حزب يا ستون پنجم ؟!
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، متن اين يادداشت به شرح زير است:
1- «داوطلب محترم کنکور از هم اکنون به تمام دوستان و اقوام خود بگو نفر اول کنکور سراسري سال 88 هستي و بعد از اعلام نتايج کنکور بدون نگراني از اين که نامت در ليست قبولشدگان نيست، با صدور يک بيانيه اعلام کن در کنکور تقلب شده است! ولي مواظب باش که هرگز به دعوت سازمان سنجش براي اعتراض قانوني و بررسي ورقه هاي آزمون تن ندهي که خيلي آبروريزي خواهد شد.
ستادميرحسين موسوي»
بعدازظهر روز چهارشنبه 10/4/88 که ارسال پيامک از طريق تلفن همراه بعد از مدتي توقف، دوباره آغاز شد، پيامک فوق از اولين پيامک هايي بود که در سطح گسترده اي ميان شهروندان مبادله مي گرديد. مضمون اين پيامک اگرچه مضحک است ولي دقيقاً با ادعاي آقاي ميرحسين موسوي درباره تقلب در انتخابات و خودداري عجيب و غيرقابل توجيه وي از مراجعه به مراکز قانوني براي پي گيري ادعاي خويش، انطباق دارد. عجيب تر آن که آقاي موسوي در آخرين بيانيه خود دهها بار بر ضرورت قانون گرايي و مراجعه به قانون تاکيد مي ورزد تا آنجا که مي گويد «حتي جسد قانون هم» قابل احترام است!
اين همه تناقض آشکار و برخوردهاي چندگانه و متضاد با هيچ محاسبه منطقي و روال طبيعي و عاقلانه اي قابل توجيه نيست و درباره علت آن تنها دو احتمال وجود دارد بي آن که احتمال سومي در ميان باشد. احتمال اول آن که آقاي موسوي و اطرافيانش مبتلا به نوعي بيماري شده و نعمت عقل و انديشه را از دست داده باشند و احتمال دوم آنکه آقاي موسوي و برخي از اطرافيانش جنايات انجام شده را به عنوان يک «مأموريت» مرتکب شده باشند. اين احتمال به اندازه اي قوت دارد که نفي آن تقريباً ناممکن به نظر مي رسد و نه فقط شواهد و قرائن موجود، بلکه اسناد و مدارک غيرقابل انکار فراواني از اين مأموريت بيروني حکايت مي کند و دراين باره فقط بايد پرسيد کداميک از مواضع و عملکرد آنان با دستورالعمل هاي از پيش اعلام شده مقامات آمريکايي انطباق نداشته است؟! و کداميک از خواسته هاي آنها با خواسته هاي 30 ساله و بارها تکرار شده آمريکا و متحدانش همخوان نبوده است؟! تقريباً هيچ!...
بي حساب نبود که آمريکا، اسرائيل، اتحاديه اروپا، تمامي گروههاي ضدانقلاب- بدون استثناء- مفسدان اقتصادي، کلان سرمايه داران غارتگر و... در حمايت از موسوي و دارودسته اش يقه چاک مي کردند و تمامي توان سياسي و رسانه اي خود را در پشتيباني از اين جماعت به کار گرفته بودند.
همين جا بايد اشاره کرد، کساني که به خاطر سليقه سياسي خاص خود و بدون اطلاع از مأموريت بيروني موسوي و حلقه اطراف او به وي رأي داده اند، حساب جداگانه اي دارند و همواره مورد احترام بوده و خواهند بود.
2- اين روزها جريان آلوده اي که براساس شواهد و اسناد موجود براي قانون شکني، قتل مردم بي گناه، غائله آفريني، غارت اموال عمومي و تضعيف اقتدار نظام اسلامي مأموريت بيروني داشتند بعد از ناکامي توأم با رسوايي در اجراي ماموريت ياد شده، به جاي آن که توبه کنند و عذر تقصير به پيشگاه خدا و خلق خدا آورند پرده ديگري از توطئه مورد اشاره را به ميدان آورده اند.
روز يکشنبه 7 تيرماه 88 کيهان طي يادداشتي با عنوان «ارباب حلقه ها» به اين مرحله از توطئه ياد شده اشاره کرده و آورده بود؛
«تبديل توطئه شکست خورده اخير به «آتش زيرخاکستر» و حفظ آن به عنوان «يک دمل چرکين و نيشتر نخورده» براي آتش افروزي و فتنه انگيزي در آينده» مرحله ديگري از پروژه کودتاي مخملي آمريکايي هاست. در همان يادداشت آمده بود که اين مرحله از توطئه ياد شده، در پي نا اميدي مرکز توطئه از ادامه آشوب ها و افشاي دروغ بزرگ تقلب در انتخابات! به اجرا گذارده مي شود و هدف از آن زمينه سازي براي تشکيل يک حزب «اپوزيسيون» با شعار «نامشروع بودن» دولت دهم است.
اين پرده از پروژه ديکته شده آمريکايي ها نيز همانگونه که پيش بيني مي شد، روز چهارشنبه 4/88/10 -يعني يک روز بعد از اعلام قطعي و مستدل نتيجه انتخابات- با صدور بيانيه اي چند صفحه اي و با امضاي- تاکيد مي شود که فقط با امضاي- ميرحسين موسوي کليد خورد.موسوي در اين بيانيه بي آن که از قانون شکني هاي پي درپي خود ياد کند، دهها بار بر ضرورت تن دادن به قانون و پي گيري مطالبات از طريق قانوني اشاره کرده و در نهايت به موضوع اصلي بيانيه پرداخته و از تشکيل يک حزب با شرکت و حضور ساير اطرافيان خود خبر داده است!
نکته درخور توجه اين که موسوي يکي از اهداف حزب مورد نظر را «صيانت از حقوق و آراي پايمال شده مردم در انتخابات گذشته و از طريق انتشار مدارک و اسناد تقلب ها و تخلف هاي انجام گرفته و نيز رجوع به محاکم قضايي»! معرفي کرده و توضيح نمي دهد اگر اسناد و مدارکي که حاکي از تقلب در انتخابات! باشد در اختيار دارد چرا علي رغم درخواست چندباره مراجع قانوني از ارائه اين اسناد خودداري ورزيده است؟! و چنانچه هيچيک از مراجع قانوني را قبول ندارد، اولا؛ چرا دم از قانون گرايي مي زند؟ ثانياً؛ چرا براي رياست جمهوري در بستر قوانين همين نظام ثبت نام کرده و به رقابت پرداخته است؟ ثالثاً؛ چرا اکنون از مراجعه به همين مراجع قانوني سخن مي گويد؟! و دهها تناقض ديگر که بيرون از محدوده اين نوشته محدود است.
3- موسوي اگرچه در بيانيه اخير و پرتناقض خود، بخش ديگري از مأموريت ديکته شده بيروني را -همانگونه که از قبل پيش بيني شده بود- به اجرا درآورده است ولي اين بيانيه با هدف ديگري نيز منتشر شده است که فرار از مجازات قطعي به جرم قتل انسان هاي بي گناه، برپايي آشوب و بلوا، اجير کردن اراذل و اوباش براي تعرض به جان و مال و ناموس مردم، همکاري آشکار با بيگانگان و ايفاي نقش ستون پنجم آمريکا در داخل کشور و دهها جرم مشهود ديگر از جمله آنهاست. جنايات هولناک و خيانت آشکاري که متهمان اصلي آن از جمله موسوي و خاتمي بايد در دادگاهي علني و در مقابل چشم مردم مظلوم و خونخواه پاسخگوي آن باشند.
4- تاسيس حزب تابع قوانين تعريف شده اي است که سلامت سياسي اعضاي اصلي و تشکيل دهنده حزب از جمله شرايط آن است. بنابراين حزبي که آقاي موسوي در بيانيه اخير خود از تلاش براي تاسيس آن خبر داده است نمي تواند قانوني باشد زيرا اعضاي اصلي آن نظير ميرحسين موسوي و محمد خاتمي به ارتکاب جرايمي که در بند پيشين مورد اشاره قرار گرفت متهم هستند. از اين روي بعيد نيست موسوي و حلقه پيراموني او که قانون ستيزي ويژگي شناخته شده و بارز آنهاست، حزب مورد نظر را بدون مجوز قانوني تشکيل دهند. در اين صورت نام واقعي آن «ستون پنجم دشمن» خواهد بود، ترجمان ديگري از «آتش زير خاکستر فتنه» و چاره آن، اين سخن حضرت امير عليه السلام که چشم فتنه را بايد کور کرد.
5- و بالاخره، انتخابات رياست جمهوري دهم بدون کمترين ترديد يک موهبت الهي بوده است. در جريان اين انتخابات، پيوند اسلاميت و جمهوريت نظام با آراي 40 ميليوني و حضور 85 درصدي مردم به گونه اي حيرت انگيز به نمايش درآمد. چهره واقعي برخي از مدعيان که آلودگي و استحاله خويش را طي سالهاي متمادي از نگاه مردم پنهان کرده بودند بر ملا شد، اين پالايش در حلقه هاي بالا به يقين با رويش در بدنه همراه است قانون ستيزي مدعيان اصلاحات و آشوبگري آنان معياري خالي از ابهام براي کساني بود که فريب شعارهاي قانون گرايانه و اصلاح طلبانه اين جماعت را خورده بودند و...
/انتهاي پيام/