میگیرند حتی اگر به قیمت ضربه خوردن به نظام و انقلاب باشد.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
/انتهاي پيام/