اندر احوالات اين روزها!
زمانهی عجیبیست؛
تکرار تاریخ معاصر و تاریخ صدر اسلام، اما با یک فرق مهم؛ مردمان تاریخ معاصر و امروز و این زمانه، پشت ولی زمانشان را خالی نکردند و تنهایش نگذاشتند.
قرآنهای سر نیزه و خدعههای عمرعاص و «الله و اکبر»های سر پشت بام این شبها، که البته هر شب کمتر میشود و بیانیههای از سر درماندگی گاه و بیگاه مردی که میگفت: "ادب مرد به ز دولت اوست!" چه شباهتهای نعل به نعلی دارند با روشهای آنانی که کارزار جمل را برپا کردند!
و چه زیبا بود الله و اکبرهای دختربچهی 5 ساله همسایه زرتشتیمان! که شاید در این بازار آشفته، ذخیره آخرتی باشد برای مردی با شال سبز! حیف که فقط یک شب آمد، آن هم برای 5 دقیقه!!!
و وای بر روزی که خودیهایشان! پتههای پر نیرنگشان را نقش بر آب کنند و بگویند، برخی از اسرار مگو را!
باز هم به غیرت تو، سید امیر حسین مهدوی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین [انقلاب اسلامی]، که با تمام جوانیت، فهمیدی که چه شد و چه دستهایی از پشت پرده، روزهای قشنگ انتخاباتمان را به اغتشاش و بلوا کشید.
و باید دیدنی باشد، چهرهی آنها که داعیه سی سال انقلابی بودن را یدک میکشند! و هنوز در جهل مرکب خود غوطهورند!
آنهایی که نه خوابند که بیدارشان کنی و نه جاهل که پندشان دهی؛ بلکه عاقلند در خیانت خود و خود را به خواب کوری زدهاند که عاقبتش موت است!
نانی که در مجمع روحانیون مبارز، بیانیه منافقانه صادر میکنند و یادآور میشوند مردان شورای حکمیت را! که علی(ع) را خانه نشین کرد و اگر آن روز یک ابوموسی اشعری بود و یک طلحه و زبیر، امروز، جمعشان جمع است در لباس پیامبر!!! به نام روحانیون مبارز!!!
و این روزها هنوز منتظر ارائه اسناد و مدارک تقلب در انتخابات توسط مرد قانون!! و هم پیالگیهایش هستیم! تا مشخص شود خون تعدادی از جوانان این آب و خاک، دامن چه کسانی را آلوده است!
و در پایان باید بگویم:
"از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست"!
/انتهاي پيام/